دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳
خاقانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیمعنای روان
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: سر به عدم درنه کنایه از نفیِ خود و دستیابی به مقام فنایِ فیالله است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: عدم به معنای نیستی و فنا از خویشتن است که مقدمه هستی یافتن در حق است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: فعلِ امرِ طلب به معنای جستوجو کردن و به دست آوردن است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: ترکیبِ سر به عدم نهادن، نشانگر اوجِ فروتنی و گذشتن از منیّت است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: یاران در این سیاق، اشاره به پیرانِ طریقت و همراهانِ همدل دارد.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: بافتارِ جمله دستوری است که سالک را به انفعال در برابر حق و فعال بودن در سلوک دعوت میکند.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: عدم در ادبیات عرفانی به معنای نیستیِ محض نیست، بلکه نفیِ صفاتِ بشری است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: طلب از ارکان اصلی سلوک در ادبیات فارسی است.
در راه رسیدن به حقیقت، از خودِ خویش و تعلقات دنیوی دست بشوی و به مقام فنا برس؛ آنگاه در این حالِ بیخودی، به دنبال یاران راستین بگرد.
نکته ادبی: تکرارِ فعلِ طلب بر اهمیتِ تلاش و استمرار تأکید دارد.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: بوی وفا کنایه از نشانه و اثرِ خیر و راستی است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: ازیشان اشاره به همان یارانِ در بندِ عدم است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: وفا در اینجا نه به معنای عهدِ عاشقانه، بلکه به معنای پایبندی به حق و حقیقت است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: ساختارِ جملات پیوسته و تکرارشونده نشاندهنده اهمیت این معنا نزد شاعر است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: بوی استعاره از درکِ قلبی و کشفِ شهودی است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: ازیشانِ ضمیرِ اشاره به جمعِ عرفا است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: استفاده از حواسِ ظاهری (بوییدن) برای مفاهیم انتزاعی.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: وفا تقابلِ معنایی با جفایِ عالمِ خاکی دارد.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: طلب برای بارِ دوم جهت تأکید به کار رفته است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: آهنگ کلام در اینجا تعلیمی و ارشادی است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: در زبانِ کهن، بوی به معنای رایحه و اثرِ خفیف است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: وفا از صفاتِ اصلیِ اهلِ کمال است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: سیاقِ جمله بر دوری از نااهلان دلالت دارد.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: حرف اضافه دریشان مخففِ در + ایشان است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: طلب کردن در اینجا به معنای جستن است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: تداوم در متن اصلی بر اهمیت یافتن وفا تأکید دارد.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: ساختارِ مصراع یک دستورِ اخلاقی و عرفانی است.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: واژگانِ ساده و مستقیم برای انتقال پیام عمیق استفاده شدهاند.
اگر در جستوجوی نشانهای از وفاداری، صداقت و راستی هستی، آن را تنها در میان این یاران حقیقی و اهلِ فنا جستوجو کن.
نکته ادبی: این آخرین تکرار این مضمون در متن ارسالی است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: بر سرِ عالم شدن کنایه از تعالی و عبور از تعلقات مادی است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: همجنس جوی امر به همنشینی با همفکران و همدلانِ معنوی است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: عالم در اینجا به معنای دنیای مادی و فانی است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: همجنس در ادبیات عرفانی به کسانی میگویند که از یک مشرب و مکتب فکری برخوردارند.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: مصراعِ اولِ این بخش، پیششرطِ مصراع دوم است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: جوی فعلِ امر از جستن است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: استفاده از آرایه تضاد بینِ عالم (پایین) و تعالی (بالا) در ذهن تداعی میشود.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: تکرار برای استحکامِ پیام در ذهن مخاطب است.
از سطحِ پایینِ دلبستگیهای دنیوی فراتر برو و برای خود، همسفرانی از جنسِ جان و معرفتِ خود پیدا کن.
