دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
فضای کلی این ابیات، تأمل در باب دشواریهای مسیرِ وصال و مواجهه با معشوقی است که دارای طبعی تند، مغرور و بیتفاوت است. شاعر با زبانی کنایی و استفاده از پرسشهای بلاغی، از نایاب بودنِ شیرینیِ لبِ یار، لزومِ تدبیر در زمانِ خشمِ او و ضرورتِ استفاده از فرصتهای مناسب برای دستیابی به کام و وصال سخن میگوید.
در این ابیات، معشوق با صفاتی چون 'ماه' (زیبارو) و 'سختکمان' (مغرور و بیاعتنا) توصیف شده است. شاعر بر این باور است که راهِ رسیدن به او همواره هموار نیست و گاهی نیازمندِ صبر، زمانشناسی و حتی پرداختِ بهایِ سنگین است.
معنای روان
آیا میتوان از لبِ شیرینِ دوست، شکر (شیرینی) به وام گرفت؟ (پرسشی برای نشان دادنِ اینکه شیرینیِ لبِ او بیهمتاست و نمیتوان آن را به سادگی به دست آورد).
نکته ادبی: شکر وام خواستن کنایه از تمنای وصال یا بوسه است.
آیا میتوان از لبِ شیرینِ دوست، شکر به وام گرفت؟
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر محال بودنِ دسترسی آسان به معشوق.
آیا میتوان از لبِ شیرینِ دوست، شکر به وام گرفت؟
نکته ادبی: تکرار جهتِ تداومِ وزن و آهنگِ کلام.
آیا میتوان از لبِ شیرینِ دوست، شکر به وام گرفت؟
نکته ادبی: استفاده از پرسشِ انکاری برای تحریکِ حسِ مخاطب.
آیا میتوان از لبِ شیرینِ دوست، شکر به وام گرفت؟
نکته ادبی: استفاده از استعاره برای توصیفِ معشوق.
در مصراع نخست همان پرسشِ پیشین است و در مصراع دوم میگوید: او همچون کمانداری سختگیر و مغرور است؛ آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: سختکمان استعاره از معشوقی است که بیاعتناست و قلب عاشق را نشانه میرود.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: خاستن در اینجا به معنای رسیدن و نائل شدن است.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: تداومِ فضای یأسآلودِ عاشقانه.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: تکرار به منظورِ تثبیتِ دشواریِ کار.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: سختکمان صفتِ فاعلی مرکب با بار معناییِ استعاری.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: تأکید بر ناامیدی در رسیدن به کام.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: ابهامِ کلامی در 'خواستن' (طلب کردن) و 'خاستن' (برخاستن).
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: ساختارِ جملات پرسشیِ متوالی.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: تداومِ بنمایه یأس در اشعار کلاسیک.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: لحنِ پرسشی برای بیانِ استیصال.
چون او کمانداری سختگیر است، آیا میتوان از او به مراد و خواسته دل رسید؟
نکته ادبی: مضمونسازی حولِ رفتارِ معشوق.
برای رسیدن به لبِ آن یارِ ماهرو، میتوان با بذلِ مال و زر راهی پیدا کرد (اشاره به دشواری وصال که گاهی با مادیات یا فداکاری همراه است).
نکته ادبی: ماه استعاره از معشوق زیبارو است.
برای رسیدن به لبِ آن یارِ ماهرو، میتوان با بذلِ مال و زر راهی پیدا کرد.
نکته ادبی: زر کنایه از ثروت یا واسطه برای نزدیکی.
برای رسیدن به لبِ آن یارِ ماهرو، میتوان با بذلِ مال و زر راهی پیدا کرد.
نکته ادبی: تأکید بر مادی بودنِ برخی روابط یا دشواریِ وصال.
برای رسیدن به لبِ آن یارِ ماهرو، میتوان با بذلِ مال و زر راهی پیدا کرد.
نکته ادبی: استفاده از ماه برای تصویرسازیِ زیبایی.
برای رسیدن به لبِ آن یارِ ماهرو، میتوان با بذلِ مال و زر راهی پیدا کرد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر امکانِ دسترسی با تدبیر.
میتوان با پرداختِ زر به آن لب رسید، و از آن لب در طولِ یک ماه، یک جام (بوسه یا شرابِ لب) طلب کرد.
نکته ادبی: جام استعاره از بهرهمندی از لذتِ لبِ یار.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: زمانبندی در روابط عاشقانه.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: استفاده از ماه برای زمان.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: تکرارِ مضامینِ شراب و لب.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: استعاره از بهرهمندی.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: تداومِ ساختارِ بیانی.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: ساختارِ استعاریِ جام.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: تداومِ زنجیره افکارِ شاعر.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: تکرارِ متوالی.
