دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیمعنای روان
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از دست روزگار و گذر زمان، هیچکس به امنیت و آسایش نرسیده است.
نکته ادبی: ایام جمع یوم به معنای روزهاست و در اینجا کنایه از گردش روزگار است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
از راه و رسم دنیا و گذر دهر، هیچکس فرصتی برای آسودگی نیافته است.
نکته ادبی: دهر به معنای روزگار و گردش گردون است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
شب و روز همچون دو دیدهبان و مراقب، پیوسته عمر آدمی را زیر نظر دارند.
نکته ادبی: رصددار ترکیبی از رصد و دار به معنای مراقب و نگهبان است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
از این دو ناظرِ همیشه بیدار (شب و روز)، هیچکس برگه اماننامه یا مصونیتی دریافت نکرده است.
نکته ادبی: خط امان کنایه از ضمانت و امنیت است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
دورانی سپری شد که در آن به سبب وجودِ آسایش و رفاه،...
نکته ادبی: زمان در اینجا به معنای دورهای از تاریخ زندگی است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
...هیچکس سخنی از غم و اندوه بر زبان نمیآورد.
نکته ادبی: نفی نام غم کنایه از فراوانی خوشی و فقدان رنج است.
در آن دوران چنان شادی و نشاط حاکم بود که حتی نام «غم» در زبانِ هیچکس جاری نمیشد و کسی آن را نمیشناخت.
نکته ادبی: واژه «کس» به معنای شخص یا موجود انسانی است و نفی آن (کس نیافت) بر کثرت و عمومیت دلالت دارد.
در آن دوران چنان شادی و نشاط حاکم بود که حتی نام «غم» در زبانِ هیچکس جاری نمیشد و کسی آن را نمیشناخت.
نکته ادبی: تکرارِ نفی «نیافت»، بر قطعیتِ عدمِ وجودِ اندوه در آن عصر تأکید دارد.
در آن دوران چنان شادی و نشاط حاکم بود که حتی نام «غم» در زبانِ هیچکس جاری نمیشد و کسی آن را نمیشناخت.
نکته ادبی: استفاده از عبارت «هیچ زبان» کنایه از غیبت مطلق واژه غم در فرهنگِ گفتاری آن روزگار است.
در آن دوران چنان شادی و نشاط حاکم بود که حتی نام «غم» در زبانِ هیچکس جاری نمیشد و کسی آن را نمیشناخت.
نکته ادبی: استفاده از اسلوبِ نفی، بار معنایی عاطفیِ مثبت را تقویت کرده است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: «خرمدلان» صفتی مرکب برای توصیفِ گروهی از مردم با ویژگیهای روحی خاص است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: عبارت «آمد عهدی» نشاندهنده گذارِ زمانی و تحولِ تاریخیِ ناخوشایند است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: واژه «عهد» در اینجا به معنای روزگار یا عصر است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: ساختار جملات معطوف به «نشانی از خرمی» است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: جمله به نوعی سوگنامهای برای زوالِ شادی در روزگار شاعر است.
زمانی فرا رسید که از میانِ مردمِ شادمان و خرمدل، نشانی در جهان باقی نماند.
نکته ادبی: استفاده از واژگانِ ساده برای بیانِ اندوهی عمیق.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: «آفاق» جمعِ «اُفُق» است و در ادبیات کلاسیک به معنای کرانههای جهان به کار میرود.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: استفاده از واژه «نشان» در اینجا به معنای اثر و ردپای تاریخی است.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: نفی مطلق «کس نیافت» بر گستره ناکامی دلالت دارد.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: ساختار جملهبندی بر ناامیدیِ جستوجوگر تأکید دارد.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: تکرارِ این مفهوم بر استمرارِ فقدان اشاره دارد.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: فضاسازیِ یأسآلود با واژگانِ ساده.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: آرایه تکرار برای تثبیت مفهوم عدم دسترسی.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: ارجاعِ مستقیم به گستردگیِ جهان (آفاق).
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: معنای آفاقیِ جهان در برابرِ محدودیتهای شخصی.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: تأکید بر ناممکن بودنِ یافتن.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: نفیِ جستوجو در گستره هستی.
در تمامی پهنه گیتی و آفاق، هیچکس نتوانست نشانی از آن دوران خوش پیدا کند.
نکته ادبی: پایانِ یک بندِ معنایی با مفهومِ ناامیدی.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: «اهل» در اینجا به معنای صاحبنظر یا کسی است که صاحبِ بصیرت است.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: «عهد» به معنای زمانه و روزگارِ شاعر است.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: امرِ «میندیش» نهی از پندارِ غلط است.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: خطابِ شاعر به خردمندان برای پذیرشِ واقعیت.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: استفاده از خطاب برای تأثیرگذاری بیشتر.
ای اهلِ خرد، گمان مبر که در این روزگارِ ما، یافتنِ آرزوهای بزرگ ممکن است.
نکته ادبی: نهی از خیالپردازیِ واهی.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: «عنقا» نمادِ امرِ محال و دستنیافتنی است.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: استعاره از کمالات و آرزوهای بلند که در دسترس نیستند.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: «سایه عنقا» نمادی از دورترین و نایابترین چیزهاست.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: اشاره به افسانههای کهن برای تبیینِ واقعیت.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: نمادگرایی قوی در متن.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: تأکید بر عدمِ وجودِ خارجیِ آرزو.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: بیانِ ناامیدی از طریقِ اساطیر.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: استفاده از نماد برای عینیت بخشیدن به معنا.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر محال بودن.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: پیوندِ میانِ اسطوره و واقعیت.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: تکرارِ هویتِ ناممکن.
همانطور که در این روزگار، کسی سایه «عنقا» (مرغ افسانهای) را نیز در جهان ندیده است.
نکته ادبی: نتیجهگیری از استعاره عنقا.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: «خاقانیا» تخلص شاعر و استفاده از «یا» برای خطاب به خویشتن است.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: «جنس» در اینجا به معنای ماهیت و سنخیت است.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: مواجهه شاعر با خویشتنِ خویش.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: خطابِ مستقیم به خود برای نهی.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: تأکید بر اشتراکِ نوعِ طلب.
ای خاقانی، تو در جستوجوی چیزی هستی که همجنس و هممرتبه با همان آرزوهای نایافتنی است.
نکته ادبی: بررسیِ محتوایِ خواستههای شاعر.
پس کمتر به دنبال چیزی باش که هیچکس در جهان نتوانسته است به آن دست یابد.
نکته ادبی: «کم طلب» امرِ خیرخواهانه برای ترکِ آرزوهای بیحاصل.
پس کمتر به دنبال چیزی باش که هیچکس در جهان نتوانسته است به آن دست یابد.
نکته ادبی: تأکید بر عدم دستیابیِ پیشینیان.
پس کمتر به دنبال چیزی باش که هیچکس در جهان نتوانسته است به آن دست یابد.
نکته ادبی: نتیجهگیری منطقی از بیت پیشین.
پس کمتر به دنبال چیزی باش که هیچکس در جهان نتوانسته است به آن دست یابد.
نکته ادبی: پایانبندی با لحنی اندرزگونه و خردمندانه.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.
در پیِ خواستههایی که تا به امروز هیچکس نتوانسته به آنها برسد، تلاش مکن و انرژی خود را هدر نده.
نکته ادبی: واژه «کم» در اینجا فعلِ امر از مصدر «کاستن» به معنای «کم کن» یا «کوتاه کن» است.