غزلیات

هلالی جغتایی

غزل شمارهٔ ۱۹

هلالی جغتایی
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا ای من سگت، به سوی خود آواز کن مرا
تا با تو راز گویم و فارق شوم دمی بهر خدا، که هم دم و همراز کن مرا
لطف تو معجزیست، که بر مرده جان دهد لطفی کن و زنده ز اعجاز کن مرا
چون کاکل تو چند توان گشت بر سرت؟ تیغی بگیر و از سر خود باز کن مرا
ساقی، هلاکم از هوس پای بوس تو در پای خویش مست سر انداز کن مرا
نازی بکن، که بی خبر افتم به خاک و خون یهنی که: نیم کشتهٔ آن ناز کن مرا
جانا، به غمزه سوی هلالی نظر فکن وز جان هلاک غمزهٔ غماز کن مرا