دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۳
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعه شعری است در وصف وفاداری بیقید و شرط عاشق به معشوق، حتی در شرایطی که رنج دوری و بیتوجهیِ او بر عاشق چیره شده است. شاعر با استفاده از تکرارِ ساختارهای دستوری و بازیهای زبانی (جناس و اشتقاق)، بر ناپایداریِ رنج و پایداریِ مهر تأکید میکند.
درونمایه اصلی اثر، ایستادگی در برابر ناملایمات عشق و نوعی شکرگزاری از وضعیت موجود است. شاعر معتقد است که حضور معشوق به زندگی معنای طلا و ارزش میبخشد و دوری او، فقرِ عاطفی و مادی به همراه دارد و تنها به دلیل دوری از اوست که زندگیاش از رونق افتاده است.
معنای روان
قلب من هرگز از اشتیاق و هوای تو رو برنمیگرداند و ذرهای از عشقم کم نمیشود.
نکته ادبی: هوا در اینجا به معنای میل و اشتیاق است و برنمیگردد کنایه از تزلزلناپذیریِ اراده عاشق است.
قلب من هرگز از اشتیاق و هوای تو رو برنمیگرداند و ذرهای از عشقم کم نمیشود.
نکته ادبی: تکرارِ بیت برای تأکید بر اصرار و پایداری عاشق در عشق خویش.
قلب من هرگز از اشتیاق و هوای تو رو برنمیگرداند و ذرهای از عشقم کم نمیشود.
نکته ادبی: استمرار در بیانِ یک عقیده ثابت توسط عاشق.
قلب من از هوای تو برنمیگردد و اشتیاق به تو نیز از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: استفاده از واژههای مشابه برای تأکید بر تداومِ حضورِ معشوق در ذهن عاشق.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: اشاره به ماندگاریِ فکر و خیال معشوق در درون عاشق.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ تغییرِ حالِ دلِ عاشق.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثبات قدم در عشق.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تکرار برای آهنگینسازی و تثبیت مفهوم.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکیدِ مجدد بر این که دل، جایگاهِ امنِ عشقِ اوست.
اشتیاق به تو از قلب من بیرون نمیرود و تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ زوالِ یادِ یار.
به دنبال جانشین برای من نباش، چرا که من نیز برای تو هیچ جایگزینی نمیجویم.
نکته ادبی: بدل در مصراع اول به معنای جایگزین و در مصراع دوم نیز به همان معناست؛ تأکید بر انحصارگرایی در عشق.
به دنبال جانشین برای من نباش، چرا که من نیز برای تو هیچ جایگزینی نمیجویم.
نکته ادبی: تأکید بر وفاداریِ دوطرفه در خواستِ عاشق.
به دنبال جانشین برای من نباش، چرا که من نیز برای تو هیچ جایگزینی نمیجویم.
نکته ادبی: تأکیدِ مصرانه بر عدمِ پذیرشِ شخصِ دیگر به جای معشوق.
به دنبال جایگزین مباش، چرا که من نیز جایگزینی برای تو نمیجویم؛ و در وفاداری من تردید مکن که غمِ تو در دل من دگرگون نمیشود.
نکته ادبی: استفاده از واژه دگر برای تأکید بر ثبات قدم در عینِ پویاییِ غمِ عشق.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند و کم نمیشود.
نکته ادبی: تکرارِ دگر برای تأکید بر یکسانیِ حالِ دل در رنجِ دوری.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ غمِ عشق.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ غمِ عشق.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ غمِ عشق.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ غمِ عشق.
در مورد وفاداری من دچار تردید و دگرگونی نشو، که رنجِ عشقِ تو هرگز در دل من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ غمِ عشق.
شگفتا که در راه عشق تو وجود من تحلیل رفته و دیگر اثری از من باقی نمانده است.
نکته ادبی: اثر نماندن کنایه از فنا شدن و از بین رفتنِ هویتِ عاشق به خاطرِ رنجِ دوری است.
شگفتا که در راه عشق تو وجود من تحلیل رفته و دیگر اثری از من باقی نمانده است.
نکته ادبی: تکرار برای برجستهسازیِ رنجِ عاشق.
شگفتا که در راه عشق تو وجود من تحلیل رفته و دیگر اثری از من باقی نمانده است.
نکته ادبی: تکرار برای برجستهسازیِ رنجِ عاشق.
