غزلیات

ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۵۱

ابن حسام خوسفی
بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن حیات جان ز لب یار ما مشاهده کن
طریق بنده نوازی و رسم دلداری گرت دلیست ز دلدار ما مشاهده کن
به شهر ما بفروشند جان و غم نخرند بیا و رونق بازار ما مشاهده کن
حدیث عقل نیابند در دفاتر ما رموز عشق در اشعار ما مشاهده کن
ز مرهمی که رسد لطف دوست بر دل ریش دوای سینه افگار ما مشاهده کن
هزار دانه که در گوش هوش باید کرد ز عقد طبع درربار ما مشاهده کن
شکر که طعمه به طوطی دهند ابن حسام تو از مقاله گفتار ما مشاهده کن