دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۶
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این سرودهها نمایانگر ستایش اغراقآمیز و شاعرانه از معشوقی است که زیباییاش تمام کمالات عالم را تحتالشعاع قرار میدهد. شاعر با بهرهگیری از تصویرسازیهای آسمانی، جایگاه معشوق را فراتر از خورشید و ماه مینشاند و پیوند میان جمال او و نظام هستی را به تصویر میکشد.
در لایههای عمیقتر، شاعر به ضعف و ناتوانی خویش در برابر این شکوهِ بیبدیل اعتراف میکند و با زبانی توأم با تواضع و حسرت، وصال چنین معشوقی را فراتر از توان خود میداند. فضا، فضایِ تقدیسِ زیبایی و اعتراف به ناچیزی عاشق در برابر عظمتی است که فلک نیز در حفظ آن میکوشد.
معنای روان
اگر خورشید در برابر زیبایی تو قرار گیرد، همچون ذرهای ناچیز و بیمقدار به نظر میرسد.
نکته ادبی: استفاده از آفتاب به عنوان نماد روشنایی مطلق در برابر زیبایی معشوق.
اگر خورشید در برابر زیبایی تو قرار گیرد، همچون ذرهای ناچیز و بیمقدار به نظر میرسد.
نکته ادبی: ذره نماید کنایه از کوچکی و بی اعتباری است.
اگر خورشید در برابر زیبایی تو قرار گیرد، همچون ذرهای ناچیز و بیمقدار به نظر میرسد.
نکته ادبی: بیت به اغراق در زیبایی معشوق اشاره دارد.
اگر خورشید در برابر زیبایی تو قرار گیرد، همچون ذرهای ناچیز و بیمقدار به نظر میرسد.
نکته ادبی: جمله شرطی برای نشان دادن برتری جمال یار.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: واژه خسته در متون کهن به معنای زخمی، ناتوان و درمانده است.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: عین کمال یعنی اصل و حقیقتِ کمال.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: تناقض و تضاد میان کمال و خستگی (ناتوانی).
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: تأکید بر برتری مطلق معشوق.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: تشبیه کمال معشوق به الگوی نهایی.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: اشاره به نقص در برابر کمالِ معشوق.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: ارزیابی دوباره زیبایی از منظر عرفانی.
اگر کمال حقیقی و محض در برابر کمال تو قرار بگیرد، باید احساس ضعف و شکست کند.
نکته ادبی: استعاره از کمالِ معشوق.
تو ماه من هستی و آسمان چنان تو را گرامی میدارد که حاضر است ماهِ در آسمان را فدای تو کند.
نکته ادبی: چرخ به معنای آسمان و گردون است.
تو ماه من هستی و آسمان چنان تو را گرامی میدارد که حاضر است ماهِ در آسمان را فدای تو کند.
نکته ادبی: استعاره از معشوق به عنوان ماه.
تو ماه من هستی و آسمان چنان تو را گرامی میدارد که حاضر است ماهِ در آسمان را فدای تو کند.
نکته ادبی: فدا کردن به معنای قربانی کردن است.
تو ماه من هستی و آسمان چنان تو را گرامی میدارد که حاضر است ماهِ در آسمان را فدای تو کند.
نکته ادبی: مبالغه در جایگاه رفیع معشوق.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: دیار دشمنان استعاره از جایگاه بدخواهان و رقیبان است.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: زوال در اینجا به معنای افول و غروب است.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: تضاد در مفهوم زوال و دشمنی.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: اشاره به قدرت معشوق.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: کنایه از تأثیر حتی در حالِ زوال.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: ساختار جملات شرطی برای تکریم معشوق.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: تعبیر دیار دشمنان در متون کلاسیک.
اگر زمانِ غروب و زوالِ زیبایی تو در سرزمین دشمنان هم رخ دهد، باز هم این امر واقعهای بزرگ است.
نکته ادبی: عنصر زمانی در شعر.
آسمان، میل و اراده بدخواهانه روزگار را نسبت به تو از بین میبرد.
نکته ادبی: چشم زمانه استعاره از حسادت روزگار است.
آسمان، میل و اراده بدخواهانه روزگار را نسبت به تو از بین میبرد.
نکته ادبی: فلک به معنای گردون و آسمان است.
آسمان، میل و اراده بدخواهانه روزگار را نسبت به تو از بین میبرد.
نکته ادبی: زوال کشیدن کنایه از دفع کردن است.
آسمان، میل و اراده بدخواهانه روزگار را نسبت به تو از بین میبرد.
نکته ادبی: اشاره به تقدیر و سرنوشت.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: نظر گزند به معنای چشمزخم است.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: جمال به معنای زیبایی ظاهر است.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: ارتباط معنایی با بیت قبل.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: ترس عاشق از آسیب به معشوق.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: اشاره به باورهای عامیانه درباره چشم زخم.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: مضمون محافظت از معشوق.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
اگر نگاه بدخواهانه و گزندهای به سوی زیبایی تو افکنده شود، آسمان مانع آن خواهد شد.
