زبور عجم

اقبال لاهوری

مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند

اقبال لاهوری
مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند کرشمه سنج و ادا فهم و صاحب نظرند
چه جلوه هاست که دیدند در کف خاکی قفا بجانب افلاک سوی ما نگرند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی عارفانه و خیال‌انگیز سروده شده‌اند و نگاهی متفاوت به جایگاه انسان در هستی دارند. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کیهانی، ماه و ستارگان را نه به عنوان اجرام بی‌جان، بلکه به عنوان موجوداتی صاحب‌شعور و آگاه به تصویر می‌کشد.

مفهوم اصلی این است که اختران آسمان، به دلیل مشاهده‌ی جلوه‌های خاص و بی‌نظیر خداوند در وجود انسان که از خاک آفریده شده، از جایگاه رفیعِ خود در آسمان چشم‌پوشی کرده و با تحسین و اشتیاق به سوی زمینیان نگاه می‌کنند تا سهمی از این تماشا داشته باشند.

معنای روان

مه و ستاره که در راه شوق هم سفرند کرشمه سنج و ادا فهم و صاحب نظرند

ماه و ستارگان که در مسیرِ عشق و شوق، همراهِ هم هستند، بسیار ظریف‌بین و نکته‌سنج‌اند و با آگاهی کامل به هستی می‌نگرند.

نکته ادبی: «کرشمه‌سنج» و «ادا‌فهم» صفات مرکبی هستند که به اختران نسبت داده شده و نشان‌دهنده شخصیت‌بخشی به پدیده‌های آسمانی است.

چه جلوه هاست که دیدند در کف خاکی قفا بجانب افلاک سوی ما نگرند

چه زیبایی‌ها و تجلیات عمیقی در وجودِ انسان (که از خاک است) دیده‌اند که پشت به آسمان کرده و با دقت و تحسین به سوی ما نگاه می‌کنند.

نکته ادبی: «کف خاکی» کنایه از پیکرِ آدمی است که از خاک آفریده شده و «قفا» به معنی پشت و پشت‌کردن است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص ماه و ستاره

به اختران صفات انسانی مانند کرشمه‌سنجی و فهم و نگاه کردن نسبت داده شده است.

کنایه و استعاره کف خاکی

کنایه از بدن خاکی انسان که به دلیل وجود روح الهی، جلوه‌گاهِ زیبایی‌های بی‌نهایت شده است.

تصویرسازی قفا به جانب افلاک

ترسیمِ حالتی که در آن اختران آسمان را رها کرده و به زمین خیره شده‌اند تا شاهد زیبایی انسان باشند.