زبور عجم

اقبال لاهوری

بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است

اقبال لاهوری
بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است
بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است
مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است
نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، گویای اشتیاقی عمیق برای رهایی از تعلقات مادی و افکار بیگانه است. شاعر در پیِ رسیدن به دلی است که جوهره‌اش از درون خود سرچشمه می‌گیرد و ظرفیتی فراخ‌دامن برای درک جهان هستی دارد.

در ادامه، اثر با بیانی استعاری، جسارت و بی‌قراریِ روحِ حقیقت‌جو را به تصویر می‌کشد که از درجا زدن بیزار است. نگاه شاعر به تقدیر و سرنوشت، نه از سرِ انفعال، بلکه به مثابه‌ی تیری است که باید از ترکش رها شود تا به هدف نهاییِ خود برسد و در هر گام، جهانی تازه را فتح کند.

معنای روان

بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است

آن دلی را به من عطا کن که مستی و سرشاری‌اش از جوهره‌ی وجودی خودش سرچشمه می‌گیرد، و این دلی را که از خویشتنِ اصیل دور افتاده و ذهنش درگیر وسوسه‌های بیگانه و غیر حقیقی است، از من بازستان.

نکته ادبی: باده‌ی خویش نمادی از عرفانِ درونی و خودبسندگیِ روح است.

بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است

دلی به من ببخش که گستره‌اش تمام عالم را در بر می‌گیرد؛ و این دلی را که دائم درگیرِ سود و زیان‌های کوچک و محدودیت‌های مادی است، از من دور کن.

نکته ادبی: ترکیب کم و بیش کنایه از تعلقات دنیوی و محاسبات مادی است.

مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است

ای تقدیر یا ای صیاد روزگار، مرا از تیردانِ تقدیر بیرون بکش و رها کن؛ زیرا تیری که همواره در ترکش باقی بماند، هیچ اثر و نشانی بر جای نمی‌گذارد و خاصیتش که نفوذ در دل است، محقق نمی‌شود.

نکته ادبی: ترکش تقدیر استعاره از محدودیت‌های حیات و جگر دوزی کنایه از اثرگذاری عمیق است.

نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است

حیات و زندگانی از تلاش برای فتح و تسخیر جهان‌های تازه هرگز خسته نمی‌شود. من یک جهان را به تسخیر درآوردم، اما جهان‌های دیگری هنوز در پیش روی من است.

نکته ادبی: جهان‌گیری استعاره از بلندپروازی و جست‌وجوی مداوم برای کمال است.

آرایه‌های ادبی

تضاد بده / بگیر

قرار گرفتن دو فعل متضاد در کنار هم برای نشان دادنِ خواسته‌ی قلبی شاعر جهت تغییر وضعیت.

استعاره ترکش تقدیر

تقدیر به شکارچی و فرصت‌های زندگی به تیر تشبیه شده است.

کنایه در بند کم و بیش

کنایه از درگیریِ ذهنی با دغدغه‌های مادی و دنیوی.