رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۳۷

حافظ
گفتی که تو را شوم مدار اندیشه دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل، کنچه دلش می خوانند یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بازتابی از کشمکش درونی انسان میان پندهای عقلانی و آشفتگی‌های عاطفی است. شاعر در این قطعه، نصیحت‌های مرسوم مبنی بر صبر و آرامش را به چالش می‌کشد و با نگاهی واقع‌بینانه به ماهیت قلب، آن را نه کانونی برای سکون، بلکه کانون تلاطم و هجوم هزاران دغدغه معرفی می‌کند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی پرسشگرانه نسبت به قدرتِ اراده در برابر هجومِ افکار است. شاعر نشان می‌دهد که چگونه توصیه‌های منطقی و دعوت به شکیبایی، در برابر ماهیتِ بیقرار و سراسرِ تشویشِ دل، رنگ می‌بازند و عملاً بی‌اثر می‌شوند.

معنی و تفسیر

گفتی که تو را شوم مدار اندیشه دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه

تو به من گفتی که نگران تو نباشم و ذهنم را درگیر تو نکنم و توصیه کردی که خود را به صبوری دعوت کنم و فکرم را بر شکیبایی متمرکز سازم.

نکته ادبی: مدار اندیشه به معنای محور و کانون نگرانی و فکر است. گمار از فعل گماشتن به معنای قرار دادن و متمرکز کردن است.

کو صبر و چه دل، کنچه دلش می خوانند یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه

اما کو آن صبر و آن قلبی که از آن سخن می‌گویی؟ آنچه که مردم به نام قلب می‌شناسند، در حقیقت تنها یک قطره خون ناچیز است که اسیر هزاران فکر و خیال آشفته و بی‌پایان است.

نکته ادبی: کان مخفف که آن است. تقابل میان یک قطره (کمیت اندک) و هزار اندیشه (کمیت بسیار) برای تأکید بر اضطراب دائم قلب به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری کو صبر و چه دل

شاعر با طرح پرسش، وقوع صبر و آرامش را در چنین وضعیتی غیرممکن می‌داند و به نوعی ناامیدیِ خود را از دستیابی به آن صبرِ توصیه شده، ابراز می‌دارد.

تضاد یک قطره خون و هزار اندیشه

تقابل میان کمیت ناچیز یک قطره خون و کثرت بی‌شمار افکار برای نشان دادن بزرگی و سنگینی بار اندوه در یک فضای کوچک (قلب).

مجاز یک قطره خون

اشاره به جنبه فیزیکی و مادی قلب در برابر جنبه احساسی و معنوی آن برای تأکید بر ضعف و ناتوانی انسان.