نکته ادبی: ساختار شرطی و محافظتی.
رسیدن به وصال تو، کار فردی مثل من نیست؛ این امری بزرگتر از توان من است.
نکته ادبی: وصال به معنای رسیدن و پیوند است.
رسیدن به وصال تو، کار فردی مثل من نیست؛ این امری بزرگتر از توان من است.
نکته ادبی: چون منی یعنی کسی مثل من (عاشق).
رسیدن به وصال تو، کار فردی مثل من نیست؛ این امری بزرگتر از توان من است.
نکته ادبی: تواضع و فروتنی عاشق.
رسیدن به وصال تو، کار فردی مثل من نیست؛ این امری بزرگتر از توان من است.
نکته ادبی: تأکید بر فاصله طبقاتی عاشق و معشوق.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: دولت در اینجا به معنای بخت و اقبال است.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: طلب به معنای جستجو کردن است.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: معشوق را شایستهِ بختِ بزرگ دانستن.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: اشاره به شایستگی برای وصال.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: نکته نحوی: کو به معنای که اوست.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: ارجاع به مفاهیم تقدیر.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: تأکید بر عظمت معشوق.
به دنبال بخت و اقبال دیگری باش که لیاقت رسیدن به وصال تو را داشته باشد.
نکته ادبی: استفاده از دولت در معنای کهن.
اگر چشم من هزار سال هم به دنبال چهره تو بدود و جستجو کند، باز هم کافی نیست.
نکته ادبی: دود از مصدر دویدن است، به معنای دویدن پیِ کسی.
اگر چشم من هزار سال هم به دنبال چهره تو بدود و جستجو کند، باز هم کافی نیست.
نکته ادبی: هزار سال استعاره از زمانی بسیار طولانی و ابدی است.
اگر چشمان من هزاران سال هم در پیِ دیدارِ چهرهی تو بدوند و جستوجو کنند، باز هم به حقیقتِ آن نخواهند رسید.
نکته ادبی: واژه ار مخففِ اگر است؛ همچنین دود در اینجا از مصدر دویدن به معنای جستوجو کردن و به دنبال چیزی رفتن به کار رفته است.
اگر چشمان من هزاران سال هم در پیِ دیدارِ چهرهی تو بدوند و جستوجو کنند، باز هم به حقیقتِ آن نخواهند رسید.
نکته ادبی: واژه ار مخففِ اگر است؛ همچنین دود در اینجا از مصدر دویدن به معنای جستوجو کردن و به دنبال چیزی رفتن به کار رفته است.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
حتی اگر این جستوجویِ طولانی به سرانجام برسد و چشمانم تو را بیابند، آنچه به دست میآید تنها تصویری خیالی از توست، نه حقیقتِ وجودیِ تو.
نکته ادبی: خیال در عرفان و ادبیات کهن به معنای صورتِ ذهنی یا سایهای از حقیقت است که با اصلِ وجودیِ معشوق تفاوت دارد.
اگر دیدگانِ خاقانی ادعایِ وصفِ زیباییِ تو را داشته باشند، این یک لاف و گزافگوییِ بیپایه است.
نکته ادبی: لاف زدن به معنای ادعایِ دروغین یا بزرگنماییِ بیمورد است؛ خاقانی تخلصِ شاعر است که در اینجا برای اشاره به خود به کار برده است.
اگر دیدگانِ خاقانی ادعایِ وصفِ زیباییِ تو را داشته باشند، این یک لاف و گزافگوییِ بیپایه است.
نکته ادبی: لاف زدن به معنای ادعایِ دروغین یا بزرگنماییِ بیمورد است؛ خاقانی تخلصِ شاعر است که در اینجا برای اشاره به خود به کار برده است.
اگر دیدگانِ خاقانی ادعایِ وصفِ زیباییِ تو را داشته باشند، این یک لاف و گزافگوییِ بیپایه است.
نکته ادبی: لاف زدن به معنای ادعایِ دروغین یا بزرگنماییِ بیمورد است؛ خاقانی تخلصِ شاعر است که در اینجا برای اشاره به خود به کار برده است.
اگر دیدگانِ خاقانی ادعایِ وصفِ زیباییِ تو را داشته باشند، این یک لاف و گزافگوییِ بیپایه است.
نکته ادبی: لاف زدن به معنای ادعایِ دروغین یا بزرگنماییِ بیمورد است؛ خاقانی تخلصِ شاعر است که در اینجا برای اشاره به خود به کار برده است.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.
هیچکس این ادعا را از او نمیپذیرد، چرا که هیچ وصف و مثالی نمیتواند با زیباییِ کمالیافتهی تو برابری کند.
نکته ادبی: کان مخففِ که آن است؛ مثال به معنایِ تشبیه، همانندسازی یا وصفی است که برای کسی آورده میشود.