شگفتا که در راه عشق تو وجود من تحلیل رفته و دیگر اثری از من باقی نمانده است، اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تضاد میان محو شدن عاشق و بیتفاوتی معشوق که مایهی تعجب شاعر شده است.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر بیتوجهی و بیاثر بودنِ درد عاشق بر قلبِ معشوق.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر نفوذناپذیریِ قلب معشوق.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر نفوذناپذیریِ قلب معشوق.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر نفوذناپذیریِ قلب معشوق.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر نفوذناپذیریِ قلب معشوق.
اما در دل تو ازین غم اثر نمی گردد.
نکته ادبی: تأکید بر نفوذناپذیریِ قلب معشوق.
حال من به خاطر دوری از تو بد است و این بد بودن شرایط، برای من جای شکر دارد.
نکته ادبی: استفاده از تضاد (بد و بتر) برای نشان دادن نوعی رضا و تسلیم در برابر سرنوشت.
حال من به خاطر دوری از تو بد است و این بد بودن شرایط، برای من جای شکر دارد.
نکته ادبی: شکرگزاری در عینِ سختی، نشان از اوجِ کمالِ عاشق است.
حال من به خاطر دوری از تو بد است و این بد بودن شرایط، برای من جای شکر دارد.
نکته ادبی: تأکید بر اینکه وضعیت میتوانست از این فاجعهبارتر باشد.
حال من به خاطر دوری از تو بد است، اما هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: هزار شکر کنایه از رضایتِ جبری در برابرِ تلخیِ دوری است.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
هزار بار شکر میکنم چون اوضاع از این بدتر نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ بروزِ فاجعهای بزرگتر.
به برکت وصال تو، همه کارهای من ارزشمند و درخشان (مانند زر) شده بود.
نکته ادبی: ایهام در واژه زر که هم به معنای طلا (ثروت) است و هم کنایه از معشوق و ارزش و اعتبار.
به برکت وصال تو، همه کارهای من ارزشمند و درخشان (مانند زر) شده بود.
نکته ادبی: تأکید بر قدرتِ اعجازگونهی وصالِ معشوق.
به برکت وصال تو، همه کارهای من ارزشمند و درخشان (مانند زر) شده بود.
نکته ادبی: تأکید بر قدرتِ اعجازگونهی وصالِ معشوق.
به برکت وصال تو، همه کارهای من چون زر شده بود؛ و اکنون دلیلِ اینکه کارم به سکه و ارزشمندی نمیرسد، بیزر (بیسرمایه یا بییار) بودن من است.
نکته ادبی: استفاده از جناس در زر و بیزری برای بیانِ رابطه مستقیمِ حضورِ معشوق با ثروت و قدرت.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
تنها به خاطر بیزر بودن است که کارم دیگر مانند طلا نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به فقرِ عاشق پس از هجران.
از سرنوشت خویش در حیرتم و برایم بسیار شگفتآور است که کارم به اینجا کشیده است.
نکته ادبی: «عجب دارم» در اینجا به معنای در شگفت بودن و حیرتزده شدن است.
از سرنوشت خویش در حیرتم و برایم بسیار شگفتآور است که کارم به اینجا کشیده است.
نکته ادبی: تکرار مفهوم حیرت برای تأکید بر استیصال شاعر در برابر بخت ناموافق.
از سرنوشت خویش در حیرتم و برایم بسیار شگفتآور است که کارم به اینجا کشیده است.
نکته ادبی: واژه «بخت» در اینجا به معنای طالع و سرنوشتِ مقدر است.
حتی اگر جهان با چنین بخت و اقبالِ واژگونهای که من دارم، همراه نشود و تغییر نکند، همچنان در حیرتم.
نکته ادبی: عبارت «برنمیگردد» در اینجا کنایه از تغییر نیافتنِ حالِ روزگار است.
اگر جهان به چنین بخت و تقدیر تلخی که نصیب من شده است، واکنشی نشان نمیدهد.
نکته ادبی: استفاده از فعل «برنمیگردد» برای توصیف عدم تغییر در روندِ سختِ زندگی.
حتی اگر روزگار با وضعیتِ سختِ کنونیِ من سازگار نمیشود.
نکته ادبی: تداوم فضای شکایت از بیتوجهی عالم به رنج شاعر.
اگر جهان به چنین سرنوشتی تن نمیدهد و گردش آن به نفع من تغییر نمیکند.
نکته ادبی: به کارگیری فعل به معنای روی گرداندنِ دنیا از شاعر.