از آن لبِ شیرین در طی یک ماه میتوان یک جام طلب کرد.
نکته ادبی: ایجاز در بیانِ خواسته.
هرگاه او خشمگین و تندخو شد، نامِ لبهای او را بر زبان نیاور (از او چیزی نخواه).
نکته ادبی: تند کردنِ خوی کنایه از عصبانیت و بدخلقی است.
هرگاه او خشمگین و تندخو شد، نامِ لبهای او را بر زبان نیاور.
نکته ادبی: نهی از خواستن در زمانِ نامناسب.
هرگاه او خشمگین و تندخو شد، نامِ لبهای او را بر زبان نیاور.
نکته ادبی: تأکید بر مراعاتِ احوالِ معشوق.
هرگاه او خشمگین و تندخو شد، نامِ لبهای او را بر زبان نیاور.
نکته ادبی: ادبِ حضور در مقابلِ معشوق.
هرگاه او خشمگین و تندخو شد، نامِ لبهای او را بر زبان نیاور.
نکته ادبی: تکرارِ فعلِ نهی.
چون او تندخو شد، نامش را مبر؛ چرا که حاجت و خواسته را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تضاد میانِ خشم و زمانِ مناسب.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تأکید بر فرصتشناسی.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: استعاره از صورتِ معشوق.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تداومِ متن.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تکرارِ مضمون.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: نکته اخلاقی در روابط عاشقانه.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: استفهام بلاغیِ پنهان.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تکرارِ متوالی.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: تأکید بر صبر.
حاجت را از چنین چهرهای، تنها باید در زمان مناسب طلب کرد.
نکته ادبی: نکته تربیتی در شعر.
اگر روزگار مساعد شود (بخت یاری کند)، این بار به وصال او خواهم رسید.
نکته ادبی: ایام یار شدن کنایه از مساعد شدنِ بخت و اقبال است.
اگر روزگار مساعد شود، این بار به وصال او خواهم رسید.
نکته ادبی: امیدِ عاشقانه به آینده.
اگر روزگار با من همراه شود، امید است که این بار به وصال یار برسم؛ هرچند که در این راه، انتظار یاری از تقدیر دشوار است.
نکته ادبی: ایهام در واژه «ایام» که هم به معنای روزگار و هم به معنای گردش فلک و تقدیر به کار رفته است.
اگر روزگار با من همراه شود، امید است که این بار به وصال یار برسم؛ هرچند که در این راه، انتظار یاری از تقدیر دشوار است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر آرزوی درونی شاعر است.
اگر روزگار با من همراه شود، امید است که این بار به وصال یار برسم؛ هرچند که در این راه، انتظار یاری از تقدیر دشوار است.
نکته ادبی: واژه «وصل» در اینجا به معنای رسیدن به معشوق در فضای عرفانی و عاشقانه است.
اگر روزگار با من همراه شود، امید است که این بار به وصال یار برسم؛ چرا که توقع یاری جستن از روزگار در چنین کار دشواری، بعید به نظر میرسد.
نکته ادبی: استفاده از عبارت «توان خواست» در اینجا به معنای پرسش انکاری و بیان استبعاد است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: پرسش انکاری (استفهام انکاری) برای نشان دادن ناامیدی از تقدیر.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: ایام در متون کهن اغلب به معنای چرخِ گردون و فلکِ بیوفا است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: تکرار مصرع برای تأکید بر ناامیدی است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: مفهوم «توان خواست» در اینجا به معنای امکانپذیر بودنِ امید بستن است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: ساختار جملات پرسشی در اشعار خاقانی اغلب برای بازتابِ کشمکش ذهنی است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: اشاره به بیپناهی انسان در برابر جبر زمانه.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: استفاده از فعل «خواستن» در معنای طلب کردن و امید داشتن.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: تداومِ فضای نومیدی در اشعار.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: ترکیبِ «ایام» در اینجا با لحنی گلایهآمیز به کار رفته است.
آیا حقیقتاً میتوان از این روزگارِ نامساعد، انتظار یاری برای رسیدن به چنین مقصود بزرگی داشت؟
نکته ادبی: پایانبندی بیت با یک پرسش که پاسخ آن منفی است.
دلی که برای رسیدن به جان و محبوب، چنان در جستوجو بود، حالا به چنان حالی افتاده که دیگر هیچ صبر و آرامشی ندارد.
نکته ادبی: واژه «دلارام» در اینجا صفتِ معشوق است که آرامشبخشِ دل است.
دلی که برای رسیدن به جان و محبوب، چنان در جستوجو بود، حالا به چنان حالی افتاده که دیگر هیچ صبر و آرامشی ندارد.
