دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۶۶

خاقانی
رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد
رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد
رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد
رخ به زلف سیاه می پوشد طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
طره زیر کلاه می پوشد
عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است
عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است
عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است
عارض او خلیفهٔ حسن است از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
از پی آن سیاه می پوشد
یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند
یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند
یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند
یوسفان را به چاه می فکند وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
وز جفا روی چاه می پوشد
بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان
بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان
بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان
بر در او ز های و هوی بتان نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
نالهٔ داد خواه می پوشد
آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند
آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند
آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند
آهوان را به سبزه می خواند دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
دام زیر گیاه می پوشد
حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند
حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند
حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند
حال خاقانی ارچه می داند آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد
آب خود زیر کاه می پوشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با زبانی ظریف و تصویرسازی‌های متکی بر سنت ادبی کلاسیک فارسی، سیمای معشوقی را ترسیم می‌کند که همزمان صاحب زیبایی خیره‌کننده و رفتاری فریبنده و ظالمانه است. او با پوشاندن چهره و به کارگیری ترفندهایی برای به دام انداختن عاشق، فاصله‌ای میان خود و طالبان ایجاد می‌کند که گویای استبدادِ زیبایی در برابر نیازِ عاشق است.

فضای حاکم بر این سروده، فضایی آمیخته با رازآلودگی و خطر است؛ معشوق، حاکمِ مطلقِ اقلیمِ حسن است که به جای گشاده‌رویی، با پنهان‌کاری و طرح‌ریزی برای به دام انداختنِ عاشقانِ بی‌گناه (مانند یوسفان)، برتری و قدرتِ خویش را به رخ می‌کشد.

معنای روان

رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد

معشوق برای پنهان کردن چهره‌ی درخشان خویش، آن را در میان زلف‌های سیاهش مستور می‌کند.

نکته ادبی: واژه «رخ» استعاره از زیبایی است و «زلف سیاه» اشاره به تیرگی و پوشانندگی دارد.

رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد

معشوق برای پنهان کردن چهره‌ی درخشان خویش، آن را در میان زلف‌های سیاهش مستور می‌کند.

نکته ادبی: تکرار ابیات در این ساختار بر تاکیدِ کنشِ پوشاندن دلالت دارد.

رخ به زلف سیاه می پوشد رخ به زلف سیاه می پوشد

معشوق برای پنهان کردن چهره‌ی درخشان خویش، آن را در میان زلف‌های سیاهش مستور می‌کند.

نکته ادبی: تداوم کنش پنهان‌سازی چهره.

رخ به زلف سیاه می پوشد طره زیر کلاه می پوشد

معشوق نه تنها صورت را در گیسوان سیاه پنهان می‌کند، بلکه تارهای موی خود را نیز زیر کلاه می‌پوشاند تا کوچک‌ترین بخشی از زیبایی‌اش آشکار نشود.

نکته ادبی: «طره» به معنای پیچ و تاب مو است.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: تاکید بر پوشیدگی و دوری از دسترس.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: تداوم تصویرسازیِ پوشیدگی.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: اشاره به استمرار در پنهان‌کاری.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: تاکید بر صفت پوشیدگی معشوق.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: اشاره به حفظ فاصله از عاشق.

طره زیر کلاه می پوشد

معشوق تارهای موی خود را زیر کلاه پنهان می‌سازد تا از دیده‌ها دور بماند.

نکته ادبی: توصیف ظاهرِ بسته و محجوب معشوق.

عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است

چهره‌ی او به مثابه حاکم و خلیفه‌ای مقتدر در سرزمینِ زیبایی‌هاست و فرمانروایی می‌کند.

نکته ادبی: تشبیه چهره به خلیفه (حاکم).

عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است

چهره‌ی او به مثابه حاکم و خلیفه‌ای مقتدر در سرزمینِ زیبایی‌هاست و فرمانروایی می‌کند.

نکته ادبی: استعاره از جایگاه رفیعِ چهره‌ی معشوق.

عارض او خلیفهٔ حسن است عارض او خلیفهٔ حسن است

چهره‌ی او به مثابه حاکم و خلیفه‌ای مقتدر در سرزمینِ زیبایی‌هاست و فرمانروایی می‌کند.

