غزلیات

ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۵۰

ابن حسام خوسفی
دهانش آرزوی تنگدستان عذارش قبله آتش پرستان
بجای پسته و شکر تمامست دهان ساقی و لب نقل مستان
ز دیوان کمال از غایت لطف بدست آوردم این معنی بدستان
دهانش هست میگویند آن نیست میانش نیست ، می گویند و هست آن
دل ابن حسام آن غمزه گر خست کدامین دل که آن غمزه نخست آن