نکته ادبی: همجنس جوی اشاره به ضرورتِ یافتنِ مرشد یا دوستِ راه دارد.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: تک دریا استعاره از اعماقِ جان و باطنِ جهان است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: مرجان نمادِ حقیقتِ گرانبها و پنهان است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: در تک دریا رفتن استعاره از تأمل و تعمق درونی است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: مرجان در اینجا کنایه از معرفتِ ناب است که به راحتی در سطحِ آب یافت نمیشود.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: فعلِ امر رو و طلب کن، نشاندهنده لزومِ حرکت و تکاپوی سالک است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: استعاره از دریا برای عالمِ خلقت یا دریای وجود است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: تک دریا در اینجا تضادِ معنایی با سطحِ آب دارد.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: طلب کردن در اینجا به معنای خواستن و کسبِ نتیجه است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: این تصویرسازی، سنتی دیرینه در ادبیاتِ حماسی و عرفانی ایران است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: فعلِ رو به معنای حرکت کردن و پیشروی است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: دریا و مرجان رابطه معناییِ ظرف و مظروف را دارند.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: ساختارِ مصراع به سبکِ مثنویهای تعلیمی است.
مانند غواصی که برای یافتن مروارید به اعماق دریا میرود، تو نیز به ژرفای دریای وجود و معنویت سفر کن تا گوهرِ حقیقت را بیابی.
نکته ادبی: مرجان در معنای عامِ کلمه به معنای جواهرِ دریایی است که در اینجا به حقیقتِ معنوی اشاره دارد.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
به اعماق دریای معرفت غوطه بزن و حقیقت ناب را جستوجو کن.
نکته ادبی: تک در اینجا به معنای عمق و قعر است و مرجان استعاره از حقیقت یا گوهر وجود است.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی و پست، جایگاه اصلی و شایسته تو نیست.
نکته ادبی: مرکز خاکی کنایه از عالم ماده و دنیاست که در مقابل آسمان و عالم معنا قرار دارد.
این دنیای مادی جای تو نیست و باید به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باشی.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع آسمانی باش.
نکته ادبی: گنبد گردان استعاره از آسمان و عوالم برتر هستی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
هنگامی که جان و هستی خود را به عنوان تحفه در پیشگاه حق عرضه میکنی.
نکته ادبی: مائده در اصل به معنای طعام و سفره است و در اینجا استعاره از تقدیم کردنِ وجود خود به درگاه الهی است.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان را وسیلهی ارتباط قرار بده و آن محبوب و مهمان حقیقی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی به معنای واسطه است و مهمان اشاره به ذات اقدس حق دارد که مهمانِ خانه دل میشود.
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: میانجی نهادن کنایه از فدا کردن و واسطه قرار دادنِ جان است.
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: تکرارِ مفهومِ فدایِ جان برای تأکید برِ مراتبِ عشقورزی.
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: ساختار امری فعل برای دعوت به سلوک.
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
جان و وجودت را به عنوان واسطه و فدایی در راه عشق قرار ده و برای رسیدن به مقصودِ عالی، مهمانی الهی را طلب کن.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: استعاره از فسادِ زمانه.
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
تمامِ روی زمین را خیل و سپاهِ شیاطین و ناپاکیها فرا گرفته است.
نکته ادبی: -
جهان از شیاطین پر شده است، پس چراغِ خرد را برافروز و به دنبالِ مقتدایِ حقجوی (سلیمان) باش.
نکته ادبی: سلیمان نمادِ حکمت و پادشاهی بر عالمِ جان است.
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
چراغِ آگاهی و بصیرت را روشن کن و به دنبالِ مقتدایِ راستین و حقیقت باش.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: تخلص شاعر در متن آمده است که بر جنبه شخصی بودنِ درد تأکید دارد.
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
ای دلِ خاقانی که از جراحتهای روزگار مجروح هستی، برخیز.
نکته ادبی: -
همنشینان و اهلِ حقیقت را به دست آور و برای درمانِ دردهایت، چارهجویی کن.
نکته ادبی: اهل در اینجا به معنایِ همراهان و پیرانِ راه است.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: «اهل» در اینجا به معنای افراد شایسته، دانا و عارف است.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
به دنبال افراد کارآزموده و خردمند باش تا از آنها بیاموزی و راهی برای درمان دردهای روحی و نادانیهای خود بیابی.