نکته ادبی: تاکید بر اقتدارِ حسن معشوق.

عارض او خلیفهٔ حسن است از پی آن سیاه می پوشد

از آنجا که چهره‌اش حاکم و صاحبِ اختیارِ زیبایی است، آن را با سیاهی (مو) می‌پوشاند تا از آسیبِ چشمِ بد در امان باشد.

نکته ادبی: «از پی آن» به معنای به خاطر آنِ (جایگاه والا) است.

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: اشاره به علتِ پوشاندن (حفاظت از زیبایی).

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: تاکید بر ضرورتِ پوشیدگی برای زیبایی مطلق.

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: تکرار برای تبیینِ علت رفتار معشوق.

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: تاکید بر ارزش ذاتی زیبایی معشوق.

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: اشاره به صفت جمالِ معشوق.

از پی آن سیاه می پوشد

به دلیل همین جایگاه رفیع و والای صورت، آن را با سیاهی می‌پوشاند.

نکته ادبی: تاکید بر تقدس و والایی چهره.

یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند

او عاشقانِ زیبا و بی‌گناه را به چاهِ بلا و گرفتاری می‌افکند.

نکته ادبی: اشاره تلمیحی به داستان حضرت یوسف.

یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند

او عاشقانِ زیبا و بی‌گناه را به چاهِ بلا و گرفتاری می‌افکند.

نکته ادبی: «یوسفان» نماد عاشقانِ زیبا و بی‌گناه است.

یوسفان را به چاه می فکند یوسفان را به چاه می فکند

او عاشقانِ زیبا و بی‌گناه را به چاهِ بلا و گرفتاری می‌افکند.

نکته ادبی: اشاره به قدرت معشوق در گرفتار کردنِ عاشق.

یوسفان را به چاه می فکند وز جفا روی چاه می پوشد

او با بی‌رحمی، عاشقان را به چاه می‌اندازد و سپس برای نشنیدن صدای آنان، دهانه‌ی چاه را نیز می‌پوشاند.

نکته ادبی: «جفا» به معنای ستم و بی‌رحمی است.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: اشاره به بی‌توجهی معشوق به سرنوشتِ عاشق.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: تاکید بر بی‌رحمی معشوق.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: تداوم تصویر ظلمِ معشوق.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: تاکید بر خفقانِ ایجاد شده برای عاشق.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: اشاره به بی‌رحمیِ در سکوت.

وز جفا روی چاه می پوشد

او با ستمگری، بر روی چاهی که عاشقان در آن اسیرند، سرپوش می‌نهد.

نکته ادبی: تأکید بر قطع امیدِ عاشق.

بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان

در مقابلِ درگاه او، به دلیل سروصدا و غوغای رقیبان زیبا،

نکته ادبی: «بتان» استعاره از معشوقانِ رقیب یا زیبایی‌های ظاهری است.

بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان

در مقابلِ درگاه او، به دلیل سروصدا و غوغای رقیبان زیبا،

نکته ادبی: اشاره به شلوغیِ پیرامون معشوق.

بر در او ز های و هوی بتان بر در او ز های و هوی بتان

در مقابلِ درگاه او، به دلیل سروصدا و غوغای رقیبان زیبا،

نکته ادبی: توصیف فضای پر ازدحام.

بر در او ز های و هوی بتان نالهٔ داد خواه می پوشد

به دلیل هیاهوی رقیبان زیبا در درگاه او، صدای ناله‌ی دادخواهیِ عاشقِ صادق به گوش نمی‌رسد و خاموش می‌شود.

نکته ادبی: «ناله دادخواه» استعاره از تظلم‌خواهی عاشق است.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به عدم شنیده شدنِ صدای عاشق.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: تاکید بر بی‌توجهی به دادخواهی.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به بی‌اثر بودنِ التماس عاشق.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: تاکید بر تنهایی و غربت عاشق.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: تداومِ نادیده گرفتن عاشق.

نالهٔ داد خواه می پوشد

صدای دادخواهی و ناله‌ی عاشق، به دلیل هیاهو خفه و پوشانده می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به سرنوشتِ ناگوارِ عاشق.

آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند

او عاشقانِ بی‌پناه (آهوان) را به سوی سبزه و خوشی دعوت می‌کند.

