اشعار

ایرج میرزا

فقیه

ایرج میرزا
نشسته بود فقیهی به صدر مجلس درس بجای لفظ عن اندر کتا ب خود من دید
قلم تراش و قلم برگرفت و من عن کرد سپس که داشت درآن باب اندک ی تردید
یکی ز طلاب این دید و گفت با دگران جناب آقا عن کرد جمله عن بکنید
************** **************