دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۰
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات با نگاهی واقعبینانه و نقادانه به تبیین ماهیت ذاتی اشیاء و اشخاص میپردازد. پیام اصلی شاعر این است که رفتار هر کس، بازتابی اجتنابناپذیر از سرشت و نهاد اوست و نمیتوان از کسی که در ذاتش بیوفایی یا بدکرداری نهفته است، انتظار نیکی و وفا داشت.
شاعر در این قطعات، با استفاده از تمثیلهای ملموس و استدلالهای منطقی، مخاطب را به پذیرش واقعیتهای تلخ دعوت میکند و هشدار میدهد که آزمودنِ دوبارهی کسانی که در ذاتشان خیانت است، راه به جایی نمیبرد، چرا که هر چیزی در نهایت به سوی ماهیت اصلی و ریشهی خود بازمیگردد.
معنای روان
از محبوبان و زیباویان، تنها ستمگری و بیمهری بروز میکند.
نکته ادبی: جفاکاری در اینجا کنایه از بیوفایی و رفتار نامهربانانه است.
از محبوبان و زیباویان، تنها ستمگری و بیمهری بروز میکند.
نکته ادبی: استفاده از ترکیب خوبان به معنای معشوقان و کسانی که زیبایی ظاهری دارند.
از محبوبان و زیباویان، تنها ستمگری و بیمهری بروز میکند.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر قطعیت این قاعده اخلاقی است.
از محبوبان جز ستمگری و از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: بدعهدان به معنای کسانی است که بر سر پیمان خود نمیمانند.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: وفاداری به معنای ثبات در عهد است.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: اشاره به ویژگی خلقیِ ثابت در افراد پیمانشکن.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: استفاده از واژه بدعهدان برای تقابل با وفاداری.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: تأکید بر عدم امکان تغییر ماهیت فرد بدعهد.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: صراحت در نفیِ امید به وفایِ پیمانشکنان.
از پیمانشکنان جز بیوفایی انتظار نمیرود.
نکته ادبی: تأکید بر قطعیت این ویژگی اخلاقی.
از روزگار و هر کسی که در این جهان پرورش یافته است، جز ستمگری نمیتوان دید.
نکته ادبی: ایام به معنای روزگار و گردش چرخ فلک است.
از روزگار و هر کسی که در این جهان پرورش یافته است، جز ستمگری نمیتوان دید.
نکته ادبی: هرک ایام پرورد، اشاره به تمام موجوداتِ تحت تأثیر گردش روزگار دارد.
از روزگار و هر کسی که در این جهان پرورش یافته است، جز ستمگری نمیتوان دید.
نکته ادبی: تأکید بر تأثیرِ پرورشِ دنیوی بر کنش افراد.
از روزگار و پروردگانش، به نسبت و در نهایت جز ستمگری پدید نمیآید.
نکته ادبی: به نسبت در اینجا به معنای بهطور طبیعی و متناسب با ذات است.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تکرار تأکیدی بر ریشهدار بودن جفا.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر منطقِ بازگشت به اصل.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر بیحاصل بودن انتظارِ بیش از حد از دیگران.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر قطعیت پیامد رفتار آنان.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر منطقِ حاکم بر طبیعتِ این افراد.
به نسبت جز ستمگری و جفا از آنان دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر ناگزیریِ رفتاریِ آنان.
هر چقدر محبوبان و زیباویان را بیشتر بیازمایی، نتیجه تغییری نمیکند.
نکته ادبی: آزمایی به معنای امتحان کردن و تجربه کردن است.
هر چقدر محبوبان و زیباویان را بیشتر بیازمایی، نتیجه تغییری نمیکند.
نکته ادبی: اشاره به تجربه مکرر که بر این واقعیت صحه میگذارد.
هر چقدر محبوبان و زیباویان را بیشتر بیازمایی، نتیجه تغییری نمیکند.
نکته ادبی: تأکید بر لزوم پذیرش حقیقت پس از آزمونهای بسیار.
هر چقدر آنان را بیازمایی، جز رفتار زشت از آنان نخواهی دید.
نکته ادبی: زشتکرداری استعاره از رفتار ناپسند و غیراخلاقی است.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر ماهیت تغییرناپذیر محبوب.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر بیفایده بودنِ آزمونهای مجدد.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر قطعیت در نتیجه.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر ناامیدی از تغییرِ محبوب.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر این که ماهیت تغییر نمیکند.
