دیوان اشعار - قطعات

خاقانی

شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود

خاقانی
جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم وحید گنج هنر بود و بود عم به سرم
به سوی این دو یگانه به موصل و شروان دلی است معتکف و همتی است برحذرم
هنر بدرد ز دندان تیز سین سخا دلم درید و بخائید گوشهٔ جگرم
سخا بمرد و مرا هر که دید از غم و درد گریست بر من و حالم چو دید در بدرم
منم غریق غم و اندهان که در شب و روز غم جمال برم و انده وحید خورم