دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۸
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات در فضای اندوه و شیداییِ عاشقانه سروده شدهاند و گویای دردی عمیقاند که معشوق بر جان عاشق روا میدارد. شاعر با لحنی شکوهآمیز، از پارادوکسِ عشق سخن میگوید؛ عشقی که برخلاف انتظار، بیش از دشمن، بر جان و روان عاشق زخم میزند و تمام هستی او را که در اینجا «خرمن ایام» نامیده شده، به آتش میکشد.
در ادامه، شاعر به بیقراریِ دلِ سرگشته اشاره دارد که همواره در پیِ ناصواب است و همچون مرغی ناآرام، آشیانه خود را در کنارِ «بدعهدی» بنا میکند. تقابل میان گله و گرگ، و شیون با شبان، تصویری است از احوالِ نفوسِ غافل که در ظاهر به سوی باطل میروند، اما در باطن، نالهی توبه سر میدهند. این مجموعه، بیانگرِ تضادِ رفتاریِ دلِ عاشق میانِ هوایِ نفس و یادِ معشوق است.
معنای روان
آنچه عشقِ محبوب با من انجام میدهد، چنان سهمگین است که گویی از مرز تحمل گذشته است.
نکته ادبی: تکرار در مصراع دوم برای تأکید بر شدتِ رنج است.
آنچه عشقِ محبوب با من انجام میدهد، چنان سهمگین است که گویی از مرز تحمل گذشته است.
نکته ادبی: تکرار در مصراع دوم برای تأکید بر شدتِ رنج است.
آنچه عشقِ محبوب با من انجام میدهد، چنان سهمگین است که گویی از مرز تحمل گذشته است.
نکته ادبی: تکرار در مصراع دوم برای تأکید بر شدتِ رنج است.
آنچه عشقِ محبوب با من انجام میدهد، به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: استفاده از سوگند (والله) برای تأکید بر شدتِ غیرقابلباور بودنِ ستمِ معشوق.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
به خدا سوگند که اگر دشمن با دشمنِ خود میکرد، چنین نمیکرد.
نکته ادبی: تأکید بر تضادِ رفتارِ یار با دشمن.
حاصلِ عمرِ من با داغ و زخمِ یادِ او گره خورده است.
نکته ادبی: خرمن در اینجا استعاره از حاصلِ زندگی و هستی شاعر است.
حاصلِ عمرِ من با داغ و زخمِ یادِ او گره خورده است.
نکته ادبی: خرمن در اینجا استعاره از حاصلِ زندگی و هستی شاعر است.
حاصلِ عمرِ من با داغ و زخمِ یادِ او گره خورده است.
نکته ادبی: خرمن در اینجا استعاره از حاصلِ زندگی و هستی شاعر است.
حاصلِ عمرِ من با داغ و زخمِ یادِ او گره خورده است و او خود قصد دارد این هستی را به آتش بکشد.
نکته ادبی: تضاد میان داغ (که نشانِ یاد است) و آتش (که قصدِ نابودی دارد).
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
او قصد دارد این هستیِ مرا به آتش بکشد.
نکته ادبی: استعاره آتش برای از بین بردنِ حاصلِ عمر.
این دلِ سرگشته و حیران من، همانند لولیان (کولیها) که یکجا بند نمیشوند، مدام در حالِ تغییرِ مکان است.
نکته ادبی: لولیان در اینجا نمادِ بیقراری و دوری از سکون است.
این دلِ سرگشته و حیران من، همانند لولیان که یکجا بند نمیشوند، مدام در حالِ تغییرِ مکان است.
نکته ادبی: لولیان در اینجا نمادِ بیقراری و دوری از سکون است.
این دلِ سرگشته و حیران من، همانند لولیان که یکجا بند نمیشوند، مدام در حالِ تغییرِ مکان است.
نکته ادبی: لولیان در اینجا نمادِ بیقراری و دوری از سکون است.
این دلِ سرگشته همچون لولیان است که باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: نشاندهنده بیقراری دائمیِ دلِ عاشق.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
باز هم به دنبالِ جایِ تازهای برای اقامت میگردد.
نکته ادبی: تداومِ حیرانیِ دل.
این دل همچون پرندهای از کنار من میپرد.
نکته ادبی: تشبیه دل به پرنده برای نشان دادنِ فرّاری بودنِ آن.
این دل همچون پرندهای از کنار من میپرد.