از او جز رفتار زشت و ناپسند دیده نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر تکرارِ خویِ ناپسند.
اگر در کار نیکان بگردی ممکن است بدی بیابی، اما از بدطینتان هرگز نیکی بر نمیآید.
نکته ادبی: گر بدی جوئی، یعنی با دقت و جستجو شاید در نیکان نقصی بیابی.
اگر در کار نیکان بگردی ممکن است بدی بیابی، اما از بدطینتان هرگز نیکی بر نمیآید.
نکته ادبی: تأکید بر نادر بودنِ خطا در نیکان.
اگر در کار نیکان بگردی ممکن است بدی بیابی، اما از بدطینتان هرگز نیکی بر نمیآید.
نکته ادبی: تضاد بین نیکان و بد نهادان.
اگر در کار نیکان بگردی، ممکن است بدی بیابی، اما از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: نیکی انگاری در اینجا به معنای انتظارِ نیکی داشتن از کسی است که در ذاتش بد است.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تأکید بر ثباتِ بدطینتی.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تأکید بر ناممکن بودنِ ظهورِ خیر از شر.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تأکید بر جدایی کاملِ نیکی از بدذاتان.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تأکید بر ناامیدیِ قطعی.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تأکید بر بیهودگیِ طمعِ نیکی.
از فرد بدطینت، انتظار نیکی داشتن بیمعناست.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر عدم امکانِ تبدیل بد به خوب.
میتوان از شراب، سرکه ساخت، اما از سرکه نمیتوان شراب انتظار داشت.
نکته ادبی: می به معنای شراب است.
میتوان از شراب، سرکه ساخت، اما از سرکه نمیتوان شراب انتظار داشت.
نکته ادبی: تمثیل تغییرِ ماهیت از کیفیت عالی به کیفیت نازل.
میتوان از شراب، سرکه ساخت، اما از سرکه نمیتوان شراب انتظار داشت.
نکته ادبی: اشاره به مسیر یکطرفه در تغییرات ذاتی.
میتوان از شراب، سرکه ساخت، اما از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: طمع داری به معنای انتظار داشتن است.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر غیرممکن بودنِ بازگشت به کیفیتِ برتر.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر محدودیتِ پتانسیلِ موجود.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر قانونِ حاکم بر طبیعت.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر تفاوت ذاتیِ می و سرکه.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر درستیِ تمثیل.
از سرکه نمیتوان شراب به دست آورد.
نکته ادبی: تأکید بر قطعیت این باورِ تجربی.
ای دل من، از دوست بیوفا و پیمانشکن، انتظار یاری و همدلی نداشته باش.
نکته ادبی: خطاب به دل (تشخیص) که از ویژگیهای برجسته شعر عرفانی و غنایی است.
ای دل من، از دوست بیوفا و پیمانشکن، انتظار یاری و همدلی نداشته باش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر اهمیت تذکر به خویشتن.
ای دل من، از دوست بیوفا و پیمانشکن، انتظار یاری و همدلی نداشته باش.
نکته ادبی: واژه بدعهد به معنای کسی است که پیمان خود را زیر پا میگذارد.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: خونخواره کنایه از قساوت و بیرحمی بیحد است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: غمخواری به معنای همدردی است که در اینجا نفی شده است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: استفاده از فعل نیاید که در اینجا به معنای عدم وجود و عدم امکان است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: روابط نحوی: کزان (که از آن) مخفف که از آن است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: تکرار فعل در پایان ابیات (ردیف) آهنگ موسیقیایی کلام را افزایش داده است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: بافتار کلامی حاکی از یأس فلسفی شاعر است.
زیرا از کسی که خونخوار و بیرحم است، هیچگاه غمخواری و تسلیبخشی برنمیآید.
نکته ادبی: تاکید بر ماهیتِ ذاتیِ شخص ظالم.
آن شخصِ بیشرم و حیا، از نظر زیبایی به پری میماند؛ مگر نه اینکه...
نکته ادبی: پری در ادبیات کلاسیک نماد زیبایی فریبنده و غیرزمینی است.
آن شخصِ بیشرم و حیا، از نظر زیبایی به پری میماند؛ مگر نه اینکه...
نکته ادبی: بیشرم وصفی است که با پری (که موجودی لطیف است) تضاد ایجاد میکند.
آن شخصِ بیشرم و حیا، از نظر زیبایی به پری میماند؛ مگر نه اینکه...
