رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۲۷

حافظ
در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل بربست مشاطه وار پیرایهٔ گل
از سایه به خورشید اگرت هست امان خورشید رخی طلب کن و سایهٔ گل

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

بیت‌های پیش رو، تصویری لطیف و خیال‌انگیز از فرارسیدن بهار و شکوفایی طبیعت را ترسیم می‌کنند. شاعر با نگاهی ستایش‌آمیز به آفرینش، نسیم صبا را همچون دایه‌ای دلسوز و آرایشگری هنرمند تصور کرده که گل را می‌پرورد و می‌آراید.

در نگاهی عمیق‌تر، این ابیات دعوتی است به طلبِ زیبایی و کمال؛ شاعر با استفاده از مفاهیمِ خورشید و گل، مخاطب را به جستجوی حقیقتی درخشان و بهره‌مندی از زیبایی‌های زودگذرِ هستی فرا می‌خواند.

معنی و تفسیر

در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل بربست مشاطه وار پیرایهٔ گل

هنگامی که نسیم سحرگاهی همچون دایه‌ای دلسوز به پرورشِ گل پرداخت، همچون آرایشگری ماهر، زیور و زینتِ گل را بر تنش آراست.

نکته ادبی: واژه‌ی «مشاطه» در زبان کهن به زنی گفته می‌شد که شغلش آرایشگری و پیراستنِ عروس بود.

از سایه به خورشید اگرت هست امان خورشید رخی طلب کن و سایهٔ گل

اگر در سفرِ از تاریکیِ نادانی یا ناامنی به روشناییِ آگاهی، توانی داری، پس به دنبال معشوقی تابان‌چهره بگرد و در سایه‌سارِ لطیفِ گلِ وجودِ او بیارام.

نکته ادبی: «خورشید رخ» کنایه از زیباییِ خیره‌کننده و درخشانِ چهره‌ی محبوب است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص باد صبا دایهٔ گل

شاعر نسیم صبا را به مانند انسانی دلسوز (دایه) تصویر کرده که وظیفه‌ی پرورش گل را بر عهده دارد.

تشبیه مشاطه وار

باد صبا در آراستنِ گل به آرایشگری (مشاطه) تشبیه شده است.

کنایه خورشید رخ

اشاره به چهره‌ای بسیار زیبا و درخشان که همچون خورشید تابان است.