دیوان اشعار - غزلیات

امام خمینی

دعوی اخلاص

امام خمینی
گر تو آدم‏زاده هستی علم الاسما چه شد؟ قاب قوْسینت کجا رفته است؟ اوْادْنی چه شد؟
بر فراز دار، فریاد انا الحق می‏زنی مدعی حق طلب، انیت و انا چه شد؟
صوفی صافی اگر هستی، بکن این خرقه را دم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد؟
زهد مفروش ای قلندر، آبروی خود مریز زاهد ار هستی تو، پس اقبال بر دنیا چه شد؟
این عبادتها که ما کردیم، خوبش کاسبی‏است دعوی اخلاص با این خود پرستیها چه شد؟
مرشد از دعوت به سوی خویشتن، بردار دست لا الهت را شنیدستم؛ ولی الا چه شد؟
ماعر بیمایه، بشکن خامه آلوده‏ات کم دل‏آزاری نما، پس از خدا پروا چه شد؟