دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۱۵

خاقانی
بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
نور ده آفتاب بخت بلند تو باد
خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر
خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر
خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر
خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
گردن گردن کشان رام کمند تو باد
تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد
تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد
تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد
تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
مردم آن چشمها جمله سپند تو باد
خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است
خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است
خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است
خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
خون دل عاشقان نقش پرند تو باد
نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست
نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست
نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست
نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
نامزد خرمی چشم نژند تو باد
عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است
عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است
عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است
عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد
من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو
من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو
من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو
من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد
سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو
سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو
سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو
سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد
افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در ستایش و مدح شخصی بزرگوار سروده شده که شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز و فاخر، شکوه و عظمت ممدوح را به تصویر می‌کشد. در این قطعات، پیوندی میان قدرت دنیوی و فضایل اخلاقی شخصیت مورد نظر برقرار شده است.

شاعر در این ابیات، علاوه بر مدحِ جایگاه والای ممدوح، آرزوی بقای عزت و تندرستی او را دارد و با بهره‌گیری از نمادهایی نظیر شمشیر و اسب، قدرت او را به رخ می‌کشد تا برتری و ابهت او را در میان مردم و جهانیان تأکید کند.

معنای روان

بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب زردرنگ است. بوسه‌گاه استعاره از نهایت فروتنی است.

بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر عظمت ممدوح.

بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.

نکته ادبی: استفاده از عناصر طبیعت برای مدح.

بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

امید است که آسمان، در برابر عظمت و قدرت تو چنان فروتن شود که نعل اسب تو را ببوسد.

نکته ادبی: بوسه‌گاه آسمان کنایه از تعظیم افلاک است.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: آفتاب بخت، اضافه تشبیهی برای دوام موفقیت است.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: استفاده از نور به عنوان استعاره از شکوه.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: دعایی بودن ساختار جمله.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: بخت بلند استعاره از اقبال نیک است.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: دعای خیر شاعر برای ممدوح.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: تداوم نور به معنای تداوم سعادت است.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: ارتباط معنایی آفتاب و درخشش بخت.

نور ده آفتاب بخت بلند تو باد

خورشیدِ شانس و اقبال بلند تو، همواره درخشان و پرتوافشان باقی بماند.

نکته ادبی: تکرار جهت تأکید بر جاودانگی شکوه.

خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر

تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.

نکته ادبی: خواجه در اینجا به معنای بزرگ و سرور است.

خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر

تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.

نکته ادبی: موازنه میان لطف و قدرت در صفات ممدوح.

خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر

تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.

نکته ادبی: قدر در اینجا به معنای اندازه و شأن است.

خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر

تو از نظر مهربانی و لطف، سرورِ جانِ مایی و از جهت شأن و مقام، پادشاهِ عالم هستی.

نکته ادبی: توصیفِ ممدوح با القاب متعالی.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: گردن‌کشان به معنای متکبران و یاغیان است.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: کمند نمادِ اسارت و تسلیم است.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: رام کردن گردن‌کشان استعاره از پیروزی است.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: استفاده از جناس در گردن و گردن‌کشان.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: قدرت قاهره ممدوح در این بیت مشهود است.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: کمند به ابزار مهار اشاره دارد.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: تکرار بیت برای تأکید بر اقتدار.

گردن گردن کشان رام کمند تو باد

سرکشان و مغروران عالم، باید در برابر قدرت و اقتدار تو تسلیم شوند.

نکته ادبی: مفهوم سلطه مطلق ممدوح.

تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد

برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشم‌زخم در امان بماند،

نکته ادبی: چشم بد کنایه از حسادت و چشم‌زخم است.

تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد

برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشم‌زخم در امان بماند،

نکته ادبی: رخ و موی استعاره از زیبایی ظاهری است.

تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد

برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشم‌زخم در امان بماند،

نکته ادبی: حفاظت از ممدوح موضوع اصلی این بیت است.

تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد تا رخ و موی تو را در نرسد چشم بد

برای اینکه زیبایی چهره و گیسوان تو از آسیب چشم‌زخم در امان بماند،

نکته ادبی: ساختار جملات شرطی برای دعای خیر.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: ایهام در کلمه مردم (انسان‌ها و مردمک چشم). سپند به معنای اسفند برای چشم‌زخم است.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: تصویرسازی دفع بلا با دود اسفند.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: مردم اینجا به دو معنای مردمک و آدمیان به کار رفته است.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: استعاره از فدا کردن همه چیز برای ممدوح.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: ارتباط معنایی با بیت پیشین.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: تشبیه مردم به سپند.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر محافظت.

مردم آن چشمها جمله سپند تو باد

مردمانِ (مردمک‌های) آن چشم‌ها، همگی باید همچون دانه اسفند برای دفع بلا از تو دود شوند.

نکته ادبی: ایهام هنرمندانه در کلام شاعر.

خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است

خنجر تو همانند شمشیرهای گران‌بها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.

نکته ادبی: پرند نوعی پارچه ابریشمی یا شمشیر دمشقی موج‌دار است.

خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است

خنجر تو همانند شمشیرهای گران‌بها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.

نکته ادبی: تشبیه خنجر به پرند.

خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است

خنجر تو همانند شمشیرهای گران‌بها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.

نکته ادبی: زینت به معنای زیبایی و آراستگی است.

خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است

خنجر تو همانند شمشیرهای گران‌بها و مرصع (پرند)، درخشان و آراسته است.

نکته ادبی: توصیف سلاح ممدوح.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: اغراق در کمال قدرت و ابهت ممدوح.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: خون دل استعاره از رنج عاشقان.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: پرند در اینجا بازگشت به معنای تیغه شمشیر دارد.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: ترکیب تصویر خشن و عاشقانه.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: نقش پرند یعنی طرحِ روی شمشیر.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: تأکید بر ابهت سلاح ممدوح.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر خون‌ریزی سلاح.

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

زخمِ دلِ عاشقان و خون آنان، نقش و نگارِ روی آن شمشیر گران‌بها را شکل می‌دهد.

نکته ادبی: اغراق از خصایص بارز این شعر است.

نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست

نشان و مظهر نیکویی و خیر، بر آستانه درگاه تو جای دارد و با تو شناخته می‌شود.

نکته ادبی: ایوان به معنای درگاه و خانه ممدوح است.

نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست

نشان و مظهر نیکویی و خیر، بر آستانه درگاه تو جای دارد و با تو شناخته می‌شود.

نکته ادبی: نامزد به معنای نشان‌شده و مشهور است.

نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست

تمام زیبایی‌ها و نیکی‌ها تنها برای درگاه و خانه تو کنار گذاشته شده است.

نکته ادبی: نامزد در اینجا به معنای مقدر، تعیین‌شده و اختصاص‌یافته است.

نامزد نیکوئی بر در ایوان توست نامزد نیکوئی بر در ایوان توست

تمام زیبایی‌ها و نیکی‌ها تنها برای درگاه و خانه تو کنار گذاشته شده است.

نکته ادبی: نامزد در اینجا به معنای مقدر، تعیین‌شده و اختصاص‌یافته است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

امیدوارم که شادی و خرمی، سهم چشمان غمگین و نگران تو شود.

نکته ادبی: نژند به معنای اندوهگین و افسرده است.

عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است

عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.

نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.

عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است

عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.

نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.

عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است

عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.

نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.

عشق تو را تا ابد جای ز جان من است عشق تو را تا ابد جای ز جان من است

عشق تو تا همیشه در عمق جان من جای گرفته است.

نکته ادبی: جای گرفتن استعاره از ماندگاری و نفوذ عشق در وجود شاعر است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

ای کاش تا لحظه مرگ، جان من از شیرینی کلام و حضور تو تغذیه شود.

نکته ادبی: قوت به معنای غذا و خوراک و اجل به معنای مرگ است.

من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو

من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شده‌ام.

نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.

من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو

من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شده‌ام.

نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.

من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو

من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شده‌ام.

نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.

من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو من چه سگم ای دریغ کامده در بند تو

من در برابر بزرگی تو کیستم؟ افسوس که اسیر بند عشق تو شده‌ام.

نکته ادبی: سگ استعاره از نهایت کوچکی و بندگی است.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

آنکه منش بنده ام بستهٔ بند تو باد

آن کسی که من بنده و فرمانبردار او هستم، خود گرفتار بند عشق تو باشد.

نکته ادبی: اشاره به استیلا و قدرت مطلق عشق معشوق بر همه چیز حتی بر ممدوحان شاعر.

سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو

خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.

نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.

سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو

خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.

نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.

سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو

خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.

نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.

سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو سرمهٔ خاقانی است خاک سر کوی تو

خاک کوی تو برای چشمان خاقانی حکم سرمه شفا بخش را دارد.

نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که نشان از تعلق شعر به خاقانی دارد.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

تاج پادشاه چین در برابر نعل اسب تو، ناچیز است.

نکته ادبی: سمند به معنای اسب و افسر به معنای تاج است.