غزلیات

هلالی جغتایی

غزل شمارهٔ ۱۸۷

هلالی جغتایی
قد تو عمر درازیت و سرو گلشن ناز بیا و سایه فگن بر سرم چو عمر دراز
ز گریه، بی تو، مرا بسته بود راه نظر تو آمدی و نظر می کنم به روی تو باز
چراغ عشرت من مرد و بر تو ظاهر نیست بیا که پیش تو، روشن کنم به سوز و گداز
ز آسمان و زمین فارغیم در ره عشق درین سفر چه تفاوت کند نشیب و فراز؟
به روی زرد هلالی ز روی ناز مبین که از جهان به تو آورده است روی نیاز