دیوان اشعار - غزلیات

امام خمینی

شرح پریشانی

امام خمینی
درد خواهم، دوا نمی‏خواهم غصه خواهم، نوا نمی‏خواهم
عاشقم، عاشقم، مریض توام زین مرض، من شفا نمی‏خواهم
من جفایت به جان خریدارم از تو ترک جفا، نمی‏خواهم
از تو جانا، جفا وفا باشد پس دگر، من وفا نمی‏خواهم
تو صفای منی و مروه من مروه را با صفا نمی‏خواهم
صوفی از وصل دوست، بی‏خبر است صوفی بی صفا، نمی‏خواهم
تو دعای منی، تو ذکر منی ذکر و فکر و دعا نمی‏خواهم
هر طرف رو کنم، تویی قبله قبله، قبله نما نمی‏خواهم
هر که را بنگری، فدایی تو است من فدایم، فدا نمی‏خواهم
همه آفاق، روشن از رخ تو است ظاهری، جای پا نمی‏خواهم