دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۴۵

خاقانی
دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد
دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد
دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد
دل دادم و کار برنیامد کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
کام از لب یار برنیامد
با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم
با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم
با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم
با او سخن از کنار گفتم در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
در خط شد و کار برنیامد
دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن
دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن
دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن
دل گفت حدیث بوسه میکن اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
اکنون که کنار برنیامد
در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم
در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم
در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم
در معنی بوسهٔ تهی هم گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
گفتم دو سه بار برنیامد
بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان
بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان
بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان
بس کردم ازین سخن که چندان نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
نقدی به عیار برنیامد
از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد
از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد
از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد
از هرکه به کوی او فروشد جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
جز من به شمار برنیامد
در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم
در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم
در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم
در راه غمش دواسبه راندم یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
یک ذره غبار برنیامد
مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق
مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق
مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق
مقصود نیافت هر که در عشق خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد
خاقانی وار بر نیامد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بیانگر ناکامی در طلب و ناتوانی در رسیدن به مقصود در ساحت عشق است. شاعر با تکرار یک ردیفِ مشخص، بر این نکته تأکید می‌ورزد که تمامی تلاش‌های او از ابراز عشق گرفته تا درخواست وصال و گفتگو با محبوب، بی‌نتیجه مانده است.

فضای کلی شعر سرشار از استیصال و نوعی شکستِ عاطفی است. شاعر از سویی در پی برقراری رابطه و رسیدن به بوسه است و از سوی دیگر با بی‌توجهی محبوب یا موانعی که گویی تقدیر پیش پایش نهاده، مواجه می‌شود و در نهایت تصمیم به سکوت و دست کشیدن از این گفتگوی بی‌حاصل می‌گیرد.

معنای روان

دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد

قلب و جان خود را در راه عشق نثار کردم اما این کوشش به نتیجه‌ای که می‌خواستم منجر نشد.

نکته ادبی: دل دادن کنایه از عاشق شدن و تسلیم کردنِ اراده و اختیار به محبوب است.

دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد

قلب و جان خود را در راه عشق نثار کردم اما این کوشش به نتیجه‌ای که می‌خواستم منجر نشد.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر استمرار ناکامی است.

دل دادم و کار برنیامد دل دادم و کار برنیامد

قلب و جان خود را در راه عشق نثار کردم اما این کوشش به نتیجه‌ای که می‌خواستم منجر نشد.

نکته ادبی: استفاده از ردیف برنیامد که به معنای به انجام نرسیدن و شکست در کار است.

دل دادم و کار برنیامد کام از لب یار برنیامد

قلب و جان خود را در راه عشق نثار کردم و بوسه‌ای از لب محبوب طلب کردم اما به آن کام و مقصود نرسیدم.

نکته ادبی: کام برنیامد کنایه از عدم دستیابی به آرزوی وصال و بوسه است.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: لب یار استعاره از سرچشمه فیض و وصال است.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: حسرت و ناامیدی در این عبارت موج می‌زند.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: ساختار نحوی ساده و مستقیم برای بیان شکست است.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: تکرار برای القای حس مداومت در شکست است.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: ترکیب کام و لب از آرایه‌های تناسب بهره‌مند است.

کام از لب یار برنیامد

به مقصود و خواسته خود از لب یار دست نیافتم.

نکته ادبی: ساختار شعری مبتنی بر تکرارِ ردیف برای ایجاد موسیقی غم‌انگیز است.

با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم

با او از نزدیک بودن و در آغوش گرفتن سخن گفتم.

نکته ادبی: کنار به معنای آغوش و پهلو است.

با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم

با او از نزدیک بودن و در آغوش گرفتن سخن گفتم.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر بیان نیاز قلبی است.

با او سخن از کنار گفتم با او سخن از کنار گفتم

با او از نزدیک بودن و در آغوش گرفتن سخن گفتم.

نکته ادبی: استفاده از زبان محاوره‌ای صمیمی در عین حال فاخر.

با او سخن از کنار گفتم در خط شد و کار برنیامد

با او از عشق و کنار سخن گفتم اما او به خط (ظهور موی صورت یا بی‌اعتنایی) دچار شد و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: خط در ادب فارسی کنایه از نخستین موهای صورت است که نشانه زیبایی و گاه غرور و دور شدن محبوب است.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: در خط شدن کنایه از فاصله گرفتن و تغییر حال محبوب است.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: اشاره به یک نماد کلاسیک در شعر برای آغازِ دوری محبوب.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: استعاره از دگرگونی رفتار معشوق.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: تکرار ردیف برنیامد نشان‌دهنده بن‌بست در رابطه است.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر عامل ناکامی که همان دگرگونی معشوق است.

