دیوان اشعار - غزلیات

امام خمینی

وادی ایمن

امام خمینی
من در این بادیه صاحبنظری می‏جویم راه گم کرده‏ام و راهبری می‏جویم
از ورق پاره عرفان، خبری حاصل نیست از نهانخانه رندان، خبری می‏جویم
مسند و خرقه و سجاده ثمربخش نشد از گلستان رخ او، ثمری می‏جویم
ایمنی نیست در این وادی ایمن، ما را من در این وادی ایمن، شجری می‏جویم
ترک میخانه و بتخانه و مسجد کردم در ره عشق رخت، رهگذری می‏جویم
سفر از هیچ به سوی همه چیزم، در پیش لنگ لنگن روم و همسفری می‏جویم
گفته بودی که ره عشق، ره پر خطری است عاشقم من که ره پر خطری می‏جویم
اندر این دیر کهن، ریخته شد بال و پرم بهر منزلگه خود، بال و پری می‏جویم