زبور عجم

اقبال لاهوری

نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی

اقبال لاهوری
نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی نه در جان غم اندوزم هوای باغ رضوانی
اگر کاوی درونم را خیال خویش را یابی پریشان جلوه ئی چون ماهتاب اندر بیابانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه این ابیات گویای نوعی استغنا و بی‌نیازی از دوگانه‌های مرسومِ مذهبی و اخروی است. شاعر فارغ از درگیری‌های فکری میان کفر و ایمان و بی‌اعتنا به وعده‌های بهشت، تنها به حضور درونی محبوب دلبسته است.

در واقع، شاعر تمام عالم هستی و معنای زندگی خویش را در تصویرِ محبوب خلاصه کرده است؛ تصویری که اگرچه در عمق جان او جای دارد، اما به دلیل دوری یا ماهیتِ درونی‌اش، حالتی متزلزل، ناپایدار و پراکنده یافته است.

معنای روان

نه در اندیشهٔ من کار زار کفر و ایمانی نه در جان غم اندوزم هوای باغ رضوانی

در ذهن من هیچ درگیری و جدالی میان کفر و ایمان وجود ندارد و روح رنج‌دیده‌ام نیز هیچ تمنایی برای رسیدن به باغ‌های بهشت در سر نمی‌پروراند.

نکته ادبی: کارزار به معنای میدان نبرد است که اینجا کنایه از تضادهای فکری و عقیدتی است. رضوان نام فرشته‌ نگهبان بهشت است و باغ رضوانی نماد همان بهشت موعود است.

اگر کاوی درونم را خیال خویش را یابی پریشان جلوه ئی چون ماهتاب اندر بیابانی

اگر به عمق وجود من بکاوی و آن را بررسی کنی، جز تصویر خودت چیزی نخواهی یافت؛ تصویری که همچون انعکاس ماه بر پهنه بیابان، شکسته، کم‌دوام و پراکنده است.

نکته ادبی: کاوی از ریشه کاویدن به معنای جستجو کردن است. پریشان جلوه به معنای تصویری است که انسجام و ثبات ندارد و در تلاطم است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون ماهتاب اندر بیابانی

شاعر تصویر محبوب در جان خود را به نور ماه بر شن‌های بیابان تشبیه کرده است تا ناپایداری، دوری و آشفتگی آن را نشان دهد.

تضاد کفر و ایمان

استفاده از دو واژه متضاد برای نشان دادن رهایی شاعر از دغدغه‌های کلامی و دینی.

کنایه کاوی درونم را

کنایه از جستجو در ضمیر، باطن و عمق جان برای یافتن حقیقت.