دیوان اشعار - غزلیات

خاقانی

غزل شمارهٔ ۸۰

خاقانی
دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است
دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است
دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است
دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت
جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت
جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت
جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
امانی ده که ما را بیم غرق است
تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی
اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی
اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی
اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
ندانستی کز او تا ما چه فرق است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه ادبی، تصویرگرِ ژرفایِ رنج و اشتیاقِ عاشقانه است؛ گویی عاشق در دریایِ بی‌کرانِ سودایِ معشوق، گرفتار طوفانی سهمگین شده که هستی‌اش را در خود می‌بلعد.

در این میان، شاعر از نابرابریِ دردِ عشق سخن می‌گوید؛ درحالی‌که این طوفان، جانِ عاشق را تا فرقِ سر در خود غرق کرده، معشوق تنها تا مچِ پا با آن درگیر است. این تضادِ عمیق، بر غربت و بی‌کسیِ عاشق در میانِ تلاطم‌هایِ عاطفی صحه می‌گذارد.

معنای روان

دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است

دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.

نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.

دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است

دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.

نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.

دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است

دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.

نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.

دلم در بحر سودای تو غرق است دلم در بحر سودای تو غرق است

دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.

نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

نکو بشنو که این معنی نه زرق است

خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.

نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.

فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است

دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرنده‌ای است؟

نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.

فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است

دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرنده‌ای است؟

نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.

فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است

دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرنده‌ای است؟

نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.

فراقت ریخت خونم این چه تیغ است فراقت ریخت خونم این چه تیغ است

دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرنده‌ای است؟

نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

نفاقت سوخت جانم این چه برق است

ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟

نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.

جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت

طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.

نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.

جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت

طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.

نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.

جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت

طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.

نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.

جهان بستد ز ما طوفان عشقت جهان بستد ز ما طوفان عشقت

طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.

نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

امانی ده که ما را بیم غرق است

پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.

نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.

تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن

تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...

نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.

تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن

تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...

نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.

تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن

تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...

نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.

تو هم هستی در این طوفان ولیکن تو هم هستی در این طوفان ولیکن

تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...

نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

تو را تا کعب و ما را تا به فرق است

گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.

نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.

اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی

با اینکه شخص دیگری را به جایِ ما انتخاب کردی.

نکته ادبی: گزیدن به معنای انتخاب کردن است.

اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی

با اینکه شخص دیگری را به جایِ ما انتخاب کردی.

نکته ادبی: گزیدن به معنای انتخاب کردن است.

اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی

اگرچه تو فرد دیگری را به جای من برگزیدی و او را به من ترجیح دادی.

نکته ادبی: فعل «گزیدی» به معنای انتخاب کردن است که در اینجا دلالت بر ترجیح دادنِ غیر بر عاشق دارد.

اگرچه دیگری بر ما گزیدی اگرچه دیگری بر ما گزیدی

با اینکه تو در انتخاب خود، کسی غیر از مرا برگزیدی.

نکته ادبی: تکرار گزاره در اینجا برای تأکید بر شدتِ جفای معشوق و رنجِ عاشق است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

اما تو متوجه نبودی که میانِ آن شخص و من چه تفاوت بزرگی وجود دارد.

نکته ادبی: «فرق» در اینجا به معنای تمایز عمیق و جوهری است که معشوق از درک آن عاجز مانده است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

تو ندانستی که میانِ جایگاه و کیفیت عشقِ من با آن فرد، چه تفاوتی است.

نکته ادبی: فعل «ندانستن» نشان‌دهنده جهلِ عاطفی معشوق نسبت به ارزش واقعی عاشق است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

تو هرگز درک نکردی که میانِ من و رقیبِ من، چه فاصله و تفاوتی است.

نکته ادبی: استفاده از «او» برای رقیب و «ما» برای خود، نشان‌دهنده جدایی کامل جهان‌بینی عاشق و معشوق است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

تو آگاهی نداشتی که عیارِ وجودی من با آن کس، چقدر متفاوت است.

نکته ادبی: پرسشِ ضمنیِ شاعر در اینجا، نوعی احتجاج و استدلال عقلانی برای اثباتِ برتری عشق خویش است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

نمی‌دانستی که میانِ عشقِ حقیقی من و آن دلبستگیِ گذرا، چه تفاوتی وجود دارد.

نکته ادبی: به‌کارگیری حرف «ک» (کز) مخففِ «که از» است که پیوندِ منطقیِ جملات را حفظ کرده است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

تو از درکِ تفاوتِ ماهویِ میانِ من و دیگری غافل بودی.

نکته ادبی: اشاره به کوریِ عاطفیِ معشوق در هنگام تصمیم‌گیری.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

ندانستی که میانِ ارزشِ حضورِ من و آن رقیب، تفاوتِ بسیاری است.

نکته ادبی: تکرارِ این جمله نشان‌دهنده تأکیدِ شاعر بر این واقعیتِ تلخ است که معشوق ساده‌انگارانه عمل کرده است.

ندانستی کز او تا ما چه فرق است

تو ندانستی که تفاوتِ من با دیگری، تفاوتی از زمین تا آسمان است.

نکته ادبی: عبارت «چه فرق است» استفهام انکاری است و بر عظمتِ این تفاوت تأکید دارد.