دیوان اشعار - غزلیات

عراقی

غزل شمارهٔ ۱۷۴

عراقی
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
تا خار غم عشق تو در پای دلم شد بی روی تو گلهای چمن خار شمارم
نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم
تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم باشد که به گوش تو رسد نالهٔ زارم
کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم