زبور عجم

اقبال لاهوری

این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا

اقبال لاهوری
این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا این جام جهان بینم روشن تر ازین بادا
تلخی که فرو ریزد گردون به سفال من در کام کهن رندی آنهم شکرین بادا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده نگاهی عارفانه و تعالی‌جو به هستی است که در آن، شاعر با آرزوی دست‌یابی به مرتبه‌ای از یقین و بصیرت، خواهان روانیِ جان و آگاهی است. محتوای اثر بر محور تحول درونی و نگرش مثبت به رنج‌ها می‌چرخد؛ گویی با رسیدن به کمالِ رندی و وارستگی، حتی تلخی‌های روزگار نیز در کام جان به شهد شیرین بدل می‌شود و نگاهِ آدمی به جهان، نگاهی روشن و آگاهانه خواهد بود.

معنای روان

این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا این جام جهان بینم روشن تر ازین بادا

خداوندگارا، این دلی که در وجودم نهادی، سرشار از ایمان و یقین راستین بگردان و دیدگانِ بصیرت مرا بیش از پیش تابناک و حقیقت‌بین ساز تا جهان را آن‌گونه که هست، بنگرم.

نکته ادبی: جام جهان‌بین تلمیحی است به جام افسانه‌ای جمشید که وقایع جهان در آن دیده می‌شد و در عرفان نماد آگاهی و اشراق است.

تلخی که فرو ریزد گردون به سفال من در کام کهن رندی آنهم شکرین بادا

دشواری‌ها و تلخی‌هایی که تقدیر و روزگار بر زندگیِ خاکی و ساده من وارد می‌کند، برای کسی که به مقام والای رندی و وارستگی رسیده است، شیرین و گوارا باد.

نکته ادبی: رند در ادبیات عرفانی به انسانی آزاده و حق‌جو اطلاق می‌شود که در عینِ دانا بودن، به ظواهر بی‌اعتناست.

آرایه‌های ادبی

تلمیح جام جهان‌بین

ارجاع به افسانه کهنِ جام جم که نماد آگاهی و اشراف بر اسرار است.

استعاره سفال

اشاره به وجود انسانی و خاکی که در معرض حوادث روزگار قرار دارد.

نماد رند

بهره‌گیری از این واژه برای نمایش انسانِ عارف و وارسته از بند تعلقات.