اشعار

ایرج میرزا

مشاعره با ملک التجار

ایرج میرزا
ایرج:
اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد الطاف ز حد و عد برون تو چه شد
با آن همه وعده ها که بر من داد ی غاز تو چه شد بوقلمون تو چه شد
ملک التجار: ****
ایرج ز خراسان طلب غاز نمود باب طمع و آز به من باز نمود
غافل بود او که غاز با بوقلمون چون دانه نبود پرواز نمود
ایرج: ****
حیفست که خلف وعده آغاز کنی با شعر مرا از سر خود باز کنی
با داشتن هزارها بوقلمون از دادن یک بوقلمون ناز کنی
ملک التجار: ****
ای آنکه سزد خوانم اگر شهبازت طوطیست همی کلک شکر پردازت
چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر هرگز ندهم بوقلمون و غازت
ایرج: ****
ای وعده تو تمام بوقلمونی یادآر از آن وعده در بیرونی
از آن همه ثروت وکیل آبادت یک غاز به من نمی دهی ای کونی
************* *************