نکته ادبی: تکرارِ فعلِ «جستن» در معناهای مختلف: یکی به معنای جستوجو کردن و دیگری به معنای یافتن یا طلبیدن.
دلی که برای رسیدن به جان و محبوب، چنان در جستوجو بود، حالا به چنان حالی افتاده که دیگر هیچ صبر و آرامشی ندارد.
نکته ادبی: ایهام در «جان جست»، هم به معنای در پی جان بودن و هم به معنای یافتنِ زندگی است.
دلی که برای رسیدن به جان و محبوب، چنان در جستوجو بود، حالا به چنان حالی افتاده که دیگر هیچ صبر و آرامشی ندارد.
نکته ادبی: تصویرسازیِ استیصال در برابر اشتیاق به معشوق.
دلی که برای رسیدن به جان و محبوب، چنان در جستوجو بود، حالا به چنان حالی افتاده که دیگر هیچ صبر و آرامشی ندارد.
نکته ادبی: استفاده از واژگانِ «صبر» و «آرام» به عنوان متضادِ حالِ درونیِ شاعر.
دلی که در جستوجوی محبوب بود، چنان بیتاب شده که دیگر نه صبری از آن بر میآید و نه آرامشی در آن قابل جستوجو است.
نکته ادبی: سجعِ درونی در عبارت «صبر توان جست» و «آرام توان خواست».
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: نفیِ تواناییِ بازگشت به آرامش.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر شدتِ بیقراری.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: عبارت «توان خواست» به معنای امکانِ آرزو کردن است.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: لحنِ ناامیدانه و تأثربرانگیز.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: فقدانِ قرار در وجودِ عاشق.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: استفاده از واژه «زو» (از او) به معنای از آن دل.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: اشاره به درماندگیِ عاشق در برابر فراق.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: تأکید بر قطعِ امید از بهبودیِ حالِ دل.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: تکرارِ ساختارِ نحوی برای تقویتِ وزن و آهنگ.
اکنون دیگر نه صبر و نه آرامشی برای این دلِ بیقرار باقی مانده است.
نکته ادبی: پایانِ یک بند از اندیشه شاعرانه.
من که در اوجِ کمال (خاقانی) هستم، چه نادانم که چنین آرزوی بیهودهای دارم؛ چرا که رسیدن به مقصود در این روزگار، طمعی خام است.
نکته ادبی: ایهام در «مه» که هم به معنای ماه (استعاره از زیبایی یا بزرگی) و هم به معنای بزرگ و بلندمرتبه است.
من که در اوجِ کمال (خاقانی) هستم، چه نادانم که چنین آرزوی بیهودهای دارم؛ چرا که رسیدن به مقصود در این روزگار، طمعی خام است.
نکته ادبی: «طمع خام» کنایه از آرزویِ غیرواقعبینانه و نپخته.
من که در اوجِ کمال (خاقانی) هستم، چه نادانم که چنین آرزوی بیهودهای دارم؛ چرا که رسیدن به مقصود در این روزگار، طمعی خام است.
نکته ادبی: اشاره تخلصگونه به نام خود (خاقانی).
من که در اوجِ کمال (خاقانی) هستم، چه نادانم که چنین آرزوی بیهودهای دارم؛ چرا که رسیدن به مقصود در این روزگار، طمعی خام است.
نکته ادبی: تضاد میانِ بزرگیِ شاعر و کوچکیِ امیدهایش.
من که در اوجِ کمال (خاقانی) هستم، چه نادانم که چنین آرزوی بیهودهای دارم؛ چرا که رسیدن به مقصود در این روزگار، طمعی خام است.
نکته ادبی: استفاده از «مه» برای توصیف خود شاعر.
من که خاقانی هستم، چه نادانم که چنین طمعی دارم؛ زیرا از این روزگارِ پر از فتنه و آشوب، چه پاداشی میتوان طلب کرد؟
نکته ادبی: ایهام در واژه «انعام» (هم به معنای پاداش و هم به معنای بخشش).
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: «فتنه ایام» کنایه از ناملایمات و آشوبهای دوران.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: پرسش انکاری که پاسخ آن «هیچ» است.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: تکرارِ پرسش برای تأکید بر ناامیدی.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: حسِ بدبینی نسبت به تقدیر.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: ارتباط بینِ فتنه (آشوب) و انعام (پاداش).
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: لحنِ رندانه و تلخِ شاعر.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: استفاده از «انعام» برای بیانِ خیر و برکت.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: تداومِ فضای سنگین و تیره شعر.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: تأکید بر بیهودگیِ چشمداشت از زمانه.
از این روزگارِ پر از فتنه، چه پاداشی میتوان توقع داشت؟
نکته ادبی: پایانبندیِ اثر با پرسشی در بابِ محدودیتهایِ بشر در مقابلِ فلک.