دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعه ادبی، تصویرگرِ ژرفایِ رنج و اشتیاقِ عاشقانه است؛ گویی عاشق در دریایِ بیکرانِ سودایِ معشوق، گرفتار طوفانی سهمگین شده که هستیاش را در خود میبلعد.
در این میان، شاعر از نابرابریِ دردِ عشق سخن میگوید؛ درحالیکه این طوفان، جانِ عاشق را تا فرقِ سر در خود غرق کرده، معشوق تنها تا مچِ پا با آن درگیر است. این تضادِ عمیق، بر غربت و بیکسیِ عاشق در میانِ تلاطمهایِ عاطفی صحه میگذارد.
معنای روان
دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.
نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.
دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.
نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.
دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.
نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.
دل من در دریایِ تمنایِ تو غرق شده است.
نکته ادبی: بحر به معنی دریا و استعاره از شدت عشق است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
خوب گوش کن که این سخن، فریب و نیرنگ نیست.
نکته ادبی: زرق به معنای فریب و ظاهرآرایی است.
دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرندهای است؟
نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.
دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرندهای است؟
نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.
دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرندهای است؟
نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.
دوریِ تو خون مرا ریخت، این چه تیغِ بُرندهای است؟
نکته ادبی: فراق به معنای جدایی و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
ناسازگاری و دوریِ تو جانم را سوزاند، این چه برقِ سوزانی است؟
نکته ادبی: نفاق در اینجا به معنی ناسازگاری و دوری است.
طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.
نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.
طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.
نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.
طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.
نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.
طوفانِ عشقِ تو، تمامِ دنیا را از ما گرفت.
نکته ادبی: استعاره از دست دادن آرامش بر اثر عشق.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
پناهی به ما بده که از غرق شدن در این بلا بیمناکیم.
نکته ادبی: امان به معنی پناه و امنیت است.
تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...
نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.
تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...
نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.
تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...
نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.
تو نیز در این طوفان حضور داری، اما...
نکته ادبی: ولیکن حرف ربط برای بیان تضاد است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
گرفتاریِ تو تا قوزکِ پاست، اما گرفتاریِ ما تا بالایِ سر است.
نکته ادبی: کعب به معنی قوزک پا و فرق به معنی بالای سر؛ کنایه از تفاوت میزان درگیری و رنج است.
با اینکه شخص دیگری را به جایِ ما انتخاب کردی.
نکته ادبی: گزیدن به معنای انتخاب کردن است.
با اینکه شخص دیگری را به جایِ ما انتخاب کردی.
نکته ادبی: گزیدن به معنای انتخاب کردن است.
اگرچه تو فرد دیگری را به جای من برگزیدی و او را به من ترجیح دادی.
نکته ادبی: فعل «گزیدی» به معنای انتخاب کردن است که در اینجا دلالت بر ترجیح دادنِ غیر بر عاشق دارد.
با اینکه تو در انتخاب خود، کسی غیر از مرا برگزیدی.
نکته ادبی: تکرار گزاره در اینجا برای تأکید بر شدتِ جفای معشوق و رنجِ عاشق است.
اما تو متوجه نبودی که میانِ آن شخص و من چه تفاوت بزرگی وجود دارد.
نکته ادبی: «فرق» در اینجا به معنای تمایز عمیق و جوهری است که معشوق از درک آن عاجز مانده است.
تو ندانستی که میانِ جایگاه و کیفیت عشقِ من با آن فرد، چه تفاوتی است.
نکته ادبی: فعل «ندانستن» نشاندهنده جهلِ عاطفی معشوق نسبت به ارزش واقعی عاشق است.
تو هرگز درک نکردی که میانِ من و رقیبِ من، چه فاصله و تفاوتی است.
نکته ادبی: استفاده از «او» برای رقیب و «ما» برای خود، نشاندهنده جدایی کامل جهانبینی عاشق و معشوق است.
تو آگاهی نداشتی که عیارِ وجودی من با آن کس، چقدر متفاوت است.
نکته ادبی: پرسشِ ضمنیِ شاعر در اینجا، نوعی احتجاج و استدلال عقلانی برای اثباتِ برتری عشق خویش است.
نمیدانستی که میانِ عشقِ حقیقی من و آن دلبستگیِ گذرا، چه تفاوتی وجود دارد.
نکته ادبی: بهکارگیری حرف «ک» (کز) مخففِ «که از» است که پیوندِ منطقیِ جملات را حفظ کرده است.
تو از درکِ تفاوتِ ماهویِ میانِ من و دیگری غافل بودی.
نکته ادبی: اشاره به کوریِ عاطفیِ معشوق در هنگام تصمیمگیری.
ندانستی که میانِ ارزشِ حضورِ من و آن رقیب، تفاوتِ بسیاری است.
نکته ادبی: تکرارِ این جمله نشاندهنده تأکیدِ شاعر بر این واقعیتِ تلخ است که معشوق سادهانگارانه عمل کرده است.
تو ندانستی که تفاوتِ من با دیگری، تفاوتی از زمین تا آسمان است.
نکته ادبی: عبارت «چه فرق است» استفهام انکاری است و بر عظمتِ این تفاوت تأکید دارد.