غزلیات

ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۵۳

ابن حسام خوسفی
نگار من همه آیین دلبری دارد ولی زعاشق بیچاره دل بری دارد
لبش به بوسه گر اب حسات می بخشد به غمزه شیوه ی جور و ستمگری دارد
چنانکه در رخ او آیت ید بیضاست فریب نرگس او سحر سامری دارد
چو من رقیب گر آشفته و پریشان است عجب مدار که او چشم بر پری دارد
خیال روی بتان می پرستد ابن حسام مگر طریق و ره و رسم آزری دارد