نکته ادبی: «آهوان» استعاره از عاشقانِ بی‌گناه و ترس‌خورده است.

آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند

او عاشقانِ بی‌پناه (آهوان) را به سوی سبزه و خوشی دعوت می‌کند.

نکته ادبی: آهوان نمادِ زیبایی و آسیب‌پذیری هستند.

آهوان را به سبزه می خواند آهوان را به سبزه می خواند

او عاشقانِ بی‌پناه (آهوان) را به سوی سبزه و خوشی دعوت می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به فریبندگی معشوق.

آهوان را به سبزه می خواند دام زیر گیاه می پوشد

او عاشقان را به طمعِ رسیدن به خوشی به سبزه زار می‌خواند، اما در زیر آن گیاهان، دامی پنهان کرده است.

نکته ادبی: نمادپردازی از مکر و فریبِ معشوق.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: تاکید بر ظاهر فریبنده و باطنِ مهلک.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: تداومِ استعاره‌ی شکار و صیاد.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: اشاره به تله‌های معشوق.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: تاکید بر هوشیاریِ معشوق در فریب دادن.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: تکرارِ خطر برای عاشق.

دام زیر گیاه می پوشد

او در زیر سبزه و گیاهانِ فریبنده، دامی برای شکارِ عاشق قرار داده است.

نکته ادبی: پایان‌بندی با تصویرِ صید و صیاد.

حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند

اگرچه شاعر از احوالِ خویش به‌خوبی آگاه است، اما آن را پنهان می‌دارد.

نکته ادبی: ارچه، کوتاه‌شده‌ی اگرچه است و نشان‌دهنده تضاد در ساختار جمله است.

حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند

با وجودِ دانستنِ احوالِ خود، همچنان بر پنهان‌کاری اصرار دارد.

نکته ادبی: تکرار در ادبیات کلاسیک برای تأکید بر وضعیتِ ثابتِ روحی استفاده می‌شود.

حال خاقانی ارچه می داند حال خاقانی ارچه می داند

شاعر به ژرفایِ حالِ خویش داناست ولی آن را برای کسی آشکار نمی‌کند.

نکته ادبی: حفظِ ایجاز در بیان برای انتقالِ فضایِ رازآلود.

حال خاقانی ارچه می داند آب خود زیر کاه می پوشد

شاعر اگرچه به خود داناست، اما همانندِ کسی که حقیقتِ خویش را زیر لایه‌ای از کاه پنهان می‌کند، از فاش‌سازی پرهیز دارد.

نکته ادبی: ترکیبِ دو مفهومِ آگاهی و پنهان‌کاری در یک بیتِ واحد.

آب خود زیر کاه می پوشد

او حقیقتِ خود را از دیدِ دیگران پنهان می‌سازد.

نکته ادبی: آب زیر کاه، نمادی از پنهان‌کاری زیرکانه است.

آب خود زیر کاه می پوشد

مانندِ آبی که زیر کاه پنهان می‌ماند، درونش را از نگاهِ اغیار مخفی کرده است.

نکته ادبی: ساختارِ فعلِ پوشیدن در اینجا به معنایِ نهان کردن است.

آب خود زیر کاه می پوشد

او به جایِ آشکار کردن، حقایق را زیر پوششی از ظواهر پنهان می‌کند.

نکته ادبی: استفاده از ضرب‌المثل برای تعمیق معنای کنایی شعر.

آب خود زیر کاه می پوشد

رویکردِ شاعر، پنهان‌کاری و پرهیز از فاش‌گوییِ حقایقِ درونی است.

نکته ادبی: این مصرع به عنوانِ توصیفِ حالِ درونی شاعر به کار رفته است.

آب خود زیر کاه می پوشد

درونِ خود را از دیگران پوشیده نگاه می‌دارد تا از گزندِ نگاهِ آنان در امان باشد.

نکته ادبی: کاه و آب، استعاره از ظاهر و باطن است.

آب خود زیر کاه می پوشد

شاعر اسرارِ خویش را زیر ظواهرِ فریبنده و غیرِ حساسِ محیط، پنهان می‌کند.

نکته ادبی: پایان‌بندی با تأکید بر صفتِ پنهان‌کارانه.