دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۴۸

خاقانی
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن
تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن
تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن
تو کامران حسنی از خود قیاس میکن آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم
پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم
پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم
پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد
هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان
هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان
هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان
هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز
نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز
نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز
نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم
پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم
پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم
پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد
نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی
نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی
نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی
نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد
بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم
بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم
بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم
بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر
خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر
خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر
خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر به توصیف حال‌ و هوای عاشقی می‌پردازد که در فراق معشوق، تمامی ارکان هستی‌اش در هم شکسته و گرفتار دردی بی‌درمان شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های غم‌بار، استیصال عاشق را در برابر زیبایی و بی‌خبری معشوق به نمایش می‌گذارد.

مفهوم اصلیِ این قطعات، تضاد میان کامیابی و بی‌خبری معشوق با رنجِ جانکاه و بی‌کرانِ عاشقِ دردمند است. در این متن، هجران نه یک اتفاق ساده، بلکه به مثابه‌ی مرگی تدریجی و رستاخیزی دردناک ترسیم شده است که در آن، تمامی راه‌های گریز و درمان برای عاشق مسدود است.

معنای روان

بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد

تحملِ بارِ سنگینِ اندوهِ دوریِ تو برای دل عاشق، چگونه می‌تواند امری آسان باشد؟

نکته ادبی: استفاده از استفهام انکاری برای تأکید بر دشواری هجران.

بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد

تحملِ بارِ سنگینِ اندوهِ دوریِ تو برای دل عاشق، چگونه می‌تواند امری آسان باشد؟

بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد

تحملِ بارِ سنگینِ اندوهِ دوریِ تو برای دل عاشق، چگونه می‌تواند امری آسان باشد؟

بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

در مصرع اول: تحملِ بارِ سنگینِ اندوهِ دوریِ تو برای دل عاشق، چگونه می‌تواند امری آسان باشد؟ در مصرع دوم: دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد

دلی که به روز رستاخیزِ درونی و پایانِ هستی خویش رسیده است، چگونه می‌تواند رویِ شادمانی ببیند؟

تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن

ای که در اوجِ زیبایی و کامیابی هستی، حالِ دیگران را با حالِ خویش قیاس نکن و بدان که دردمندان با تو متفاوتند.

نکته ادبی: کامران: کسی که به آرزوهای خود رسیده است.

تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن

ای که در اوجِ زیبایی و کامیابی هستی، حالِ دیگران را با حالِ خویش قیاس نکن و بدان که دردمندان با تو متفاوتند.

تو کامران حسنی از خود قیاس میکن تو کامران حسنی از خود قیاس میکن

ای که در اوجِ زیبایی و کامیابی هستی، حالِ دیگران را با حالِ خویش قیاس نکن و بدان که دردمندان با تو متفاوتند.

تو کامران حسنی از خود قیاس میکن آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

در مصرع اول: ای که در اوجِ زیبایی و کامیابی هستی، حالِ دیگران را با حالِ خویش قیاس نکن. در مصرع دوم: کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد

کسی که در بندِ دوری گرفتار است، چگونه می‌تواند زندگیِ آسوده‌ای داشته باشد؟

پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم

از راهِ دور برایم پیام فرستادی و جویای احوالم شدی که در این غم چگونه روزگار می‌گذرانی.

پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم

از راهِ دور برایم پیام فرستادی و جویای احوالم شدی که در این غم چگونه روزگار می‌گذرانی.

پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم

از راهِ دور برایم پیام فرستادی و جویای احوالم شدی که در این غم چگونه روزگار می‌گذرانی.

پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

در مصرع اول: از راهِ دور برایم پیام فرستادی و جویای احوالم شدی که در این غم چگونه روزگار می‌گذرانی. در مصرع دوم: کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

آن کز تو دور ماند می دان چگونه باشد

کسی که از تو دور مانده است، خودت خوب می‌دانی که چه حال و روزی دارد.

هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان

مانند گوزنی که از درد می‌نالد، من نیز هر لحظه از اعماق جانم فریاد و فغان سر می‌دهم.

نکته ادبی: گوزنان: جمع فارسیِ گوزن (به سبک کهن)، استعاره از ناله‌کردن و فریاد زدن هنگام بیچارگی.

هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان

مانند گوزنی که از درد می‌نالد، من نیز هر لحظه از اعماق جانم فریاد و فغان سر می‌دهم.

هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان

مانند گوزنی که از درد می‌نالد، من نیز هر لحظه از اعماق جانم فریاد و فغان سر می‌دهم.

هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

در مصرع اول: مانند گوزنی که از درد می‌نالد، من نیز هر لحظه از اعماق جانم فریاد و فغان سر می‌دهم. در مصرع دوم: اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

سگ جانم ارنه چندین هجران چگونه باشد

اگر جانِ من مانند سگ (سرسخت) نبود، چگونه می‌توانست این‌همه رنجِ هجران را تحمل کند؟

نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز

من به خاطر دوریِ تو مدام در حالِ ناله و فغان هستم و حتی طبیب نیز از درمانِ دردم عاجز مانده است.

نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز

من به خاطر دوریِ تو مدام در حالِ ناله و فغان هستم و حتی طبیب نیز از درمانِ دردم عاجز مانده است.

نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز

من به خاطر دوریِ تو مدام در حالِ ناله و فغان هستم و حتی طبیب نیز از درمانِ دردم عاجز مانده است.

نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

در مصرع اول: من به خاطر دوریِ تو مدام در حالِ ناله و فغان هستم و حتی طبیب نیز از درمانِ دردم عاجز مانده است. در مصرع دوم: برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد

برای کسی که به دستِ مرگ سپرده شده است، چه چاره و درمانی باقی می‌ماند؟

خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران

می‌خواهم راز عشق تو را از دوستانم پنهان نگه دارم.

نکته ادبی: تکرار در مصراع دوم بر تاکید بر ناتوانی در پنهان‌کاری اشاره دارد.

خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران

می‌خواهم راز عشق تو را از دوستانم پنهان نگه دارم.

نکته ادبی: تکرار بیت برای تاکید بر اضطراب شاعر.

خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران

می‌خواهم راز عشق تو را از دوستانم پنهان نگه دارم.

نکته ادبی: تکرار بیت برای تاکید بر اضطراب شاعر.

خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

اما چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش (عشق متناقض و سوزان) را پنهان کرد؟

نکته ادبی: تضاد آب و آتش نماد عذاب درونی است.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: کنایه از آشکار بودن رنج درونی.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: پرسش انکاری برای نشان دادن شدت عشق.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: صحرای آب و آتش استعاره از آشوب درونی است.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: تاکید بر غیرممکن بودنِ کتمان عشق.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: استعاره از گستردگی و تضاد درونی.

صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

چگونه می‌توان صحرایی پر از آب و آتش را پنهان کرد؟

نکته ادبی: تاکید مجدد بر هیجان ناپذیرفتنی.

پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم

در برابر پیام و نامه تو، بر خاک می‌غلطم و بی‌تابی می‌کنم.

نکته ادبی: غلطیدن بر خاک نشانه اوج استیصال عاشق است.

پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم

در برابر پیام و نامه تو، بر خاک می‌غلطم و بی‌تابی می‌کنم.

نکته ادبی: تاکید بر تواضع و درماندگی عاشق در برابر معشوق.

پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم

در برابر پیام و نامه تو، بر خاک می‌غلطم و بی‌تابی می‌کنم.

نکته ادبی: مواجهه عاشق با یادگاری معشوق.

پیش پیام و نامه ات بر خاک باز غلطم در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حالِ صیدی را که در خون و خاک خود می‌غلطد، چگونه می‌توان توصیف کرد؟

نکته ادبی: تشبیه شاعر به صیدی تیرخورده.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: استعاره از زجر کشیدن عاشق.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: تشبیه بسیار غلیظ برای نشان دادن درد.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: نماد شکست در برابر عشق.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: تاکید بر خون‌آلود بودنِ راهِ عشق.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: اشاره به بی‌دفاع بودن عاشق.

