زبور عجم

اقبال لاهوری

بر جهان دل من تاختنش را نگرید

اقبال لاهوری
بر جهان دل من تاختنش را نگرید کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید
روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست با هزار آینه پرداختنش را نگرید
آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند با فقیران دو جهان باختنش را نگرید
آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریخت پیش نادان سپر انداختنش را نگرید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این اشعار، شاعر با نگاهی حیرت‌زده به توصیف ماهیت متناقض و قدرتمند عشق یا معشوق می‌پردازد که بر حریم دل مسلط شده است. این نیرو، هم‌زمان عامل ویرانی و آبادانی است و با هجومی سهمگین، نظمِ پیشینِ دل را درهم می‌ریزد و جلوه‌گری می‌کند.

علاوه بر این، شاعر از رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینیِ این قدرت سخن می‌گوید که چگونه شکوه و پادشاهیِ عظیم را بی‌پروا به بازی می‌گیرد و در حالی که خردمندان را با هجومی ناگهانی مقهورِ خویش می‌سازد، در برابر نادانان به شکلی شگفت‌آور فروتنی کرده و سلاح بر زمین می‌گذارد.

معنای روان

بر جهان دل من تاختنش را نگرید کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید

نگاه کنید که چگونه بر دنیای دل من هجوم آورد و تاخت؛ بنگرید که چگونه هم‌زمان ویران می‌کند، می‌سوزاند و باز از نو می‌سازد.

نکته ادبی: تاختن کنایه از هجومِ بی‌ملاحظه‌ی عشق یا معشوق به فضای درونی شاعر است که با تضادِ بین کشتن و ساختن، کارکردِ متناقض آن را نشان می‌دهد.

روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست با هزار آینه پرداختنش را نگرید

هیچ دلی نیست که از نور و درخششِ آن ماه (معشوق) روشن نشده باشد؛ نگاه کنید که چگونه خود را با هزار آینه آراسته و جلوه‌گری می‌کند.

نکته ادبی: ماه استعاره از معشوق و آینه نمادِ زیبایی و بازتابِ کمالاتِ اوست.

آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند با فقیران دو جهان باختنش را نگرید

آن کس که به آسانی پادشاهی سلیمان را به چنگ آورد و برد، حالا تماشا کنید که چگونه آن را با نیازمندانِ دو عالم به بازی می‌نشیند و از کف می‌نهد.

نکته ادبی: ملک سلیمانی تلمیح به قدرت و جاه و جلال افسانه‌ای است که در اینجا با فعل باختن، بی‌اعتباریِ دنیا و سلطنت در نگاهِ عاشق را نشان می‌دهد.

آنکه شبخون بدل و دیدهٔ دانایان ریخت پیش نادان سپر انداختنش را نگرید

کسی که با هجوم ناگهانی خود به جان و اندیشه خردمندان رخنه کرد، حالا بنگرید که چگونه در برابر نادانان، سلاح بر زمین می‌گذارد و تسلیم می‌شود.

نکته ادبی: شبخون به معنای حمله غافلگیرانه در شب است که استعاره از ورودِ ناگهانی و بی‌خبرِ عشق به حریمِ آگاهیِ خردمندان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (پارادوکس) کشتن و سوختن و ساختن

جمع شدن مفاهیم متضادِ ویرانی و آبادانی در کنار هم برای نشان دادنِ کارکرد پیچیده و متناقض عشق.

تلمیح ملک سلیمانی

اشاره به داستان اساطیری حضرت سلیمان و شکوه پادشاهی او برای تأکید بر عظمت آنچه در راه عشق از دست رفته است.

استعاره آن ماه

تشبیه معشوق به ماه به دلیل درخشش، زیبایی و دوری او از دسترس.

کنایه سپر انداختن

کنایه از تسلیم شدن، اعلام شکست و خضوع در برابرِ معشوق.