دیوان اشعار - قطعات

خاقانی

شمارهٔ ۲۶۹

خاقانی
چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم تا ز خونین جگرش لعل قبا آرایم
ریسمان از رگ جان سازم و سوزن ز مژه دیده را دوختن لعل قبا فرمایم
اول از عودم خائیدهٔ دندان کسان آخر از سوختهٔ عالم دندان خایم
گر به من دندان کردند سپید این رمزی است کاول و آخر دندان کسان را شایم