رباعیات

حافظ

رباعی شمارهٔ ۲۴

حافظ
چشم تو که سحر بابل است استادش یا رب که فسونها برواد از یادش
آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال آویزهٔ در ز نظم حافظ بادش

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

شاعر در این ابیات با بیانی ستایش‌آمیز به توصیف زیبایی‌های معشوق پرداخته و با استعاره‌های لطیف، قدرت تأثیرگذاری چشمان او را برتر از جادوی کهن دانسته است.

در بخش دوم، شاعر با تواضعی هنرمندانه، آرزو می‌کند که اشعارش همچون زینتی گران‌بها، گوش جان معشوق را بیاراید و در خاطر او ماندگار شود.

معنی و تفسیر

چشم تو که سحر بابل است استادش یا رب که فسونها برواد از یادش

چشمان تو چنان در افسونگری سرآمد است که گویی جادوی بابل که در تاریخ به آن شهرت دارد، شاگردی در محضر چشمان توست؛ خدای را سپاس که این جادوهای کهن در برابر نگاه تو رنگ می‌بازد.

نکته ادبی: سحر بابل استعاره‌ای است از جادوی اصیل و قدرتمند که شاعر برای مبالغه در زیبایی چشم معشوق به کار برده است.

آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال آویزهٔ در ز نظم حافظ بادش

آن گوشی که زیبایی معشوق را پذیرفته و در بند آن گرفتار شده است، شایسته آن است که سخنان نغز و مرواریدوارِ حافظ همچون گوشواره‌ای گران‌بها زینت‌بخش آن باشد.

نکته ادبی: حلقه در گوش کردن کنایه از بندگی و تسلیم است و آویزه به معنای گوشواره است که استعاره از کلام شاعر می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه سحر بابل است استادش

شاعر با اغراق در زیبایی چشم، جادوی افسانه‌ای بابل را شاگرد چشم معشوق می‌خواند.

کنایه حلقه کرد در گوش

کنایه از بندگی و تسلیم در برابر زیبایی و پذیرش آن.

استعاره آویزه در

شاعر شعر خود را به مروارید و زیوری تشبیه کرده که شایسته گوش معشوق است.