نکته ادبی: تکرار و تأکید بر طلبِ همنشینی با بزرگان.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: استفاده از تلمیح به داستان حضرت خضر که نماد جستوجوگری و رسیدن به حیات جاودان است.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تأکید بر پذیرش سختی پیش از رسیدن به مقصد.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
مانند حضرت خضر، ابتدا تلخیهای مسیر و سختیهای سفر را با جان و دل بپذیر و بنوش.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید.
ابتدا سختیهای سفر را همانند خضر تحمل کن و سپس به دنبال دستیابی به چشمه حیات و کمال باش.
نکته ادبی: ترکیب دو مرحله سلوک: رنج سفر و رسیدن به پاداش.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: «چشمه حیوان» استعاره از معنویت و جاودانگی است.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
پس از پشت سر گذاشتن دشواریها، حرکت کن و به دنبال چشمه آب حیات باش که نماد دانش و جاودانگی است.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر طلب.
صرفِ بودن در سرزمین شروان، باعث رسیدن به خیر و برکت نمیشود (باید برای یافتن خیر، حرکت کرد).
نکته ادبی: ایهام در واژه «خیروان» که هم به معنای «خوب شدن» است و هم اشاره به نام منطقه دارد.
صرفِ بودن در سرزمین شروان، باعث رسیدن به خیر و برکت نمیشود (باید برای یافتن خیر، حرکت کرد).
نکته ادبی: تأکید بر لزوم عملگرایی در برابر تکیه بر جغرافیا.
صرفِ بودن در سرزمین شروان، باعث رسیدن به خیر و برکت نمیشود (باید برای یافتن خیر، حرکت کرد).
نکته ادبی: تأکید بر لزوم عملگرایی در برابر تکیه بر جغرافیا.
صرفِ بودن در سرزمین شروان، باعث رسیدن به خیر و برکت نمیشود (باید برای یافتن خیر، حرکت کرد).
نکته ادبی: تأکید بر لزوم عملگرایی در برابر تکیه بر جغرافیا.
صرفِ بودن در سرزمین شروان، باعث رسیدن به خیر و برکت نمیشود (باید برای یافتن خیر، حرکت کرد).
نکته ادبی: تأکید بر لزوم عملگرایی در برابر تکیه بر جغرافیا.
سرزمین شروان هیچگاه به منشأ خیر و برکت تبدیل نخواهد شد.
نکته ادبی: شروان نام منطقهای جغرافیایی است. ترکیب 'خیروان' که در مقابل شروان آمده، جناسوارهای است برای تاکید بر نبود خیر.
سرزمین شروان هیچگاه به منشأ خیر و برکت تبدیل نخواهد شد.
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر نفیِ خیر در این مکان.
سرزمین شروان هیچگاه به منشأ خیر و برکت تبدیل نخواهد شد.
نکته ادبی: استفاده از جناس زاید برای برجستهسازی صوتی کلام.
سرزمین شروان هیچگاه به منشأ خیر و برکت تبدیل نخواهد شد.
نکته ادبی: مبتنی بر این باور قدیمی که محیط بر شخصیت و تقدیر انسان تاثیرگذار است.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: امر به جستجو، نشاندهنده ضرورت هجرت برای دستیابی به تعالی.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: دستور به دوری از زادگاه برای کسب موفقیت.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تکرار جهت تبیین ضرورت مهاجرت فکری و فیزیکی.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تاکید بر محدود بودن ظرفیتهای این جغرافیا.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تشویق به ترک محیطی که مانع رشد است.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: گزارهای اخلاقی-آموزشی در قالب شعر.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: استفاده از واژه 'طلب' به معنای خواستن و جستن در عرفان و حکمت.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تاکید بر وسعت جهان برای یافتن فرصتها.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: جداسازی خیر از مکان ذکر شده.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: خط به معنای مرز و حدود جغرافیایی.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تاکید بر برونگرایی برای دستیابی به کمال.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: دستوری قاطع در لحن کلام.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: مفهوم طلب در ادبیات کلاسیک بسیار پربسامد است.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تشویق به تفکر فراملی و فرامنطقهای.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: خط به عنوان نماد محدوده فکری نیز قابل تفسیر است.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: تاکید بر تفاوت ذاتی خیر با آن مکان.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: لحن نصیحتگونه شاعر به مخاطب.
