دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۵۷

خاقانی
زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند
زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند
زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند
زین وجودت به جان خلاص دهند بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بازت از نو وجود خاص دهند
بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور
بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور
بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور
بکشند اولت به یک دم صور وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
وز دم دیگرت قصاص دهند
ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری
ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری
ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری
ز آتشین پل چو تشنه در گذری آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
آبت از چشمهٔ خواص دهند
مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند
مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند
مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند
مهره از باز پس بگرداند از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
از پسین ششدرت خلاص دهند
نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند
نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند
نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند
نام خاقانی از تو محو کنند به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند
به بهین نامت اختصاص دهند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به فرایند سلوک و دگردیسی معنوی اشاره دارد که در آن سالک برای رسیدن به حقیقتی برتر، ناگزیر از فنایِ نفس و پشت سر گذاشتن هستیِ مادی و خودخواهانه است.

شاعر با استفاده از استعاراتی همچون گذشتن از آتش، مرگ و زندگی دوباره، و رهایی از بندهای بازیِ تقدیر، تصویرِ رنج و در عین حال تعالیِ عارفانه را ترسیم می‌کند که در نهایت به نفیِ خویشتنِ کوچک و پیوستن به ساحتی قدسی و فراتر از نام و نشانِ دنیوی ختم می‌شود.

معنای روان

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

خداوند تو را از قید این وجودِ مادی و عادی به وسیله جان و حقیقتِ درونی‌ات رهایی می‌بخشد و به جای آن، وجودی ویژه و برتر به تو عطا می‌کند.

نکته ادبی: خلاص دادن به معنای رهانیدن و نجات بخشیدن است و وجود خاص اشاره به مقامِ قربِ الهی دارد.

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

ابتدا تو را با یک دمِ صور (اشاره به نفخ صور و روز رستاخیز) می‌میرانند و با دمِ دیگر، پاداش یا قصاصِ اعمالت را به تو بازمی‌گردانند.

نکته ادبی: صور در اینجا نمادِ پایانِ حیاتِ مادی و آغازِ حیاتِ معنوی است.

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

آن‌گاه که همچون تشنه‌ای از پلِ سوزان (صراط) به سلامت گذشتی، تو را از چشمه‌سارِ معرفتِ بندگانِ خاصِ خود سیراب خواهند کرد.

نکته ادبی: آتشین پل کنایه از سختی‌های مسیرِ سلوک است که عارف باید از آن عبور کند.

زین وجودت به جان خلاص دهند بازت از نو وجود خاص دهند

تقدیر، مهره‌ها را از پسِ یکدیگر باز می‌گرداند (تغییر می‌دهد) تا تو را از بن‌بست و دشواریِ ششدرِ دنیا رهایی بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد است که به وضعیتی گفته می‌شود که مهره‌ها گیر کرده و راه فراری ندارند؛ استعاره از گرفتاری در دنیا.

بازت از نو وجود خاص دهند

نام و نشانِ خاقانی (هویتِ دنیوی تو) را از تو می‌زدایند و تو را به برترین و والاترین نامِ معنوی ملقب می‌کنند.

نکته ادبی: محو کردن نام، کنایه از فنایِ خودخواهی و خودپرستی و رسیدن به مقامِ بی‌خودی است.

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

با دمیدن روح الهی، تو را از این وجود و هستی محدودِ دنیوی نجات می‌دهند.

نکته ادبی: خلاص دادن کنایه از رهانیدن و نجات دادن از قید و بند است.

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

با دمیدن روح الهی، تو را از این وجود و هستی محدودِ دنیوی نجات می‌دهند.

نکته ادبی: خلاص دادن کنایه از رهانیدن و نجات دادن از قید و بند است.

زین وجودت به جان خلاص دهند زین وجودت به جان خلاص دهند

با دمیدن روح الهی، تو را از این وجود و هستی محدودِ دنیوی نجات می‌دهند.

نکته ادبی: خلاص دادن کنایه از رهانیدن و نجات دادن از قید و بند است.

زین وجودت به جان خلاص دهند بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: وجود خاص اشاره به تجلیات الهی و رسیدن به مقام بقا پس از فنا دارد.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بازت از نو وجود خاص دهند

تو را از این وجودِ خاکی رها می‌کنند و وجودی خاص و متعالی به تو می‌بخشند.

