دیوان اشعار

کسایی

خواری مُرده

کسایی
دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا دانم که مرده بر دل میراثخوار ، خوار
فرزند من یتیم و سر افکنده گرد کوی جامه وسخ گرفته و در خاک ، خاکسار