کشف المحجوب - بابُ اثباتِ العلم
فصل
هجویری
اما علم بنده باید که در امور خداوند تعالی باشد و معرفت وی، و فریضه بر بنده علم وقت باشد و آن چه بر موجب وقت به کار آید ظاهر و باطن. و این به دو قسم است: یکی اصول و دیگر فروع ظاهر اصول قول شهادت و باطنش تحقیق معرفت و ظاهر فروع برزش معاملت و باطن تصحیح نیت. و قیام هر یک از این بی دیگر محال باشد. ظاهر حقیقت بی باطن نفاق، و باطن حقیقت بی ظاهر زندقه ظاهر شریعت بی باطن نفس و باطن بی ظاهر هوس.
پس علم حقیقت را سه رکن است: یکی علم به ذات خداوند عزو جل و وحدانیت وی و نفی تشبیه از ذات پاک وی جل جلاله و دیگر علم به صفات وی و احکام آن و سدیگر علم به افعال و حکمت وی.
و علم شریعت را سه رکن است: یکی کتاب ودیگر سنت و سیم اجماع امت. و دلیل بر علم به اثبات ذات و صفات پاک و افعال خدای تعالی قوله، تعالی: «فاعْلمْ أنه لا اله الا الله (۱۹/محمد)»، و نیز گفت: «فاعْلموا أن الله موْلیکم (۴۰/الأنفال)»، و نیز گفت: «ألم تر إلی ربک کیف مد الظل (۴۵/الفرقان)»، و نیز گفت: «أفلا ینْظرون إلی الإبل کیْف خلقتْ (۱۷/الغاشیه)». و مانند این آیات بسیار است که جمله دلایل اند بر نظر کردن اندر افعال وی تعالی و تقدس تا بدان افعال، فاعل را به صفات وی بشناسند.
و پیغمبر گفت، صلی الله علیه و سلم: «منْ علم أن الله تعالی ربه و انی نبیه حرم اللهتعالی لحْمه و دمه علی النار.»
اما شرط علم به ذات خداوند تعالی آن است که وی بداند که خداوند تعالی موجود است اندر قدم ذات خود و بی حد و بی حدود است و اندر مکان و جهت نیست، و ذاتش موجب آفت نیست. از خلقش کسی مانند نیست. وی را زن و فرزند نیست هرچه اندر وهم صورت گیرد و اندر خرد اندازه بندد، وی جل جلاله آفریدگار آن است و دارنده و پروردگار آن؛ لقوله، تعالی: «لیس کمثْله شیء و هو السمیع البصیر (۱۱/الشوری).»
و اما علم به صفات وی آن است که بدانی که صفات وی تعالی بدو موجود است که آن نه وی است ونه جز وی، بدو قایم است و او به خود قایم و دایم، چون علم و قدرت و حیات و ارادت و سمع و بصرو کلام و بقا؛ لقوله، تعالی: «إنه علیم بذات الصدور (۴۳/الأنفال)»، و نیز گفت: «والله علی کل شیْء قدیر (۲۸۴/البقره)، و نیز گفت: «هو الحی لا إله إلا هو (۶۵/الغافر)» و نیز گفت: «وهو السمیع البصیر (۱۱/الشوری)»، و نیز گفت: «فعال لما یرید (۱۰۷/هود)»، و نیز گفت: «قوْله الحق (۷۳/الأنعام)».
اما علم به اثبات افعال وی آن است که بدانی که وی تعالی و تقدس آفریدگار خلقان است و خالق افعال ایشان است و عالم نابوده، هست به فعل وی شده است، مقدر خیرو شر است، خالق نفع و ضرر است؛ لقوله، تعالی: «الله خالق کل شیء (۶۲/الزمر).»
و دلیل بر اثبات احکام شریعت آن است که بدانی که از خداوند تعالی به ما رسولان آمدند با معجزهای ناقض عادت، و رسول ما، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم حق است و وی را معجزات بسیار است و آن چه ما را خبر داده است از غیب و عین، جمله حق است. رکن اول از شریعت کتاب است؛ لقوله، تعالی: «منه آیات محکمات (۷/آل عمران)»، و دیگر سنت است؛ لقوله، تعالی: «و ما اتیکم الرسول فخذوه وما نهیکم عنْه فانْتهوا (۷/الحشر)»، و سدیگر اجماع امت است؛ لقوله، علیه السلام: «لایجتمع امتی علی الضلالة، علیکم بالسواد الاعظم.» و در جمله احکام شریعت بسیار است، و اگر کسی خواهد تا جمله را جمع کند نتواند؛ از آن که لطایف خداوند تعالی رانهایت نیست.