دیوان اشعار - غزلیات

امام خمینی

عشق دلدار

امام خمینی
چشم بیمار تو ای می زده، بیمارم کرد حلقه گیسویت ای یار، گرفتارم کرد
سرو بستان نکویی، گل گلزار جمال غمزه ناکرده، ز خوبان همه بیزارم کرد
همه می‏زدگان هوش خود از کف دادند ساغر از دست روانبخش تو، هشیارم کرد
چه کنم؟ شیفته‏ام، سوخته‏ام، غمزده‏ام عشوه ات، واله آن لعل گهر بارم کرد
عشق دلدار چنان کرد که منصورمنش از دیارم به در آورد و سر دارم کرد
عشقت از مدرسه و حلقه صوفی راندم بنده حلقه به گوش در خمارم کرد
باده از ساغر لبریز تو، جاویدم ساخت بوسه از خاک درت، محرم اسرارم کرد