اگر به دنبال نیکی و خیر هستی، باید آن را در بیرون از مرزهای شروان جستجو کنی.
نکته ادبی: پایانِ بخش اولِ بحث جغرافیایی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: قرابه ظرفی شیشهای و بزرگ برای شراب است. سنگ زدن به آن کنایه از شکستن پیمان و رابطه است.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: استعاره از قطع رابطه با اقوام نالایق.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: تاکید بر جسارت در قطع ارتباطات سمی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: استفاده از تصویر ملموس برای بیان یک مفهوم انتزاعی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: دستور به شکستن تعلقات مادی و فامیلی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: قرابه به عنوان نمادِ تظاهر و مستیِ روابط خویشاوندی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: حرف 'فکن' دستور به انجام فعلی قاطعانه است.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: تاکید بر بیپروایی در حفظ استقلال شخصی.
به ظرف شراب نزدیکان خود سنگ بزن؛ یعنی پیوند با آنها را بشکن و از آنها دوری کن.
نکته ادبی: انتقال از فضای جغرافیایی به فضای روابط انسانی.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: دگرسان طلبیدن به معنای تغییر الگوهای دوستی و پیوندهاست.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: دعوت به بازتعریفِ مفهوم خانواده.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تاکید بر انتخابگری در روابط.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: قرابات جمع قرابت است به معنی بستگان.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: ضرورتِ تغییر در دایره معاشران.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: دستور به نوسازیِ پیوندهای انسانی.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: ترغیب به یافتن دوستانِ همفکر.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تکرارِ تاکید بر تفاوتِ کیفیت روابط.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: اشاره به لزومِ نگاهِ دگرگونه به اطرافیان.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تشویق به برتریجویی در گزینش دوستان.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: استفاده از واژگانِ کهن در معنای اجتماعی.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تاکید بر ضرورتِ تحول در پیوندها.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: دستوری برای بهبودِ کیفیت زندگی اجتماعی.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: دعوت به نوگرایی در معاشرت.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تکرارِ آموزهی تغییر نگرش به خویشان.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: برتریِ فضیلت بر نسبتِ خونی.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: تاکید بر آزادی در انتخاب همراه.
به دنبال نوع دیگری از خویشاوندان و روابط باش.
نکته ادبی: مقدمهای برای بیان دلیلِ این جدایی (که در بیت بعد میآید).
داستان یوسف را در نظر بیاور که از برادرانش چه ستمها و رنجهایی دید.
نکته ادبی: تلمیح به داستان قرآنی یوسف و برادرانش. 'اخوة' در اینجا به معنای برادران است.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: کلمه «اخوة» جمع برادران است و در اینجا با تکیه بر تلمیح، به پیمانشکنی خویشاوندان اشاره دارد.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: تکرار برای تأکید بر عبرتگیری از تاریخ.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: استفاده از ساختار پرسشی برای تأمل بیشتر مخاطب.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: اشاره مستقیم به رنجهای یوسف جهت یادآوری بی وفایی اطرافیان.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: واژه «دید» در هر دو بار به معنای مشاهده کردن و تحمل کردن است.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: ترکیب نحوی ساده و روان متناسب با لحن خطابی.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: استفاده از اسطوره برای تعمیق معنای خیانت نزدیکان.
آیا داستان یوسف پیامبر و ستمی را که از برادران خود دید، به یاد داری و از آن عبرت گرفتی؟
نکته ادبی: تداوم فضای اخلاقی و پندآموز.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تقابل میان «اخوة» (خویشان) و «اخوان» (یاران موافق) محور اصلی معنایی این بیت است.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: امر به تغییر رویکرد در انتخاب دوستان.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: استفاده از فعل «طلب» به معنای جستجو کردن و خواستن.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تأکید بر لزوم هوشمندی در گزینش معاشران.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تشویق به ترک رابطه با بدخواهان.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: واژه «پشت کردن» کنایه از دوری جستن است.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: استفاده از تضاد مفهومی بین نسب و معرفت.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: لحن نصیحتگونه و صریح.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: اهمیتِ انتخاب آگاهانه یاران.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تأکید بر معنای عرفانی یا اخلاقی دوستی.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: ساختار دستوری مبتنی بر گزارههای اخلاقی.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: اشاره به لزوم تغییر در دایره ارتباطات.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تداومِ توصیه به دوری از شرّ.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تأکید بر جایگزینیِ دوستانِ خوب.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: اندرز برای کسب آرامشِ روحی.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: استفاده از اصطلاحات ادبی کهن در نظم فارسی.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: صراحت در بیانِ توصیه.