در خط شد و کار برنیامد

محبوب به غرور دچار شد یا موی صورتش رویید و کار پیش نرفت.

نکته ادبی: تداومِ فضای نومیدی.

دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن

دلم به من گفت که از بوسه سخن بگو و طلب آن کن.

نکته ادبی: حدیث کردن به معنای گفتگو کردن است.

دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن

دلم به من گفت که از بوسه سخن بگو و طلب آن کن.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی) به دل که فرمان می‌دهد.

دل گفت حدیث بوسه میکن دل گفت حدیث بوسه میکن

دلم به من گفت که از بوسه سخن بگو و طلب آن کن.

نکته ادبی: نکته نحوی: میکن امر به انجام دادن است.

دل گفت حدیث بوسه میکن اکنون که کنار برنیامد

دلم گفت از بوسه بگو، اکنون که دسترسی به کنار (آغوش) ممکن نشد.

نکته ادبی: کنار هم به معنی آغوش است و هم به معنی دوری و بی‌حاصلی، ایهام زیبایی دارد.

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: محدود شدن دایره امید شاعر.

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر استیصال.

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: حسرت موجود در عبارت.

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: استفاده از ادات زمان (اکنون).

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: تداوم فضای غم‌انگیز.

اکنون که کنار برنیامد

چون آغوش گرفتن ممکن نشد.

نکته ادبی: تاکید بر بن‌بست عاطفی.

در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم

در بابِ معنای بوسه‌ای که توخالی است نیز.

نکته ادبی: بوسه تهی استعاره از بوسه‌ای است که از سر میل واقعی نیست یا به معنای واقعی کلمه لب بر لب نیست.

در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم

در بابِ معنای بوسه‌ای که توخالی است نیز.

نکته ادبی: ایهام در واژه تهی.

در معنی بوسهٔ تهی هم در معنی بوسهٔ تهی هم

در بابِ معنای بوسه‌ای که توخالی است نیز.

نکته ادبی: تأکید بر بیهودگی درخواست.

در معنی بوسهٔ تهی هم گفتم دو سه بار برنیامد

در مورد بوسه ناچیز هم چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: تکرار واژه گفتم نشان از اصرار بی‌فایده عاشق دارد.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: تکرار ردیف.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: اشاره به سماجت عاشق.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: استفاده از عدد برای تأکید بر فراوانی تلاش.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: ادامه فضای یأس.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: تکرار برای القای حس خستگی.

گفتم دو سه بار برنیامد

چند بار گفتم اما به نتیجه نرسیدم.

نکته ادبی: پایان یافتن توانایی شاعر در پرسش.

بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان

از این سخن گفتن دست کشیدم چرا که بسیار.

نکته ادبی: بس کردن کنایه از ترک کردن و ناامید شدن است.

بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان

از این سخن گفتن دست کشیدم چرا که بسیار.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر تصمیم به سکوت.

بس کردم ازین سخن که چندان بس کردم ازین سخن که چندان

از این سخن گفتن دست کشیدم چرا که بسیار.

نکته ادبی: گذار از فاز پرسش به فاز پذیرش ناکامی.

بس کردم ازین سخن که چندان نقدی به عیار برنیامد

سخن گفتن را بس کردم چون نقد و تلاشم به عیارِ محبوب نرسید و پذیرفته نشد.

نکته ادبی: نقد در اینجا استعاره از جان، تلاش و کلام شاعر است و عیار کنایه از ارزش و ترازویِ محکِ معشوق.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: استعاره اقتصادی برای بیان رابطه عاشقانه.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: تکرار ردیف برای تأکید بر پایان ماجرا.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: مفهومِ سنجش و ناکافی بودن.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: تداوم حس غمگین پایان یافتن.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: تکرار برای القای قطعیت.

نقدی به عیار برنیامد

ارزش و تلاشم به اندازه کافی نبود.

نکته ادبی: پایانِ ابیات و بن‌بست نهایی.

از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد

هرکسی که به سوی کوی و بارگاهِ محبوب گام نهاد، در شمارِ عاشقانِ واقعی قرار نگرفت.

نکته ادبی: فروشدن در اینجا به معنای وارد شدن و گام نهادن است.

از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد

هرکسی که به سوی کوی و بارگاهِ محبوب گام نهاد، در شمارِ عاشقانِ واقعی قرار نگرفت.

نکته ادبی: تکرارِ فعل جهت تأکید بر ورود به حریمِ یار.

از هرکه به کوی او فروشد از هرکه به کوی او فروشد

هرکسی که به سوی کوی و بارگاهِ محبوب گام نهاد، در شمارِ عاشقانِ واقعی قرار نگرفت.

نکته ادبی: کوی در اینجا استعاره از قلمروِ قربِ محبوب است.

