دیوان اشعار - قطعات و اشعار پراکنده

امام خمینی

جام چشم

امام خمینی
تاراج کرد روی گلش، هستی مرا افزود چشم می‏زده‏اش، مستی مرا
افروخت آتشی به روانم، ز غمزه‏اش بر باد داد سرکشی و پستی مرا
افشاند زلف خم خم و چین چین خویش را خم کرد قامت من و تردستی مرا
آن دم که با صراحی می، سوی من دوید بر کند هستی من و سرمستی مرا