اشعار

ایرج میرزا

آب حیات

ایرج میرزا
آب حیات است پد ر سوخته حب نبات است پد ر سوخته
وه چه سیه چرده و شیرین لب است چون شکلات است پدر سوخته
آب شود گر به دهانش بری توت هرات است پدر سوخته
تا بتوانیش بگیر و بکن صوم و صلات است پد ر سوخته
می نرسد جز به فرومایگان خمس و زکات است پد ر سوخته
سخت بود ره به دلش یافتن حصن کلات است پد رسوخته
تنگ دهان، موی میان، دل سیاه عین دوات است پدر سوخته
احمد و از مهر چنین منصرف خصم نجات است پدر سوخته
با همه ناراستی و ب د دلی خوش حرکات است پدر سوخته
قافیه هر چند غلط می شود باب لواط است پدر سوخته
************* *************