غزلیات

خواجوی کرمانی

غزل شمارهٔ ۷۱۳

خواجوی کرمانی
ز باد نکهت دو تات می جوئیم ز باده ذوق لب جان فزات می جوئیم
نسیم گلشن فردوس و آب چشمهٔ خضر بخاک پات که از خاک پات می جوئیم
به جست و جوی تو عمری که نگذرد با دست گمان مبر که ز باد هوات می جوئیم
جفا مجوی و میازار بیش ازین ما را بدین صفت که بزاری وفات می جوئیم
اگر تو پیل برانی و اسب در تازی چگونه رخ ننهیمت چو مات می جوئیم
خطا بود که نجوئی مراد خاطر ما چرا که ما نه ز راه خطات می جوئیم
علاج درد مرا گفتمش خطی بنویس جواب داد که خواجو دوات می جوئیم