از هرکه به کوی او فروشد جز من به شمار برنیامد

از میان تمام کسانی که به کوی او رفتند، تنها من بودم که شایستهٔ شمرده‌شدن و وفاداری در این طریق بودم.

نکته ادبی: به شمار برنیامد به معنای به حساب آمدن یا از میانِ خیلِ عاشقانِ صوری جدا شدن است.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: استفاده از حصر برای نشان دادنِ یگانگیِ شاعر در مقامِ عشق.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: اشاره به انحصارِ صدقِ عاشقی در وجودِ شاعر.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: تأکید بر انفرادِ شاعر در تجربه‌ی دردِ عشق.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: این تکرارِ ابیات در نسخه، نشان‌دهندهٔ تأکیدِ شدید بر ادعای بی‌پایانِ عاشق است.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: ساختارِ جملات بر استقامتِ شاعر در میانِ رقیبان دلالت دارد.

جز من به شمار برنیامد

جز من هیچ‌کس در این شمار و در این مرتبه از عاشقی قرار نگرفت.

نکته ادبی: حالتِ روایی و گزارش‌گونه از وضعیتِ عاشقان.

در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم

در مسیرِ رسیدن به غمِ او، با تمام توان و شتابِ بی‌نظیر حرکت کردم.

نکته ادبی: دو اسبه راندن کنایه از نهایتِ سرعت و عجله برای رسیدن به مقصد است.

در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم

در مسیرِ رسیدن به غمِ او، با تمام توان و شتابِ بی‌نظیر حرکت کردم.

نکته ادبی: این عبارت نمادِ تلاشِ جدیِ عاشق برای تقرب به محبوب است.

در راه غمش دواسبه راندم در راه غمش دواسبه راندم

در مسیرِ رسیدن به غمِ او، با تمام توان و شتابِ بی‌نظیر حرکت کردم.

نکته ادبی: استعاره از جدیت در پیمودن راهی دشوار.

در راه غمش دواسبه راندم یک ذره غبار برنیامد

با این‌همه شتاب، حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من به هوا برنخاست (تلاشم بی‌ثمر ماند).

نکته ادبی: غبار برنیامد کنایه از عدمِ کسبِ نتیجه و بی‌اثر بودنِ تلاش‌هاست.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: تأکید بر یأسِ عاشق از رسیدن به مقصد.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: این جمله بیانگرِ بی‌پایان بودنِ راهِ عشق است.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: تضاد میانِ تندیِ حرکت (دو اسبه) و عدمِ نتیجه (غبار برنیامد) زیباییِ کلام را دوچندان کرده است.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: نمادی از اینکه در وادی عشق، قدرتِ آدمی به چشم نمی‌آید.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: تصویری از ناچیزیِ کنش‌های بشری در مقابلِ تقدیرِ عشق.

یک ذره غبار برنیامد

حتی ذره‌ای غبار از حرکتِ من در این راه برنخاست.

نکته ادبی: نفیِ اثربخشیِ تلاشِ عاشق در نهایتِ تواضع.

مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق

هرکسی که در عشق به دنبالِ مقصود و مرادِ دل رفت، به آن دست نیافت.

نکته ادبی: مقصود در اینجا مرادِ دل و کامرانیِ عاشقانه است.

مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق

هرکسی که در عشق به دنبالِ مقصود و مرادِ دل رفت، به آن دست نیافت.

نکته ادبی: تأکید بر محال بودنِ وصول به تمامِ خواسته‌ها در عشق.

مقصود نیافت هر که در عشق مقصود نیافت هر که در عشق

هرکسی که در عشق به دنبالِ مقصود و مرادِ دل رفت، به آن دست نیافت.

نکته ادبی: بیانِ یک قاعدهٔ کلی و حکیمانه دربارهٔ ماهیتِ عشق.

مقصود نیافت هر که در عشق خاقانی وار بر نیامد

و حتی کسی مانند خاقانی نیز در این راه پیروز و کامروا نشد.

نکته ادبی: خاقانی‌وار اشاره به تخلصِ شاعر و مقایسهٔ خود با شرایطِ دشوارِ خویشتن است.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر ناکامیِ بزرگ‌ترین عاشقان.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: اعترافِ شاعرانه به عجز در برابرِ عشق.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: نشان‌دهندهٔ صداقتِ شاعر در بیانِ شکست‌هایش.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: تخلصِ هنرمندانه در متنِ بیت.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: پایانی تأمل‌برانگیز بر یک قطعهٔ عاشقانه.

خاقانی وار بر نیامد

خاقانی نیز در این راه به مقصود نرسید.

نکته ادبی: تأکید بر شکستِ نهاییِ حتی بلندپایگانِ ادب در وادیِ عشق.