زبور عجم

اقبال لاهوری

باز بر رفته و آینده نظر باید کرد

اقبال لاهوری
باز بر رفته و آینده نظر باید کرد هله برخیز که اندیشه دگر باید کرد
عشق بر ناقهٔ ایام کشد محمل خویش عاشقی؟ راحله از شام و سحر باید کرد
پیر ما گفت جهان بر روشی محکم نیست از خوش و ناخوش او قطع نظر باید کرد
تو اگر ترک جهان کرده سر او داری پس نخستین ز سر خویش گذر باید کرد
گفتمش در دل من لات و منات است بسی گفت این بتکده را زیر و زبر باید کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، دعوتی است به بیداریِ معنوی و گسستن از تعلقات دنیوی که بر پایه گذرایِ عمر و ناپایداریِ جهان استوار شده است. شاعر با لحنی آمرانه و در عین حال مشفقانه، مخاطب را فرا می‌خواند تا در نگرش خود نسبت به هستی تجدیدنظر کند و با درکِ ماهیتِ گذرا و بی‌ثباتِ جهان، گام در مسیرِ معرفت نهد.

محور اصلیِ این کلام، نفیِ خودخواهی و بت‌هایِ درونی است؛ چرا که رسیدن به مقصودِ نهایی و قربِ الی‌الله، جز با گذشتن از «منِ» خویش و ویران‌کردنِ تکیه‌گاه‌هایِ پوشالیِ نفس امکان‌پذیر نیست. در این نگاه، جهان همچون کاروانی در حال حرکت است و عاشقِ راستین کسی است که توشهٔ این سفر را با رهایی از قیدوبندهایِ نفسانی فراهم سازد.

معنای روان

باز بر رفته و آینده نظر باید کرد هله برخیز که اندیشه دگر باید کرد

دوباره باید به گذشته و آینده فکر کرد. برخیز و آگاه باش که باید طرز تفکر و دیدگاه خود را تغییر دهی.

نکته ادبی: هله ندایی برای تنبیه و هشیار کردن مخاطب است.

عشق بر ناقهٔ ایام کشد محمل خویش عاشقی؟ راحله از شام و سحر باید کرد

عشق، بار و بنه خود را بر مرکب روزگار نهاده و در حال حرکت است. اگر ادعای عاشقی داری، باید برای این سفر دائم (از صبح تا شام) آماده باشی.

نکته ادبی: ناقه ایام استعاره از گذر زمان است و راحله به معنای مرکب یا توشه سفر است.

پیر ما گفت جهان بر روشی محکم نیست از خوش و ناخوش او قطع نظر باید کرد

مرشد و راهنمای ما گفت که این دنیا بر پایه و قانونی پایدار استوار نیست. بنابراین، باید نسبت به تلخی‌ها و شیرینی‌های آن بی‌تفاوت بود و از آن چشم پوشید.

نکته ادبی: پیر در متون عرفانی به معنای مرشد یا راهنمای معنوی است.

تو اگر ترک جهان کرده سر او داری پس نخستین ز سر خویش گذر باید کرد

اگر قصد داری دنیا را رها کنی و به دنبال او (معبود) باشی، باید پیش از هر چیز از خودت (منیت و خودخواهی‌ات) بگذری.

نکته ادبی: استفاده از واژه سر در دو معنای اشتیاق و خود (منیت) که نوعی ایهام هنری است.

گفتمش در دل من لات و منات است بسی گفت این بتکده را زیر و زبر باید کرد

به راهنمای خود گفتم که دل من سرشار از بت‌های (تعلقات و خواهش‌های نفسانی) گوناگون است. او پاسخ داد که باید این شهرِ بت‌پرستان (دلت) را ویران و زیر و رو کنی.

نکته ادبی: لات و منات نام بت‌های اعراب جاهلی است که در اینجا نماد دلبستگی‌های نفسانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ناقه ایام

زمان به شتری تشبیه شده است که بارِ عشق را حمل می‌کند.

تلمیح لات و منات

اشاره به بت‌های عصر جاهلیت که نمادی برای بت‌های درونی و خواهش‌های نفسانی است.

مجاز بتکده

دل آدمی به بتکده تشبیه شده که محل نگهداریِ تعلقات است.

ایهام تناسب سر

به کار بردن واژه سر در دو معنای قصد و نیت و همچنین خودِ وجودی انسان.