رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۴۲

حافظ
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بیانگر فضای رندی و ملامت‌گری در ادبیات عرفانی است که در آن شاعر با زبانی هشدارگونه، پیامدهای وارد شدن به راه و رسم عاشقان بی‌پروا و مست را بازگو می‌کند. درون‌مایه اصلی، تضاد میان عقل مصلحت‌بین اجتماعی و شوریدگی عاشقانه است؛ جایی که انتخاب راه عشق، به قیمت از دست رفتن نام و ننگ دنیا تمام می‌شود.

شاعر در این کلام، مخاطب را از همنشینی با کسانی که در عین بی‌اعتنایی به قضاوت خلق، در آتش عشق و رندی می‌سوزند برحذر می‌دارد؛ چرا که این هم‌نشینی، فرد محتاط را نیز به ورطه بدنامی و شوریدگی می‌کشاند.

معنی و تفسیر

گر همچو من افتادهٔ این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی

اگر تو نیز مانند من در بند این عشق گرفتار شوی، به احتمال زیاد چنان غرق در مستی و شراب معرفت یا لذت خواهی شد که اختیار از کف می‌دهی و از نگاه عقل مصلحت‌بین، خراب و ویران می‌شوی.

نکته ادبی: خراب‌شدن در ادبیات کلاسیک علاوه بر معنای ویران‌شدن، به معنای مستی و از خود بی‌خود شدن نیز به کار می‌رود.

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی

ما کسانی هستیم که با خصلت‌های عاشقی، رندی (بی‌قیدی نسبت به آداب ظاهر)، مستی و سوزاندن تعلقات دنیوی شناخته می‌شویم. با ما معاشرت نکن، چرا که اگر با ما هم‌نشین شوی، تو نیز در نظر جامعه به بدنامی متهم خواهی شد.

نکته ادبی: واژه رند در اینجا به معنای کسی است که ظاهر شریعت را فدای حقیقت عشق کرده و از ملامت مردم نمی‌هراسد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دام

عشق به دامی تشبیه شده که عاشق را گرفتار می‌کند.

مبالغه (اغراق) عالم‌سوز

اشاره به شدت شور و حالی که گویی جهان را به آتش می‌کشد.

تضاد عاشق و رند و مست

تقابل بین سبک زندگی رندانه و مست با هنجارهای عقلانی و اجتماعی.