زبور عجم

اقبال لاهوری

دعا

اقبال لاهوری
یارب درون سینه دل با خبر بده در باده نشهٔ را نگرم آن نظر بده
این بنده را که با نفس دیگران نزیست یک آه خانه زاد مثال سحر بده
سیلم ، مرا بجوی تنک مایه ئی مپیچ جولانگهی بوادی و کوه و کمر بده
سازی اگر حریف یم بیکران مرا بااضطراب موج ، سکون گهر بده
شاهین من بصید پلنگان گذاشتی همت بلند و چنگل ازین تیز تر بده
رفتم که طایران حرم را کنم شکار تیری که نافکنده فتد کارگر بده
خاکم به نور نغمهٔ داود بر فروز هر ذره مرا پر و بال شرر بده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر مناجات‌گونه، بازتابی از روحیه‌ی پرسشگر و بلندپروازِ شاعر است که در پیِ دست یافتن به مرتبه‌ای از آگاهی و توانمندی معنوی است. فضا و لحنِ کلیِ کلام، سرشار از شور و اشتیاق برای خروج از روزمرگی و محدودیت‌های مادی است و شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت، خواستارِ ظرفیتی وسیع‌تر برای بروزِ استعدادهای وجودی خویش است.

درونمایه‌ی اصلی این ابیات، حرکت از «خودِ خاکی و محدود» به سوی «خودِ متعالی و نامحدود» است. شاعر نه تنها خواهانِ بینشِ درونی است، بلکه به دنبالِ میدانی بزرگ برای عمل و قدرتِ رویارویی با چالش‌های دشوار می‌گردد تا بتواند در دریای خروشانِ هستی، به تعادل و استواریِ باطنی دست یابد.

معنای روان

یارب درون سینه دل با خبر بده در باده نشهٔ را نگرم آن نظر بده

پروردگارا، درونم قلبی آگاه و بیدار عطا کن تا به چنان بینشی دست یابم که بتوانم حقیقتِ شورانگیز و مستی‌آورِ عالم را در پسِ ظواهرِ عادی درک کنم.

نکته ادبی: دل باخبر استعاره از بصیرت و شهود عرفانی است.

این بنده را که با نفس دیگران نزیست یک آه خانه زاد مثال سحر بده

مرا که همواره مستقل زیسته‌ام و هرگز پیروِ اندیشه و خواستِ دیگران نبوده‌ام، توفیقِ دعایی خالصانه و اصیل عنایت کن که همچون سپیده‌دم، صادق، خالص و نورانی باشد.

نکته ادبی: آه خانه زاد کنایه از دعای برخاسته از عمق جان و اصیل است که ریشه در ضمیر خود فرد دارد.

سیلم ، مرا بجوی تنک مایه ئی مپیچ جولانگهی بوادی و کوه و کمر بده

من همچون سیلابِ خروشانم، پس مرا در جویبارهای باریک و کم‌عمقِ زندگی محبوس مکن؛ عرصه‌ای وسیع همچون دشت‌ها و کوه‌ها برای بروزِ توانایی‌هایم بگشا.

نکته ادبی: سیل نمادِ حرکت، قدرت و خروش است که در مقابل جوی به معنای محدودیت قرار گرفته است.

سازی اگر حریف یم بیکران مرا بااضطراب موج ، سکون گهر بده

اگر مرا در برابرِ دریای بی‌کرانِ حوادث و هستی قرار می‌دهی، به من آن آرامش و عمقی را عطا کن که گوهری ارزشمند در میانِ تلاطمِ موج‌ها داراست.

نکته ادبی: تضاد میان اضطراب موج و سکون گهر، تمثیلی از حفظ آرامش در اوج سختی‌هاست.

شاهین من بصید پلنگان گذاشتی همت بلند و چنگل ازین تیز تر بده

روحِ بلندپروازِ مرا با چالش‌های دشوار و بزرگ (صید پلنگان) روبرو ساختی؛ پس همتِ والاتر و ابزاری برنده‌تر برای غلبه بر این مشکلات به من ارزانی دار.

نکته ادبی: شاهین نماد روح بلندپرواز است و پلنگان استعاره از سختی‌های سترگ و رقیبان بزرگ.

رفتم که طایران حرم را کنم شکار تیری که نافکنده فتد کارگر بده

در پیِ دستیابی به بلندترین مراتبِ معنوی (طایران حرم) برآمدم؛ پس ابزار و توانی (تیری) به من ببخش که خطا نرود و بی‌تردید به هدف اصابت کند.

نکته ادبی: طایران حرم استعاره از اولیاء الهی یا مراتب عالی کمال است.

خاکم به نور نغمهٔ داود بر فروز هر ذره مرا پر و بال شرر بده

وجودِ خاکیِ مرا با نورِ الهام و نغمه‌های آسمانی روشن کن و هر ذره از وجودم را به آتشِ اشتیاق و بالِ پرواز بدل ساز تا به سویِ حقیقت اوج بگیرم.

نکته ادبی: نغمه داود اشاره به معجزه و الهام الهی دارد که به کلام و وجود جان می‌بخشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سیلم

تشبیه وجود خویش به سیلاب برای نشان دادن عظمت و پویایی درونی.

تضاد اضطراب موج، سکون گهر

تقابل میان بی‌قراری ظاهر و آرامش باطن که نشان‌دهنده کمال مطلوب شاعر است.

کنایه صید پلنگان

کنایه از انجام دادن کارهای بسیار دشوار و بزرگ.

تمثیل خاکم به نور نغمه داود بر فروز

تمثیل تبدیل شدن ماده (خاک) به امر قدسی و روحانی (نور) از طریق الهام الهی.