زبور عجم

اقبال لاهوری

درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است

اقبال لاهوری
درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است بشاخ گل دگر است و به آشیان دگر است
بخود نگر گله های جهان چه میگوئی اگر نگاه تو دیگر شود جهان دگر است
به هر زمانه اگر چشم تو نکو نگرد طریق میکده و شیوهٔ مغان دگر است
به میر قافله از من دعا رسان و بگوی اگرچه راه همان است کاروان دگر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با رویکردی فلسفی و عارفانه، بر دگرگونی احوال انسان و تغییرپذیری جهان تأکید دارند. شاعر معتقد است که جهان برون، بازتابی از احوال درونی انسان است و اگر دریچه نگاه آدمی تغییر کند، کل جهان پیرامون او دگرگون خواهد شد.

همچنین، این اثر به ناپایداری و تفاوتِ لحظه‌ها در گذر زمان اشاره دارد؛ به این معنا که اگرچه مسیر زندگی و حقیقت هستی ثابت است، اما همسفران و تجربه‌های ما در هر دوره، رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرند.

معنای روان

درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است بشاخ گل دگر است و به آشیان دگر است

در این باغِ هستی، دلِ مردمان و جان‌های مشتاق، پیوسته در حال تغییر است؛ چنان‌که حالِ پرنده وقتی بر شاخه‌ی گل نشسته با زمانی که در آشیانِ امنِ خویش آرام گرفته، متفاوت است و هر موقعیت، حال و هوای خاص خود را دارد.

نکته ادبی: تکرار کلمه دگر است در پایان مصراع‌ها ردیف محسوب می‌شود که بر تأکید و قطعیتِ تغییر احوال دلالت دارد.

بخود نگر گله های جهان چه میگوئی اگر نگاه تو دیگر شود جهان دگر است

به‌جای گلایه و شکوه از بدی‌های روزگار، به درونِ خود بنگر؛ چرا که جهان، آینه‌ی نگاهِ توست. اگر بینش و نگرشِ خود را تغییر دهی، خواهی دید که کلِ دنیا نیز تغییر کرده است.

نکته ادبی: استفاده از فعل امر برای دعوت به درون‌نگری و تأمل در خویشتن، از شگردهای رایج در متون پندآموز است.

به هر زمانه اگر چشم تو نکو نگرد طریق میکده و شیوهٔ مغان دگر است

اگر با دیده‌ی بصیرت و دقت به تحولاتِ روزگار بنگری، درخواهی یافت که آدابِ سلوک و شیوه‌ی اهلِ دل و عارفان، در هر دوره‌ای متناسب با مقتضیاتِ زمانه، رنگ و جلوه‌ای تازه می‌یابد.

نکته ادبی: مغان در متون کلاسیک فارسی نماد پیرانِ راه و عارفانِ حقیقت‌جو است که در اینجا به شیوه و طریقت آنان اشاره دارد.

به میر قافله از من دعا رسان و بگوی اگرچه راه همان است کاروان دگر است

پیامِ مرا به رهبر و پیشوای این قافله‌ی عمر برسان و به او بگو که اگرچه مسیرِ کمال و حقیقت همان است که از گذشته بوده، اما مسافران و همراهانِ این راه، دیگر همان کسانِ پیشین نیستند و هر دوری، تجربیاتِ تازه‌ای به همراه دارد.

نکته ادبی: قافله و راه، استعاره‌ای کلاسیک از زندگی و مسیر رسیدن به کمال انسانی است.

آرایه‌های ادبی

ردیف دگر است

تکرار این عبارت در پایان تمامی ابیات، ضرب‌آهنگی یکنواخت و تأکیدی بر دگرگونی همیشگی ایجاد کرده است.

استعاره و نماد مرغان، چمن، آشیان، میکده، مغان

استفاده از نمادهای طبیعت برای تبیین وضعیت انسان در جهان و همچنین استفاده از اصطلاحات عرفانی برای بیان دگرگونی در شیوه‌های معرفت.

مراعات نظیر شاخ، گل، آشیان، مرغان

ایجاد شبکه معنایی در بیت اول برای ملموس‌تر کردن تصویر تغییر احوال.