نکته ادبی: تشبیه دل به پرنده برای نشان دادنِ فرّاری بودنِ آن.
این دل همچون پرندهای از کنار من میپرد.
نکته ادبی: تشبیه دل به پرنده برای نشان دادنِ فرّاری بودنِ آن.
این دل همچون پرندهای از من میگریزد و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: تضاد میانِ وفاداریِ عاشق و بدعهدیِ آن معشوقِ خیالی یا نفس.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
و نزدِ بدعهدی آشیانه میسازد.
نکته ادبی: نشیمن کردن نزدِ بدعهدی یعنی دل بستن به غیر.
این دل، گله را به همراهِ گرگ به صحرا میبرد.
نکته ادبی: گرگ نمادِ آسیب و شرّ است که دلِ نادان به آن اعتماد میکند.
این دل، گله را به همراهِ گرگ به صحرا میبرد.
نکته ادبی: گرگ نمادِ آسیب و شرّ است که دلِ نادان به آن اعتماد میکند.
این دل، گله را به همراهِ گرگ به صحرا میبرد.
نکته ادبی: گرگ نمادِ آسیب و شرّ است که دلِ نادان به آن اعتماد میکند.
در حالی که گله را به گرگ میسپارد، در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: نشاندهنده تناقض رفتاری؛ فریب خوردن در عمل و تظاهر به پشیمانی در زبان.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
در خانه نزدِ شبان (چوپان) شیون و زاری میکند.
نکته ادبی: شبان نمادِ نگهبان و مظهرِ خیر است.
عشق در حضور من، از شدتِ بی قراری و غم، بر سر خود میکوبد.
نکته ادبی: بر سر زدن کنایه از سوگواری و بیانِ اوجِ اندوه و استیصال است.
عشق در حضور من، از شدتِ بی قراری و غم، بر سر خود میکوبد.
نکته ادبی: تکرارِ فعلِ مضارع بر استمرارِ حالتِ پریشانیِ عشق دلالت دارد.
عشق در حضور من، از شدتِ بی قراری و غم، بر سر خود میکوبد.
نکته ادبی: تاکید بر حضورِ ناظر در واژه «پیشِ من» برای القای نزدیکیِ رنج.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: عبارتِ «پیِ اندر پی» نشان دهنده توالی و اصرارِ بی پایان در حرکت است.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: استفاده از تکرار واژه «پی» برای القای حسِ تعقیب و گریزِ دائم.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: واژه «پی» در هر دو معنایِ اثرِ پا و تعقیب کردن به کار رفته است.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: ایهامِ معنایی در واژهی «پی» که بر شدتِ تعقیب دلالت میکند.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: تکرارِ ساختارِ کهن برای تاکید برِ همراهیِ دائمیِ عشق.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: ساختارِ تکرار شونده برای نمایشِ بی قراریِ عاشق.
عشق، گام به گام و بی وقفه به دنبال من است و می کوشد تا مرا دریابد.
نکته ادبی: استمرارِ نحوی در انتهایِ عباراتِ تکراری.
افسوس از دست این دل که به سببِ غرور و خودخواهی اش، مایه ی دردسر شده است.
نکته ادبی: گردن کشی استعاره از تکبر و تمردِ نفسِ سرکش است.
افسوس از دست این دل که به سببِ غرور و خودخواهی اش، مایه ی دردسر شده است.
نکته ادبی: واژه «آه» نشانه حسرت و تالمِ درونیِ شاعر است.
افسوس از دست این دل که به سببِ غرور و خودخواهی اش، مایه ی دردسر شده است.
نکته ادبی: حرفِ «کز» پیوندِ علّی میانِ دل و عواقبِ آن برقرار میکند.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: به گردن کردن کنایه از پذیرفتنِ مسئولیت و تبعاتِ کار است.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: ذکرِ تخلصِ شاعر برای تاکید بر خویشتنداری و خودشناسی.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: تکرارِ فعلِ مضارع برای تثبیتِ این پذیرش.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: استعاره از بارِ گناه که بر گردن حمل می شود.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: ساختارِ فعلیِ کهن برای ابرازِ مسئولیت پذیریِ کامل.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: تکرارِ متوالی برای تاکید بر این تصمیمِ شاعرانه.
خاقانی خود مسئولیتِ این سرکشی را می پذیرد و بارِ گناهِ آن را بر دوش می کشد.
نکته ادبی: پایان بندیِ اعترافگونه و شخصی.