اگرچه دنیا با این حال و روزِ بدِ من همسو نیست و تغییری ایجاد نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر تضاد میان آرزوی شاعر و گردشِ بیتفاوت جهان.
اگر چرخِ گردون با چنین بختِ تیرهای که من دچارش هستم، همراهی نمیکند.
نکته ادبی: کنایه از سکون و عدم گشایش در کار شاعر.
حتی اگر وضعیتِ جهان با این سرنوشتِ شومِ من دگرگون نمیشود.
نکته ادبی: اشاره به استمرارِ بینتیجهی تلاشها.
اگرچه اندوهِ جدایی از تو، مانند سیلابی سهمگین بر سرم آوار شد و مرا در خود غرق کرد.
نکته ادبی: «فرق» در اینجا به معنای بالای سر است. «آب فراق» استعاره از غمِ سنگین جدایی است.
گرچه سیلِ غمِ دوریِ تو از حد گذشت و تمام وجودم را فرا گرفت.
نکته ادبی: استفاده از «از فرق گذشتن» کنایه از غرق شدن و غلبهی کاملِ غم است.
هرچند فشارِ هجرانِ تو مرا کاملاً احاطه کرده و از پا درآورده است.
نکته ادبی: تشبیه جدایی به آب که نشاندهنده شدت و هجوم ناگهانی آن است.
اما دلخوشیِ من این است که حداقل در این میانه، دامانِ تو از این غمها گزندی ندیده است.
نکته ادبی: «کعب» در اینجا به معنای پا یا دامن و مایه عزت است. «تر شدن» کنایه از آلوده شدن به بلا یا رنج است.
خوشحالم که مقام و جایگاه تو از رنجهای من آسیب نمیبیند و پاک مانده است.
نکته ادبی: تأکید بر بیگناهی و بلندپایگی محبوب در عین رنج کشیدنِ عاشق.
دلخوشم که دامنِ تو از غبارِ غمهای من و بلاهای روزگار مصون مانده است.
نکته ادبی: نمادِ حفظِ حرمتِ محبوب در کلام عاشق.
آسودهخاطرم که جایگاهِ رفیعِ تو به هیچ وجه دچار آلودگی و آسیب نشده است.
نکته ادبی: تضاد میان رنجِ شاعر و سلامتِ محبوب.
مایه آرامش من این است که ساحت وجودی تو از رنجهای من در امان است.
نکته ادبی: استعاره از کعب به عنوان نماد عزت و پاکی.
خوشبختیِ من در این است که تو از این گردابِ بلا، تر و آلوده نمیشوی.
نکته ادبی: اشاره به فداکاری شاعر که رنج خود را کوچک میشمارد.
دلم قرص است که ساحت تو از گزند این بلاها دور است.
نکته ادبی: تأکید بر ایثار و گذشتِ عاشق.
چه روزی است که منِ خاقانی در برابر درگاه تو به انتظار نایستادهام؟
نکته ادبی: استفاده از نام شاعر در بیت، امضای هنری اوست.
هر روز کارِ من این است که در پیشِ درِ خانهی تو سرگردان باشم.
نکته ادبی: تداوم و استمرار در حضور عاشق در آستانهی محبوب.
کدام روز بوده که من در آستانهی درِ تو حضور نداشتهام؟
نکته ادبی: پرسش انکاری برای نشان دادنِ وفاداریِ همیشگی.
و مانند شهیدی در خونابهی خود نغلتیدهام؟
نکته ادبی: «شهیدوار» تشبیه به حالِ جانباختگان راه حق است.
و هر روز در رنجی خونین غوطهور نشدهام؟
نکته ادبی: «خونابه» کنایه از اشکِ خونین و رنجِ عمیق است.
و مانند کسی که جان داده، در دریای خون خود دست و پا نزدهام؟
نکته ادبی: استعاره از شدت رنج و نزدیکی به مرگ در هجران.
و در آستانِ تو، ایثارگرانه به خون خود آغشته نشدهام؟
نکته ادبی: نمادپردازیِ فداکاری و ایثار در راه محبوب.
و همچون شهید در رنجِ خود غرق نشدهام؟
نکته ادبی: توصیف حالِ زارِ شاعر به دلیل دوری از درگاه.
و هر دم در خون دل خوردن غرق نگردیدهام؟
نکته ادبی: تکرارِ تمثیلِ شهید برای شدت بخشیدن به تأثیرِ کلام.
و چون شهید در خونِ خود نغلتیدهام؟
نکته ادبی: تأکید بر وفاداری و قربانی شدن در راه عشق.