نکته ادبی: باز از نو در اینجا به معنای تجدید حیات معنوی است.

بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور

نخست تو را با یک دمِ صور (اشاره به نفخه حیات و مرگ معنوی) از میان می‌برند.

نکته ادبی: بکشند در اینجا به معنای کشتن نفس و فناست.

بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور

نخست تو را با یک دمِ صور از میان می‌برند.

نکته ادبی: صور در اینجا نماد روز رستاخیز و تحول است.

بکشند اولت به یک دم صور بکشند اولت به یک دم صور

نخست تو را با یک دمِ صور از میان می‌برند.

نکته ادبی: صور در اینجا نماد روز رستاخیز و تحول است.

بکشند اولت به یک دم صور وز دم دیگرت قصاص دهند

ابتدا تو را با یک دمِ حیات‌بخش می‌میرانند و با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از جایگزینی حیات معنوی به جای مرگ نفسانی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

وز دم دیگرت قصاص دهند

با دمی دیگر، قصاص یا تلافی آن را با بخشیدن حیاتی جدید می‌دهند.

نکته ادبی: قصاص در اینجا استعاره از تلافی است.

ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری

هنگامی که همچون تشنه‌کامی از پلِ آتشینِ آزمایش عبور کنی.

نکته ادبی: آتشین پل استعاره از سختی‌های سلوک یا پل صراط است.

ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری

هنگامی که همچون تشنه‌کامی از پلِ آتشینِ آزمایش عبور کنی.

نکته ادبی: آتشین پل استعاره از سختی‌های سلوک یا پل صراط است.

ز آتشین پل چو تشنه در گذری ز آتشین پل چو تشنه در گذری

هنگامی که همچون تشنه‌کامی از پلِ آتشینِ آزمایش عبور کنی.

نکته ادبی: آتشین پل استعاره از سختی‌های سلوک یا پل صراط است.

ز آتشین پل چو تشنه در گذری آبت از چشمهٔ خواص دهند

چون از پل آتشین بگذری، از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

آبت از چشمهٔ خواص دهند

از چشمه‌سارِ معرفتِ خاصان به تو می‌نوشانند.

نکته ادبی: چشمه خواص نماد علم لدنی و معرفت ویژه اولیا است.

مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند

خداوند مهره‌ی تقدیر را برمی‌گرداند.

نکته ادبی: مهره استعاره از سرنوشت در بازی نرد است.

مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند

خداوند مهره‌ی تقدیر را برمی‌گرداند.

نکته ادبی: مهره استعاره از سرنوشت در بازی نرد است.

مهره از باز پس بگرداند مهره از باز پس بگرداند

خداوند مهره‌ی تقدیر را برمی‌گرداند.

نکته ادبی: مهره استعاره از سرنوشت در بازی نرد است.

مهره از باز پس بگرداند از پسین ششدرت خلاص دهند

مهره را باز می‌گرداند و تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

از پسین ششدرت خلاص دهند

تو را از بن‌بستِ نهاییِ (ششدر) رهایی می‌بخشد.

نکته ادبی: ششدر اصطلاحی در بازی نرد و کنایه از گرفتاریِ کامل است.

نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند

نام و نشانِ خاقانی را از وجود تو پاک می‌کنند.

نکته ادبی: محو شدن نام کنایه از فنای صفت و درگذشتن از خودِ مجازی است.

نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند

نام و نشانِ خاقانی را از وجود تو پاک می‌کنند.

نکته ادبی: محو شدن نام کنایه از فنای صفت و درگذشتن از خودِ مجازی است.

نام خاقانی از تو محو کنند نام خاقانی از تو محو کنند

نام و نشانِ خاقانی را از وجود تو پاک می‌کنند.

نکته ادبی: محو شدن نام کنایه از فنای صفت و درگذشتن از خودِ مجازی است.

نام خاقانی از تو محو کنند به بهین نامت اختصاص دهند

نام تو را محو می‌کنند و نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: بهین نام اشاره به نام‌های الهی یا هویت معنوی حقیقی است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.

به بهین نامت اختصاص دهند

نامی برتر و الهی را به تو اختصاص می‌دهند.

نکته ادبی: اختصاص دادن به معنای ویژه‌گردانیدن برای درگاه احدیت است.