در خون و خاک صیدی غلطان چگونه باشد

حال صیدی که در خون و خاک می‌غلطد، چگونه است؟

نکته ادبی: نمایشِ مرگ تدریجی عاطفی.

نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی

نامه را با تار مویی می‌بندی و با اشکِ خود آن را مهر و موم می‌کنی.

نکته ادبی: تصویری ظریف از نامه‌نگاری‌های عاشقانه قدیم.

نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی

نامه را با مو می‌بندی و با اشک مهر می‌زنی.

نکته ادبی: اشاره به سنت بستن نامه با موی معشوق.

نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی

نامه را با مو می‌بندی و با اشک مهر می‌زنی.

نکته ادبی: استفاده از اشک به جای موم برای مهر نامه.

نامه به موی بندی وز اشک مهر سازی در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

وقتی روی این مهرِ خیس (اشک)، عنوانی ننوشته‌ای، تکلیفِ آدرس چیست؟

نکته ادبی: پرسش از سرِ اشتیاق و سرگشتگی.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: کنایه از نامشخص بودن سرنوشتِ نامه.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: اشاره به ناخوانا بودنِ اشک.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: ابهام در نامه معشوق.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: استعاره از ناپایداری اشک.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: توصیفِ دقیقِ نامه عاشقانه.

در مهر تر نگوئی عنوان چگونه باشد

در این مهرِ خیس، عنوان و آدرس چگونه خواهد بود؟

نکته ادبی: تصویرسازی هنری از عاشقانه.

بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم

چشمانم بر آن تارِ مویی که نامه را بسته بود، طوفانی از اشک بارید.

نکته ادبی: اغراق در شدت گریستن.

بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم

چشمانم بر آن تارِ مو، طوفانی از اشک بارید.

نکته ادبی: پیوند میان موی باریک و طوفانِ بزرگ.

بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم

چشمانم بر آن تارِ مو، طوفانی از اشک بارید.

نکته ادبی: استعاره از سیلاب اشک.

بر موی بند نامه ات طوفات گریست چشمم چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه ممکن است به دورِ یک تار مو، چنین طوفانی برپا شود؟

نکته ادبی: تضاد بین کوچک بودنِ مو و بزرگی طوفان.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: شگفتی از قدرت عاطفه.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: اغراقِ شاعرانه.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: تاکید بر شدتِ گریه.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: نماد خرد و کلان.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: تعجب از بیقراری چشم.

چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد

چگونه به دور یک مو، چنین طوفانی برپا می‌شود؟

نکته ادبی: سؤال تأکیدی بر بی‌تابی.

خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر

خاقانی با آهی که در سینه‌اش صد تکه شده، باقی مانده است.

نکته ادبی: تخلص شاعر و توصیفِ حالِ شکسته‌ی او.

خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر

خاقانی با آهی صدپاره در سینه مانده است.

نکته ادبی: مجاز از رنجِ عمیق.

خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر

خاقانی با آهی صدپاره در سینه مانده است.

نکته ادبی: تصویر درونی از شکستن روح.

خاقانی است و آهی صد جا شکسته دربر یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

ای خدا! اگر من (خاقانی) چنین شکسته‌ام، حالِ جانان (محبوب) چگونه است؟

نکته ادبی: دلسوزی عاشق برای معشوق علیرغم درد خود.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: نگرانی از احوال محبوب.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: همذات‌پنداری با معشوق.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: سؤالِ دردمندانه.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: پایان‌بندی با پرسش اخلاقی-عاطفی.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: ارجاع به بی‌تابی محبوب.

یارب که من چنینم جانان چگونه باشد

اگر من چنینم، حالِ جانان چگونه است؟

نکته ادبی: تأکید بر یگانگی احوال عاشق و معشوق.