زبور عجم

اقبال لاهوری

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر

اقبال لاهوری
درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر
دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر
بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را عجم را داده ئی هنگامهٔ بزم جمی دیگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری، بازتاب‌دهنده‌ی تنهاییِ وجودیِ انسان در گستره‌ی هستی است. شاعر با بهره‌گیری از بن‌مایه‌های عرفانی و اسطوره‌ای، فضایی از غربت و بیگانگی را ترسیم می‌کند که در آن، گویی روحِ او از جهانی دیگر به این دنیا پرتاب شده و در جستجوی معنایی گمشده در میان هیاهوی این میخانه (جهان) است.

در کنار این احساسِ بیگانگی، شاعر سودایِ دگرگونی و بازگشت به اصلِ خویش را دارد؛ او با استعاره از عناصر آفرینش، خواهانِ مرگ و تولدی دوباره است تا بتواند شکوه و عظمتِ از دست‌رفته‌ (دولتِ بیدار و جامِ جهان‌بین) را بار دیگر بازیابد و به شکوهِ دورانِ باستان پیوند بخورد.

معنای روان

درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر

در این جهان که همچون میخانه‌ای پر از هیاهوست، هیچ‌کس را نمی‌یابم که هم‌راز و هم‌دل من باشد؛ گویی من موجودی‌ام که از عالمی دیگر به این‌جا آمده‌ام و با مردمان این سرزمین تفاوتی بنیادین دارم.

نکته ادبی: میخانه استعاره از دنیای فانی است؛ محرم به معنای هم‌راز و کسی است که اسرار انسان را می‌داند.

دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر

ای ساقی، برای لحظه‌ای این تنِ فرسوده و خسته‌ی مرا به مشتی خاک بدل کن و با ریختن آبِ حیات بر آن، دوباره از دلِ این خاک، آتشی از عشق و هستیِ تازه برانگیز.

نکته ادبی: اشاره به عناصر چهارگانه (آب، خاک، آتش) در آفرینش انسان که نزد قدما رایج بوده است؛ ترکیبِ خاک و آب نمادِ آفرینش و آتش نمادِ روح و حیات است.

بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را عجم را داده ئی هنگامهٔ بزم جمی دیگر

آن بخت و اقبالِ آگاه و آن جامِ بینایِ حقیقت (جام جهان‌بین) را که اسرار هستی را آشکار می‌کرد، به نزدِ ما بیاور؛ چرا که تو بزرگی و شکوهِ جشن‌های باستانیِ جمشید را به ایرانیان بازگردانده‌ای.

نکته ادبی: جام جهان‌بین نمادی از بینش و آگاهی عرفانی و تاریخی است؛ بزم جمی کنایه از شکوه و تمدن درخشان ایران باستان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره میخانه

استعاره از دنیای مادی و فانی که در آن انسان احساس غربت می‌کند.

تلمیح جام جهان‌بین / بزم جمی

اشاره به افسانه‌های کهن ایرانی و شکوه دوران پادشاهی جمشید.

نمادپردازی آب و خاک و آتش

استفاده از عناصر اربعه برای تبیین چرخه آفرینش و بازتولید حیات انسانی.