زبور عجم

اقبال لاهوری

خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است

اقبال لاهوری
خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است این که جوینده و یابندهٔ هر موجود است
جلوهٔ پاک طلب از مه و خورشید گذر زانکه هر جلوه درین دیر نگه آلود است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بر این نکته تأکید دارد که عقل و خرد با وجود توانایی‌اش در شناخت پدیده‌های هستی، به دلیل نوعِ نگریستنِ محدودش، دچار حجاب است. شاعر با رویکردی معرفت‌شناسانه، بر این باور است که دیدگاهِ انسانی به جهان، همواره با پیش‌فرض‌ها و آلودگی‌های ذهنی همراه است.

شاعر برای رسیدن به حقیقتی ناب، مخاطب را فرا می‌خواند که از سطوح ظاهری و مادی که نماد آن خورشید و ماه است فراتر رود، چرا که در این عالم مادی، هرآنچه به چشم می‌آید، تحت تأثیرِ نگاهِ ناظر است و به دور از خلوص مطلق.

معنای روان

خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است این که جوینده و یابندهٔ هر موجود است

عقل و خرد، با اشتیاق و حرارت مشغول نظاره و بررسی جهان هستی است؛ چرا که خرد تنها ابزاری است که وظیفه جستجو و کشفِ ماهیتِ تمام موجودات را بر عهده دارد.

نکته ادبی: خرد در اینجا نمادِ اندیشه‌گرِ مادی است که با ابزارِ استدلال سعی در شناخت عالم دارد.

جلوهٔ پاک طلب از مه و خورشید گذر زانکه هر جلوه درین دیر نگه آلود است

حقیقتِ خالصِ طلبِ کمال، فراتر از نور ماه و خورشید (پدیده‌های درخشان دنیوی) است؛ زیرا هر جلوه‌ای که در این جهان مادی دیده می‌شود، به واسطه محدودیتِ نگاهِ مشاهده‌گر، آلوده به پندارهای انسانی است و اصالتِ خود را از دست می‌دهد.

نکته ادبی: دیر به معنای میخانه یا معبد، در ادبیات عرفانی استعاره از عالم مادی و گذرگاهِ فانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دیر

اشاره به عالم مادی و دنیای فانی که انسان در آن حضور دارد.

نمادپردازی مه و خورشید

نمادِ پدیده‌های مادی و ظواهرِ درخشانِ این عالم که برای سالک، حجابِ حقیقت هستند.

ترکیب‌سازی نگه آلود

اشاره به تأثیرپذیریِ دیدگاهِ انسان از پیش‌فرض‌ها و محدودیت‌های ذهنی که مانع از دیدنِ حقیقتِ محض می‌شود.