دیوان اشعار

کسایی

غزل

کسایی
ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه شاه حسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است چه بود نامه ، جز سپید و سیاه
به لب و چشم ، راحتی و بلا به رخ و زلف ، توبه ای و گناه
دست ظالم ، ز سیم کوته به ای به رخ سیم ، زلف کن کوتاه !