از برادرانِ ستمگر روی بگردان و به دنبال برادران (دوستان) حقیقی و وفادار باش.
نکته ادبی: تأکیدِ نهایی بر این بندِ اخلاقی.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: «مشرب» در اینجا به معنای آبشخور و به کنایه، محل معاشرت است. «نهنگان» استعاره از انسانهای درنده خوست.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: توصیف وضعیتِ ناامنِ یک مکان.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: نمادسازی با استفاده از موجوداتِ خطرناکِ دریایی.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: هشدار نسبت به خطراتِ محیطی.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: توصیفِ کناییِ ناامنیِ یک شهر.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: تأکید بر مخاطراتِ محیطِ یاد شده.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: تصویرسازیِ استعاری برای هشدار.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: لحنِ هشدارآمیزِ شاعر.
محیط و فضای شروان سرشار از افراد خطرناک، طمعکار و بدخواه است.
نکته ادبی: تداومِ توصیفِ وضعیتِ بحرانی.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: «آبخور» کنایه از محلِ ارتزاق و سکونت است. «آسان» اشاره به سهولتِ زیست دارد.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: دعوت به هجرت برای آرامش.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: پیشنهادِ محیطی بهتر برای زیستن.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: آرزویِ دستیابی به امنیت.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: ترغیب به حرکت و تغییرِ مکان.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: تأکید بر مزایایِ سرزمین خراسان.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: اشاره به سهولت در خراسان در مقابلِ سختی در شروان.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: لحنِ ترغیبیِ قوی.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: تأکید بر لزومِ یافتنِ محیطِ مناسب.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: ایجاد تقابل میان شروان و خراسان.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: دعوت به آرامشِ درونی و بیرونی.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: استفاده از اصطلاحاتِ مرتبط با آب و حیات.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: پایانبندیِ توصیههای عملی.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: تداومِ ساختارِ پندآموز.
به سوی خراسان سفر کن و در آنجا به دنبال مکانی امن و بیدغدغه برای زندگی باش.
نکته ادبی: تأکیدِ نهایی بر ضرورتِ حرکت به سوی امنیت.
در جستجوی معاش و روزی بیدغدغه و آسان، راهی خراسان شو.
نکته ادبی: آبخور کنایه از وسیله معاش و روزی است.
در جستجوی معاش و روزی بیدغدغه و آسان، راهی خراسان شو.
نکته ادبی: آبخور کنایه از وسیله معاش و روزی است.
در جستجوی معاش و روزی بیدغدغه و آسان، راهی خراسان شو.
نکته ادبی: آبخور کنایه از وسیله معاش و روزی است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
رو به سوی دریا کن و هنگامی که از آنجا عبور کردی...
نکته ادبی: حرف اضافه به نشاندهنده جهت و مقصد حرکت است.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
در سرزمین طبرستان، در پیِ جایگاهی برای شادمانی و عیش و نوش باش.
نکته ادبی: طربستان بازی با نام طبرستان است که به معنای سرزمین شادی ساخته شده.
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
هدف و مقصد آرزوهای خود را شهر «آمل» بدان.
نکته ادبی: جناس میان آمل (نام شهر) و آمال (جمع امل به معنای آرزوها).
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
یوسف گمشدهات (معشوق یا گمشده عزیز) را در گرگان بجوی.
نکته ادبی: تلمیح به داستان حضرت یوسف که در چاه افکنده شد و گم شد.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.
آن کسی که یوسف خود را گم کرده است، اکنون باید او را در میان گرگان یا در شهر گرگان جستوجو کند.
نکته ادبی: واژه گرگان در اینجا دارای ایهام است؛ هم میتواند به معنای شهر گرگان باشد و هم به معنای جمع کلمه گرگ که تداعیگر داستان برادران یوسف و دروغ آنان است.