دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۵
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این اثر در ستایش و مدح شخصی بزرگوار سروده شده که شاعر با استفاده از تصویرسازیهای اغراقآمیز و فاخر، شکوه و عظمت ممدوح را به تصویر میکشد. در این قطعات، پیوندی میان قدرت دنیوی و فضایل اخلاقی شخصیت مورد نظر برقرار شده است.
شاعر در این ابیات، علاوه بر مدحِ جایگاه والای ممدوح، آرزوی بقای عزت و تندرستی او را دارد و با بهرهگیری از نمادهایی نظیر شمشیر و اسب، قدرت او را به رخ میکشد تا برتری و ابهت او را در میان مردم و جهانیان تأکید کند.
معنای روان
امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب زردرنگ است. بوسهگاه استعاره از نهایت فروتنی است.
امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر عظمت ممدوح.
امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.
نکته ادبی: استفاده از عناصر طبیعت برای مدح.
امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.
نکته ادبی: بوسهگاه آسمان کنایه از تعظیم افلاک است.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: آفتاب بخت، اضافه تشبیهی برای دوام موفقیت است.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: استفاده از نور به عنوان استعاره از شکوه.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: دعایی بودن ساختار جمله.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: بخت بلند استعاره از اقبال نیک است.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: دعای خیر شاعر برای ممدوح.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: تداوم نور به معنای تداوم سعادت است.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: ارتباط معنایی آفتاب و درخشش بخت.
خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.
نکته ادبی: تکرار جهت تأکید بر جاودانگی شکوه.
تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.
نکته ادبی: خواجه در اینجا به معنای بزرگ و سرور است.
تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.
نکته ادبی: موازنه میان لطف و قدرت در صفات ممدوح.
تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.
نکته ادبی: قدر در اینجا به معنای اندازه و شأن است.
تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.
نکته ادبی: توصیفِ ممدوح با القاب متعالی.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: گردنکشان به معنای متکبران و یاغیان است.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: کمند نمادِ اسارت و تسلیم است.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: رام کردن گردنکشان استعاره از پیروزی است.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: استفاده از جناس در گردن و گردنکشان.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: قدرت قاهره ممدوح در این بیت مشهود است.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: کمند به ابزار مهار اشاره دارد.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: تکرار بیت برای تأکید بر اقتدار.
سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.
نکته ادبی: مفهوم سلطه مطلق ممدوح.
برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشمزخم در امان بماند،
نکته ادبی: چشم بد کنایه از حسادت و چشمزخم است.
برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشمزخم در امان بماند،
نکته ادبی: رخ و موی استعاره از زیبایی ظاهری است.
برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشمزخم در امان بماند،
نکته ادبی: حفاظت از ممدوح موضوع اصلی این بیت است.
برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشمزخم در امان بماند،
نکته ادبی: ساختار جملات شرطی برای دعای خیر.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: ایهام در کلمه مردم (انسانها و مردمک چشم). سپند به معنای اسفند برای چشمزخم است.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: تصویرسازی دفع بلا با دود اسفند.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: مردم اینجا به دو معنای مردمک و آدمیان به کار رفته است.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: استعاره از فدا کردن همه چیز برای ممدوح.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: ارتباط معنایی با بیت پیشین.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: تشبیه مردم به سپند.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر محافظت.
مردمانِ (مردمکهای) آن چشمها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.
نکته ادبی: ایهام هنرمندانه در کلام شاعر.
خنجر تو همانند شمشیرهای گرانبها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.
نکته ادبی: پرند نوعی پارچه ابریشمی یا شمشیر دمشقی موجدار است.
خنجر تو همانند شمشیرهای گرانبها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.
نکته ادبی: تشبیه خنجر به پرند.
خنجر تو همانند شمشیرهای گرانبها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.
نکته ادبی: زینت به معنای زیبایی و آراستگی است.
خنجر تو همانند شمشیرهای گرانبها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.
نکته ادبی: توصیف سلاح ممدوح.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: اغراق در کمال قدرت و ابهت ممدوح.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: خون دل استعاره از رنج عاشقان.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: پرند در اینجا بازگشت به معنای تیغه شمشیر دارد.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: ترکیب تصویر خشن و عاشقانه.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: نقش پرند یعنی طرحِ روی شمشیر.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: تأکید بر ابهت سلاح ممدوح.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر خونریزی سلاح.
زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گرانبها را شکل میدهد.
نکته ادبی: اغراق از خصایص بارز این شعر است.
نشان و مظهر نیکویی و خیر، بر آستانه درگاه تو جای دارد و با تو شناخته میشود.
نکته ادبی: ایوان به معنای درگاه و خانه ممدوح است.
نشان و مظهر نیکویی و خیر، بر آستانه درگاه تو جای دارد و با تو شناخته میشود.
نکته ادبی: نامزد به معنای نشانشده و مشهور است.
تمام زیباییها و نیکیها تنها برای درگاه و خانه تو کنار گذاشته شده است.
نکته ادبی: نامزد در اینجا به معنای مقدر، تعیینشده و اختصاصیافته است.
تمام زیباییها و نیکیها تنها برای درگاه و خانه تو کنار گذاشته شده است.
نکته ادبی: نامزد در اینجا به معنای مقدر، تعیینشده و اختصاصیافته است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.
نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.
عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.
نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.
عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.
نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.
عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.
نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.
عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.
نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.
نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.
من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شدهام.
نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.
من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شدهام.
نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.
من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شدهام.
نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.
من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شدهام.
نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.
نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.
خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.
نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.
خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.
نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.
خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.
نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.
خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.
نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.
تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.
نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.