دیوان اشعار - قطعات و اشعار پراکنده

امام خمینی

بلای هجران

امام خمینی
هیچ دانی که ز هجران تو حالم چون شد؟ جگرم، خون و دلم، خون و سرشکم، خون شد
لب شیرین تو ای می‏زده، فرهادم کرد جانم از هر دو جهان، رسته شد و مجنون شد
تار و پودم به هوا رفت و توانم بگسست تا به تار سر زلف تو، دلم مفتون شد