دیوان اشعار - رباعیات

عراقی

رباعی شمارهٔ ۱۴

عراقی
پیری ز خرابات برون آمد مست دل رفته ز دست و جام می بر کف دست
گفتا: می نوش، کاندرین عالم پست جز مست کسی ز خویشتن باز نرست