زبور عجم

اقبال لاهوری

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است

اقبال لاهوری
فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است نگاه او بتماشای این کف خاک است
گمان مبر که بیک شیوه عشق می بازند قبا بدوش گل و لاله بی جنون چاک است
حدیث شوق ادا میتوان بخلوت دوست به ناله ئی که ز آلایش نفس پاک است
توان گرفت ز چشم ستاره مردم را خرد بدست تو شاهین تند و چالاک است
گشای چهره که آنکس که لن ترانی گفت هنوز منتظر جلوهٔ کف خاک است
درین چمن که سرود است و این نوا ز کجاست که غنچه سر بگریبان و گل عرقناک است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شعر در پی تبیین جایگاه رفیع انسان و تفاوت شیوه‌های عشق‌ورزی در نظام هستی است. شاعر با نگاهی عارفانه، عالم خاکی را مظهر تجلیات الهی می‌داند که حتی فرشتگان نیز به آن چشم دوخته‌اند و آن را شایسته تماشا می‌بینند.

در این فضای استعاری، پیوند میان عقل و معرفت، و همچنین رمز و رازهای عالم خلقت از زبان پدیده‌های طبیعی بیان می‌شود تا نشان دهد که در هر ذره‌ای از این هستی، نغمه‌ای از عشق و اشتیاق نهفته است و انسان خاکی، کانون اصلی این تجلیات است.

معنای روان

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است نگاه او بتماشای این کف خاک است

اگرچه فرشتگان از قید و بند آسمان‌ها و کرات برترند، اما نگاهشان همواره متوجه این ذره ناچیز یعنی زمین و انسان است.

نکته ادبی: طلسم افلاک استعاره از عالم ملکوت و محدودیت‌های فلکی است.

گمان مبر که بیک شیوه عشق می بازند قبا بدوش گل و لاله بی جنون چاک است

تصور نکن که عشق تنها یک راه و روش دارد؛ شکفتن و پژمردن گل و لاله نیز نوعی ابراز عشق است که همچون دریدن لباس بر اثر بی‌قراری، نشان از عشق آنان دارد.

نکته ادبی: قبا چاک بودن کنایه از عاشقی و بی‌قراری است.

حدیث شوق ادا میتوان بخلوت دوست به ناله ئی که ز آلایش نفس پاک است

راز و نیاز عاشقانه را می‌توان در خلوتگاه دوست، تنها با آهی که از آلودگی‌های نفسانی و خواهش‌های دنیوی پیراسته است، بر زبان آورد.

نکته ادبی: آلایش نفس اشاره به هوا و هوس‌های بازدارنده روح دارد.

توان گرفت ز چشم ستاره مردم را خرد بدست تو شاهین تند و چالاک است

می‌توان از نگاه ستارگان نیز معرفت و بینش کسب کرد، چرا که خرد در دستان تو همانند شاهینی تیزپرواز و چالاک است که حقیقت را شکار می‌کند.

نکته ادبی: مردم در اینجا به معنای مردمک چشم و استعاره از حقیقت‌بینی است.

گشای چهره که آنکس که لن ترانی گفت هنوز منتظر جلوهٔ کف خاک است

پرده از چهره بردار، چرا که حتی آن کس که پاسخ «لن ترانی» شنید، هنوز مشتاق مشاهده تجلی الهی در وجود همین انسان خاکی است.

نکته ادبی: لن ترانی اشاره به آیه ۱۴۳ سوره اعراف و گفتگوی حضرت موسی با خداوند دارد.

درین چمن که سرود است و این نوا ز کجاست که غنچه سر بگریبان و گل عرقناک است

در این گلستان هستی که پر از نغمه و آواز است، این صدا از کجاست؟ در حالی که غنچه در اندیشه‌ای عمیق فرو رفته و گل از شرم یا گرمای عشق عرق کرده است.

نکته ادبی: سر در گریبان داشتن کنایه از تفکر و سکوت عارفانه است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح لن ترانی

اشاره به آیه ۱۴۳ سوره اعراف و درخواست دیدار خداوند توسط حضرت موسی.

تشخیص (جان‌بخشی) غنچه سر بگریبان و گل عرقناک است

دادن ویژگی‌های انسانی به پدیده‌های طبیعی (اندیشیدن و عرق کردن).

کنایه قبا بدوش ... چاک است

کنایه از بی‌قراری عاشق و نشان دادن عشق به شیوه‌های مختلف.

تشبیه خرد بدست تو شاهین تند و چالاک است

تشبیه عقل به شاهینی تیزپرواز برای نشان دادن سرعت و دقت آن در دریافت حقایق.