نکته ادبی: استفاده از اگرنه برای برقراری شرط منطقی در بیت بعد.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: مردمآزاری ترکیبی کنایی از ظلم به دیگران است.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: تکرار لفظ مردم برای جناس و تاکید بر انسانیت.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: استدلال منطقی شاعر که ظلم را از خویِ پریان میداند نه انسانها.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: سادگی در بیان این استدلال بر قدرت سخن شاعر افزوده است.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: مردم در بیت اول به معنای انسان، در بیت دوم به معنای جامعه است.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: نفی رفتار انسانی از کسی که در ظاهر انسان است.
...اگر انسان بود، تا این حد نسبت به همنوعان خود، مردمآزاری و ستم نمیکرد.
نکته ادبی: نتیجهگیری منطقی از بیت پیشین.
ای دل، تنها با ناله و زاریِ خود، همنشین و یارِ خاقانی باش.
نکته ادبی: خاقانی تخلص شاعر است که در بیت آورده شده.
ای دل، تنها با ناله و زاریِ خود، همنشین و یارِ خاقانی باش.
نکته ادبی: ناله و زاری به عنوان تنها مونس شاعر معرفی شدهاند.
ای دل، تنها با ناله و زاریِ خود، همنشین و یارِ خاقانی باش.
نکته ادبی: دعوت به انزوا و درونگرایی.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: تکرار یاری برای ایجاد وزن و طنین.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: حرف اضافه که به معنای زیرا است.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ امکانِ کمکِ دوستانِ ظاهری.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: تکرار ردیف نیاید در سراسر غزل نشان از پایداریِ یأس است.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: ساختار جملات کوتاه و بریدهبریده برای القای غم.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: یاران در اینجا به معنای معاشران و اطرافیان است.
چرا که از دوستان و اطرافیان دیگر، هیچ یاری و حمایتی برای تو حاصل نمیشود.
نکته ادبی: نفی امکانِ کمک.
ناله و زاری تو چه فایدهای دارد، آنگاه که در پیشگاهِ بخت و سرنوشتِ تو...
نکته ادبی: چشم بخت کنایه از بصیرتِ تقدیر یا وضعیتِ اقبال است.
ناله و زاری تو چه فایدهای دارد، آنگاه که در پیشگاهِ بخت و سرنوشتِ تو...
نکته ادبی: استفاده از استفهام انکاری (چه سود) برای ابراز ناامیدی.
ناله و زاری تو چه فایدهای دارد، آنگاه که در پیشگاهِ بخت و سرنوشتِ تو...
نکته ادبی: کاندر مخفف که اندر (که در) است.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: نفخ صور اشاره به دمیدن در شیپور قیامت برای زنده کردن مردگان دارد.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: اغراق در ناامیدی؛ به طوری که حتی قیامت هم آن را بیدار نمیکند.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: بیداری در اینجا کنایه از سعادت و گشایش کار است.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: صور واژهای قرآنی و اسطورهای است.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: استفاده از تصاویر دینی برای عمق بخشیدن به شکایت از بخت.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: ترکیب نفخ صور، آواهای حماسی و دینی را به شعر میآورد.
...حتی با دمیدن در صور اسرافیل و برپا شدن قیامت، بیداری و گشایشی حاصل نمیشود.
نکته ادبی: پایانبندی استدلالی برای اثباتِ تیرهبختیِ ابدی.
تا زمانی که به دنبال یاری از این حریفان و دوستانِ ظاهری نروی...
نکته ادبی: حریفان در شعر کلاسیک به معنای همنشینان و گاه رقیبان است.
تا زمانی که به دنبال یاری از این حریفان و دوستانِ ظاهری نروی...
نکته ادبی: جوئی فعل مضارع التزامی است.
تا زمانی که به دنبال یاری از این حریفان و دوستانِ ظاهری نروی...
نکته ادبی: تا نجوئی، قیدی برای شرطِ موفقیت در انزواست.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: مار نماد کینهتوزی و آسیبرسانی مخفیانه است.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: ایشان ضمیر اشاره به حریفان است.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: بجز ماری نیاید کنایه از حصرِ نوعِ آسیب است.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: استفاده از مار استعاره از دشمنیِ پنهانِ یارانِ بد است.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: تأکید بر قطعیتِ آسیبرسانی توسط یارانِ بدعهد.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: پایانی قاطع و هشداردهنده.
...چرا که از جانب آنان، چیزی جز گزند و آسیب (که مانند نیش مار است) نصیبت نخواهد شد.
نکته ادبی: تشبیه آسیب به مار، تصویری ملموس و گزنده است.